لحظه  بروز رسانی 
bahar
bahar

بیاییم . دســت های آدم های دوست داشتنی ِ زندگی

بیاییم . دســت های آدم های دوست داشتنی ِ زندگی

بیاییم ...
دســت های آدم های دوست داشتنی ِ زندگی مان را بیشتر بگیریم
دست ها حتی بیشتر از چشم ها میتوانند با ما حرف بزنند،
دستها سر منشا تمامی احساس‌های درونی هستند
دستها معجزه میکنند وقتی
اشکی پاک میکنند
مویی نوازش میکنند
به دور گردنی پیچیده میشوند
دستها حرفشان گیرا تر است
آنقدر که حرف هایشان روی روحمان حک میشود...

بیایید دست های آدم های همیشه مهربان زندگی مان را بیشتر بگیریم
و بیشتر احساساتشان را بفهمیم

مشاهده همه ی 1 نظر
Fariba
Fariba

بزرگترین.خوشبختی این است که ما را به خاطر.خودمان و

بزرگترین.خوشبختی این است که ما را به خاطر.خودمان و

بزرگترین.خوشبختی این است
که ما را به خاطر.خودمان
و برای.آنچه واقعا هستیم
دوست.بدارند...

مشاهده همه ی 1 نظر
elmira(دختر افغان ) فیسنما
elmira(دختر افغان ) فیسنما

مینویسم برای تو از دست رفته که هرکجای جهانی، بازگرد

مینویسم برای تو از دست رفته که هرکجای جهانی، بازگرد

مینویسم برای تو از دست رفته
که هرکجای جهانی، بازگرد...
مینویسم که بخوانی و بدانی،
جهانم خالی از هر موجودیست،
زمانی که تورا ندارم...
مینویسم به جبران تمام روزها و شب هایی که داشتمت ولی حواسم پرت روزمرگی هایم بود
مینویسم دوستت دارم برای توی از دست رفته،
که بخوانی و بازگردی
جهانِ کوچک من،
کجای جهانی که هرچه جستجو میکنم،
چشمانم تورا نمیبینند...
میگویم بازگرد و پژواک صدایم جهان را پر کرده است،
ولی اثری از تو نیست...
من تو را در همه ی عالم میجویم و در انتها باز هم به هیچ میرسم
مینویسم که به گوشَ ت برسد
مینویسم که شاید کسی برایت بخواندَش
مینویسم خوبم که به رسم گذشته دلت شورم را نزند...
ولی تو بدان که سرگردان و دلگیرم
دلگیر از تمام روز ها و شب هایی که میگذرند و نبودنت را طولانی تر میکنند
میگویم دلتنگم ولی تو بخوان ،
نبودنت مرا شکسته است...
من میگویم خسته ام ولی تو بخوان،
دلم آغوش میخواهد،
به امنیتِ تنِ تو...
جهانِ کوچکِ من؛
بازمیگردانمت به آغوشی که وطن توست،
و میبوسمت به جبران تمام لحظاتی که نبودی...
جای جای این کره ی خاکی را ،
برای تو که جهان کوچک منی زیر پا میگذارم
و دنیا را به تماشا می‌نشانم که گاهی میشود یک جهانِ دوست داشتنی به کوچکی "تــو" داشت

مشاهده همه ی 3 نظر
MahTab
MahTab

وقتی قرار است بروی دل دل نکن منتظرنمان هیچ اتفاقی ماندگارت

وقتی قرار است بروی دل دل نکن منتظرنمان هیچ اتفاقی ماندگارت

وقتی قرار است بروی دل دل نکن منتظرنمان هیچ اتفاقی ماندگارت نمیکند
وقتی قرار است بروی حتماً دلشوره هایت را مرور کرده ای
یادگاری هایت را
بغض های پشت سرت را
می روی بی آنکه یادت بیاید خاطرات را
و چیزهایی که هنوز نمیدانم چرا دوستشان داشتیم
بهانه برای رفتن زیاد است
این ماندن است که بهانه نمیخواهد
این ماندن است که دل میخواهد
شهامت میخواهد
عشق میخواهد
حالا تو هی بگو باید بروی..
اصلاً همه دنیا را جاده بکش
بگو که عشق به درد شعر ها میخورد
و من..
میترسم از کسی که دیگر حتی شعر هم قلبش را نمیلرزاند
کسی که میداند کسی منتظرش نیست
اما دلش.. هوای پریدن دارد
وقتی قرار است بروی به آینه نگاه نکن
شاید چشمهای کسی که روبروی تو ایستاده
منصرفت کند از رفتن
شاید نم اشکی ببینی.. غباری.. خیالی دور در آستانه ی ویران شدن
شاید نا خودآگاه در آینه لبخند بزنی و به تصویر دیر آشنای محصور در قاب بگویی
" سلام "
شاید هنوز روح کودکانه ات از گوشه ایی سرک بکشد و نگران باشد که مبادا فراموشش کنی!
تو
لبخند بزن
من
غربت پشت آن لبخند را خوب میشناسم..
نمیگویم نرو..
نه..
نمیگویم نرو
اصلا مگر چیزی عوض میشود
فقط یک فالله خیرالحافظین میخوانم و به چهار جهت فوت میکنم
حتی اگر دیگر نبینمت هر شب به خوابت می آیم
تا به یادت بیاورم که..
بی خداحافظی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Keiwan
Keiwan

زدن را یک روش برقراری ارتباط با همسر خود می دانند

زدن را یک روش برقراری ارتباط با همسر خود می دانند

زدن را یک روش برقراری ارتباط با همسر خود می دانند. دوست دارند همه ی وقایع را با ذکر جزئیات برای همسر خود تعریف نمایند.

– هم چنین زن ها معمولاً با صدای بلند فکر می کنند و هرچه را در ذهنشان می گذرد با صدای بلند بر زبان می آورند. معمولاً به این طریق بهتر می توانند افکار خود را پردازش نمایند.

– گاهی حرف زدن برای زن ها روشی برای تخلیه ی تنش ها و اضطرابات آنان می باشد. در این مواقع گوش کردن مردها به صحبتهای همسرشان بهترین راه کمک به آنها در حل اضطراب ها یشان است.

– زن ها معمولاً ناراحتی خود را کم تر از آنچه واقعاً هست نشان می دهند، و این کار را برای حفظ آرامش خانه انجام می دهند. بنابراین مردها باید بدانند هر اشاره ی زن به ناراحتی هایش ممکن است بسیار عمیق تر از آنچه در ظاهر نشان می دهد باشد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Mitra
Mitra

گرفتارم ، نمیبینی ؟ برایت شعر میبافم که شاید قسمت

گرفتارم ، نمیبینی ؟ برایت شعر میبافم که شاید قسمت

گرفتارم ، نمیبینی ؟ برایت شعر میبافم
که شاید قسمت من باشد آن موهای تزئینی
کجا دیدی که شاعرها چنین زیبا شناسی را
ببافند و بگنجانند در اشعار آیینی ؟

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Afson
Afson

گر میشد صدا را دید چه گلهایی، چه گلهایی

گر میشد صدا را دید چه گلهایی، چه گلهایی

گر میشد صدا را دید
چه گلهایی، چه گلهایی
که از باغ صدای تو به هر آواز میشد چید
اگر میشد صدا را دید

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Saqar
Saqar

غنچه‌ای را که به پژمرده شدن محکوم است تا شکوفا

غنچه‌ای را که به پژمرده شدن محکوم است تا شکوفا

غنچه‌ای را که به پژمرده شدن محکوم است
تا شکوفا نشده،بشکن و پرپر گردان
من کجا بیشتر از حق خودم خواسته‌ام؟
مرگ حق است، به من حق مرا برگردان

مشاهده همه ی 1 نظر
شقایق
شقایق

تو همانی کـه به قصر دل من سلطانی حاکم قلـب

تو همانی کـه به قصر دل من سلطانی حاکم قلـب

تو همانی کـه به قصر دل من سلطانی
حاکم قلـب منی خوب خودت میدانی

همهٔ فکر و خیالم فقط اندیشهٔ توست
تو همانی که در این خاطره ها پنهانی

دردلم عشق کسۍنیست بجز عشق تو
خط بـه خط راز مرا از نگهم می خوانی

قلبـم از هـرنفـس تو ضربان می گیرد
همه شب در تپش جان و دلم مهمانی

شدم انگشت نمای همه ی مردم شهر
همـه گوینـد کـه دیـوانه و سرگردانی

دگر افـزون شده از زخم زبان، درد دلم
تـو همـانۍکـه همـه درد مرا درمانی

حکم کن ای شه احساس دل عاشق من
حاکم عشقی و این را به یقین می دانی

مشاهده همه ی 3 نظر
Farima
Farima

فاجعه یعنی آنقدر در تــــــــو غرق شده ام که

فاجعه یعنی آنقدر در تــــــــو غرق شده ام که

فاجعه یعنی
آنقدر در تــــــــو غرق شده ام
که از تلاقی نگاهم با دیگری
احساس
خیانت می کنم
عشق یعنی همین

مشاهده همه ی 2 نظر