لحظه  بروز رسانی 
ماهورکارا
ماهورکارا

به سر افکنده مرا سایه ای از تنهایی

به سر افکنده مرا سایه ای از تنهایی

چتر نیلوفر این باغچه‌ی بودایی



بین تنهایی و من راز بزرگی‌ست بزرگ

هم از آن گونه که در بین تو و زیبایی



بارَش از غیر و خودی هر چه سبکتر؛ خوشتر

تا به ساحل برسد رهسپُر ِ دریایی



آفتابا تو و آن کهنه درنگت در روز

من شهابم من و این شیوه‌ی شب پیمایی



بوسه ای دادی و تا بوسه‌ی دیگر مستم

کس شرابی نچشیدست بدین گیرایی



تا تو برگردی و از نو غزلی بنویسم

می گذارم که قلم پر شود از شیدایی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ماهورکارا
ماهورکارا

می خواستم نگهت دارم می خواستم در مشتم

می خواستم نگهت دارم

می خواستم در مشتم باشی

هر چه بیشتر خواستم تو را

بیشتر از دست دادمت

افسوس! چه دیر می فهمیم

نگه داشتن عشق

چون نگه داشتن آب است

در کف مشت.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ماهورکارا
ماهورکارا

چه غم دارد ز خاموشی درون شعله پروردم

چه غم دارد ز خاموشی درون شعله پروردم

که صد خورشید آتش برده از خاکستر سردم


به بادم دادی و شادی، بیا ای شب تماشا کن

که دشت آسمان دریای آتش گشته از گردم


شرار انگیز و توفانی، هوایی در من افتاده ست

که همچون حلقۀ آتش در این گرداب می گردم


به شوق لعل جان بخشی که درمان جهان با اوست

چه طوفان می کند این موج خون در جان پر دردم


وفاداری طریق عشق مردان است و جانبازان

چه نامردم اگر زین راه خون آلود برگردم


در آن شب های طوفانی که عالم زیر و رو می شد

نهانی شبچراغ عشق را در سینه پروردم



بر آری ای بذر پنهانی سر از خواب زمستانی

که از هر ذرۀ دل آفتابی بر تو گستردم


ز خوبی آب پاکی ریختم بر دست بد خواهان

دلی در آتش افکندم، سیاووشی بر آوردم


چراغ دیده روشن کن که من چون سایه شب تا روز

ز خاکستر نشین سینه آتش وام می کردم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ماهورکارا
ماهورکارا

شب رفت ولی هنوز من تاریکم مثل خط

شب رفت ولی هنوز من تاریکم

مثل خط نور در افق باریکم

مرگ آمد و روی صفحۀ صبح نوشت:

مثل رگ گردنت به تو نزدیکم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ماهورکارا
ماهورکارا

آرزویی دارم روزنی اما نه

آرزویی دارم

روزنی اما نه

که به سویش بگشایم.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ماهورکارا
ماهورکارا

یک سبد احساس را با تو قسمت می کنم

یک سبد احساس را با تو قسمت می کنم

در شب میلاد تو جان نثارت می کنم

عشق زیبای تو را رونق دل می کنم

با تو ای زیباترین احساس بودن می کنم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ماهورکارا
ماهورکارا

یه موتور می خوام یه جاده که به آخر نرسه

یه موتور می خوام یه جاده که به آخر نرسه
پشت چشمک چراغش، پاسبون سرنرسه

یه موتور می خوام که من رو ببره از این سکون
رخش بی ترمز من باشه واسه فتح جنون

یه موتور می خوام، یه جاده که نهایتش تو باشی
ترک لحظه هام بشینی ‚ با من از دنیا جدا شی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ماهورکارا
ماهورکارا

من گرفتار و تو در بند رضای دگران من ز

من گرفتار و تو در بند رضای دگران
من ز درد تو هلاک و تو دوای دگران

گنج حسن دگران را چه کنم بی رخ تو؟
من برای تو خرابم، تو برای دگران

خلوت وصل تو جای دگران‌ست، دریغ!
کاش بودم من دل خسته به جای دگران

یادگارِ ماندگار
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
طهورا
مهربونمهربون
طهورا

بخند…خنده های تو ترکیدن شاهوار کوهستان‌های انار است…

بخند…خنده های تو ترکیدن شاهوار کوهستان‌های انار است…

بخند…خنده های تو
ترکیدن شاهوار کوهستان‌های انار است…

مشاهده همه ی 6 نظر
طهورا
مهربونمهربون
طهورا

جهانی را پریشان کرد از آشفتن ِ یک مو معاذلله،

جهانی را پریشان کرد از آشفتن ِ یک مو معاذلله،

جهانی را پریشان کرد از آشفتن ِ یک مو
معاذلله، اگر بگشاید از گیسو خم ِ دیگر

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید