لحظه  بروز رسانی 
bahar
bahar

دل تنگی ام را رویِ تمامِ گلبرگ هایِ حسرت

دل تنگی ام را رویِ تمامِ گلبرگ هایِ حسرت

دل تنگی ام را
رویِ تمامِ گلبرگ هایِ حسرت
دانه دانه تکانده ام.
و به امید
یک باغ ازجنس بهار نشسته ام.
کی شکوفه می زنند
دوباره گل هایِ عشق

مشاهده همه ی 1 نظر
Nastaran
Nastaran

روحم را با تداوم نگاهت به شبانه هایم بند

روحم را با تداوم نگاهت به شبانه هایم بند

روحم را
با تداوم نگاهت
به شبانه هایم بند می کنم
حریم چشمانت
سکوت مخملین شب را می شکند
و عشق
هزار و یکشب خاطراتت را
آغاز می کند ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
AhmadReza
AhmadReza

عمر میگذرد و من بیشتر می‌فهمم که هیچ چیز در دنیا

عمر میگذرد و من بیشتر می‌فهمم که هیچ چیز در دنیا

عمر میگذرد و من بیشتر می‌فهمم که هیچ چیز در دنیا ارزش گریه کردن را ندارد
ما آدم ها مدام چیزهایی را که اسمشان را مصیبت و بدبختی میگذاریم در سرزمین افکارمان می‌چرخانیم و دوره می‌کنیم و همین باعث میشود در صدسالگی حسرتِ لذت نبردن از زندگی را بخوریم
شاید کلمه ی رها کردن و فرار کردن برای چنین لحظاتی به وجود آمده‌اند... از غصه هایت فرار کن.
در ناکجا آباد درونت رهایش کن
و به دنبال هر چیز که شادت می‌کند روانه شو...
زندگی اگر چیزهای زیادی برای گریه کردن دارد، چیزهایی هم برای لبخند زدن دارد.
فقط کافیست از ته دلت بخواهی که زندگی را زندگی کنی... ‌‌.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
آوا
آروم و عادیآروم و عادی
آوا

بیا تمامش کنیم…. همه چیز را…. که نه من

بیا تمامش کنیم…. همه چیز را…. که نه من

بیا تمامش کنیم….
همه چیز را….
که نه من سد راه تو باشم و نه تو مجبور به ماندن….
نگران نباش….
قول میدهم کسی جای تو را نمیگیرد…
اما فراموشم کن…..
بخند… تو که مقصر نبودی…
من این بازی را شروع کردم… خودم هم تمامش میکنم…
میدانی؟
گاهی نرسیدن زیباترین پایان یک عاشقانه است….
بیا به هم نرسیم…

مشاهده همه ی 1 نظر
Hasti
Hasti

دلیل می خواستم برایِ دیوانگی ام. خوب کردی آمدی

دلیل می خواستم برایِ دیوانگی ام. خوب کردی آمدی

دلیل می خواستم
برایِ دیوانگی ام...
خوب کردی آمدی

مشاهده همه ی 3 نظر
Saqar
Saqar

دوست داشتنت را می‌گذارم برای کلافگی‌هایم برای وقتی که آخرین

دوست داشتنت را می‌گذارم برای کلافگی‌هایم برای وقتی که آخرین

دوست داشتنت را می‌گذارم برای کلافگی‌هایم
برای وقتی که آخرین شماره‌ی دفترچه تلفنم جواب نمی‌دهد
می‌گذارمش برای وقتی ک هیچ گوشی برای شنیدن ندارم
برای آخرین قطار که رفته است
برای هق هق شبانه
برای پایانِ تلخِ یک رمانِ عاشقانه
برای هرچه اخبارِ بد که می‌شنوم
برای تمامِ نا امیدی‌های عالم
دوست داشتنت را امید میکنم و به خودم می‌دهم....
تا باور کنم
دنیا هنوز هم می‌تواند زیبا و دیدنی باشد
تا باور کنم چیزهایی که می‌بینم برای مرگم کافی نیست
اصلا دوست داشتنِ تــــــــــــــــــــــو تا هست،
چطور می‌شود غمگین بود، طاقت نداشت یا گذاشت و رفت؟

مشاهده همه ی 1 نظر
Maryam
Maryam

آمدی جانم به قربانت ولی بمان ماندنت آنقدر شیرین

آمدی جانم به قربانت ولی بمان ماندنت آنقدر شیرین

آمدی جانم به قربانت
ولی بمان
ماندنت آنقدر شیرین است
که تمامِ دیر آمدنت را یک تنه جبران میکند

مشاهده همه ی 1 نظر
Paria
Paria

تو را. از خاطرات چه کسی برداشته ام که

تو را. از خاطرات چه کسی برداشته ام که

تو را...
از خاطرات چه کسی برداشته ام
که سهمِ من نمی شوی؟
دنیا را ...
در مُشت های گره کرده ام می نشانم
و گلوله های خشم را
یکی یکی...
در سینه ام خالی می کنم
تقدیر را...
سرنوشت را...
هر چه که بی تو باشد را
نمی خواهم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Fariba
Fariba

کتاب هایم را ببند آن ها را مخوان. به جای

کتاب هایم را ببند آن ها را مخوان. به جای

کتاب هایم را ببند آن ها را مخوان.
به جای خواندن آن ها،
خط های دست وچهره ام را بخوان.
وقتی به چهره تو می‌نگرم،
مانند کودکی هستم
که شادمانه
به درخت کریسمس می‌نگرد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید