42.gif
1358292294710824_large.gif

"لایــــــ ــک "  و "بازنشر"  مطالـــب یــــه جور " احـــ ــترام " گـــذاشتـــــن

بـــه دوســــتــامــــونــه پـــ ــس بیاییــ ـــد"تو ایــن " جمـــ ــع

دوســــتانه " به هم احـــ ــترام بــــ ـذاریــــ ـــــم"


:10pvkae:

 ✘اســـتـــثـــنـــایـــــے تــــریـــלּ گـــــــروه فــیــســـ ـــنــمــا✘

 

بروز رسانی 
محمد
محمد

‌ربنایت را بخوان تا وا کنم افطار را با صدایت بر لبم

‌ربنایت را بخوان تا وا کنم افطار را 
با صدایت بر لبم جاری کن استغفار را 

روزه داران منتظر ، تا ربنا را سر دهی 
رد نکن داودبا مرام ما، این خواهش و اصرار را 

مردم این سرزمین مشتاق آواز تو اند 
پس دریغ از ما نکن آن مخزن الاسرار را 

صوت زیبایت کماکان بین مردم ماندگار 
قلب مردم می پرستد شخص مردم دار را 

گر چه میدانم به پایت سنگ بسیاری زدند 
بی گمان طی می کنی این راه نا هموار را 

غم مخور داود من گر زخم کاری میزنند 
میدرد شمشیر تیز ، اول سپه سالار را 

ربنایت را بخوان تا حالمان بهتر شود 
چونکه کامل میکند هر سفره ی افطار را

مشاهده همه ی 2 نظر
محمد
محمد

من دیگر باور دارم فقط یک بار در عمر عشقی می‌آید،

من دیگر باور دارم فقط یک بار در عمر عشقی

می‌آید، "حریق می‌شود" و تو را

آتش می‌زند پس از آن عشق خانه برانداز اگر

جان به در ببری "عشق‌های" بعد از آن حریق

کپی آن عشق خانمان برانداز اول است

این عشق‌هایی که می‌آیند و می‌روند، دیگر نه

شعله دارند نه شور! فقط عادت است عادتی

که شاید مدام تکرار شود...

مشاهده همه ی 1 نظر
محمد
محمد

"دوستت دارم" ولی با ترس و پنهانیکه پنهان کردن یک عشق

"دوستت دارم" ولی با ترس و پنهانی
که پنهان کردن یک عشق یعنی اوج ویرانی! 

دلم رنج عجیبی می برد از دوریت اما
نجابت می کند مانند بانو های ایرانی. . .

تحمل کردن این راز از من سخت ودشوار است 
که روزی خسته خواهد شد دل از اندوه طولانی 

غمت را میخورد هر شب دل نازک تر از شیشه
تو سنگی را نمی خواهی کنار شیشه بنشانی! 

مرا باور کنی شاید به راه عشق برگردم 
نه از این دست باورهای مردم در مسلمانی!

"عزیزم دوستت دارم" غم این جمله را دیدی ؟!
تفاوت دارد این سیلاب با شب های بارانی


برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد

نازنین با نام تو دل عشق بازی می کند دل به


نازنین با نام تو دل عشق بازی می کند 
دل به نامت میشود گر سر فرازی می کند 

یاد تو در یاد من هرگز نمیمیرد که چون
در نبودت دائمن هِی صحنه سازی می کند 

ما شنا را خوب میدانیم در دریای عشق
حیف از آن چون بچه ها دل آب بازی می کند 

ساکن قلبم شدی مهمان چشمم میشوی؟
با تبسم از دلم مهمان نوازی می کند

چاره ای جز دیدن رویت ندارم نازنین
در فراق روی تو دل چاره سازی می کند....

مشاهده همه ی 1 نظر
محمد
محمد

"دوستت دارم" ولی با ترس و پنهانیکه پنهان کردن یک عشق

"دوستت دارم" ولی با ترس و پنهانی
که پنهان کردن یک عشق یعنی اوج ویرانی! 

دلم رنج عجیبی می برد از دوریت اما
نجابت می کند مانند بانو های ایرانی. . .

تحمل کردن این راز از من سخت ودشوار است 
که روزی خسته خواهد شد دل از اندوه طولانی 

غمت را میخورد هر شب دل نازک تر از شیشه
تو سنگی را نمی خواهی کنار شیشه بنشانی! 

مرا باور کنی شاید به راه عشق برگردم 
نه از این دست باورهای مردم در مسلمانی!

"عزیزم دوستت دارم" غم این جمله را دیدی ؟!
تفاوت دارد این سیلاب با شب های بارانی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد

‌ ‌ غصه دارد دلم و بی تو دگر غمگینمتلخم ای

‌ ‌ غصه دارد دلم و بی تو دگر غمگینم
تلخم ای دوست ،بیا با تو بسی شیرینم

تو نیایی دل و جان بی نفست می میرد
من از این فاصله ها هم نفسم، دلگیرم

طی هر ثانیه در خاطرمن کندشده
تاابد با نفس ثانیه ها در گیرم 

من هراسان نشوم گرگ اگر بسیاراست 
پای عشق تو رسد مرد عمل چون شیرم 

برسم یا نرسم عشق حضورش زیباست 
تشنه عشقم و بی عشق ببین می میرم...

مشاهده همه ی 2 نظر
محمد
محمد

زبان غصه دراز است و گوشِ پند نداردوَ درد در دلِ

زبان غصه دراز است و گوشِ پند ندارد
وَ درد در دلِ دیوانه قید و بند ندارد

بیا که داود میرزاییِ دو چشم تو باشم
اگرچه شهرِ نگاهت کریمِ زند ندارد

اگر ز اسب بیاندازی ام ز اصل نیفتم
که هیچ آدم خاکی غم از کمند ندارد

هنوز جاذبه دارد برای ما پدرِ عشق
همان که دارویِ داود دردمند ندارد

بخواه، جانِ عزیزم فدا کنم که در اینجا
خلیل، میلِ به قربان گوسفند ندارد

مشاهده همه ی 4 نظر
محمد
محمد

زیر باران شده ام خیس بگو صبر کنم یا بروم؟سایه ات

زیر باران شده ام خیس بگو صبر کنم یا بروم؟
سایه ات چتر سرم نیست بگو صبر کنم یا بروم؟

سینه ام میتپد از وحشت دیر آمدنت
من مجال دگرم نیست بگو صبر کنم یابروم؟

چشم در راه تو خشکیدو نمی آیی تو
شده این باور تندیس بگو صبر کنم یا بروم؟

غرقه در حسرت دیدار بمانم یا نه!
دیگر این شرم روا نیست!بگو صبر کنم یا بروم؟

گور وحشت دگر این بار مرا خوانده بکام!ز
چاره ام نیست نیایی،بگوصبر کنم یا بروم؟

دیگر از جان شده ام سیر ببین من رفتم
دم آخر چه کنم......؟صبر کنم یا بروم؟


مشاهده همه ی 2 نظر
محمد
محمد

خود خواهم برای خواستنت.! خود خواهو متعصب وقتی ميگويم مال


خود خواهم برای خواستنت...!

خود خواهو متعصب

وقتی ميگويم مال منی

فقط دستانت نيست

همه ی تو سهم من است٬

از نگاه مردانه ات گرفته

تا تبسِم کجِ کنج لبت

مشاهده همه ی 2 نظر
محمد
محمد

بپرس دوستم داری؟بگذار بگویم من؟شما را؟به جا نمی آورم!ولی.شما چقدر زیبایید!به

بپرس دوستم داری؟
بگذار بگویم من؟
شما را؟
به جا نمی آورم!
ولی...شما چقدر زیبایید!
به فنجان قهوه ای دعوتتان کنم؟
لبخند بزن
بگو با کمال میل
بیا دوباره برای اولین بار ببینمت!
در همان دیدار دلت را ببرم
بگذار اولین دوستت دارم را دوباره بگویم!
باز هم عاشقت شوم!
تو یک لبخند که بزنی
من هر صبح آلزایمر میگیرم و تو یک عمر
اولین و آخرین عشقم خواهی بود...**

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید