basiratjooyan.ir
basiratjooyan.ir

چرا حکم روزه مسافر در زمان ما تفاوتی با زمان صدر

 لینک
چرا حکم روزه مسافر در زمان ما تفاوتی با زمان صدر

چرا حکم روزه مسافر در زمان ما تفاوتی با زمان صدر اسلام ندارد؟

با ذکر نکاتی این سؤال را پاسخ می دهیم:

۱. آیات متعددی در قرآن کریم حکم روزه مسافر را بیان کرده است. آیه ۱۸۵ سوره بقره می گوید: «و من کان مریضاً أو علی سفر فعدّۀ من أیّام أخر» (و هر کس که بیمار یا در سفر باشد تعدادی از روزه های [ماه های] دیگر را [روزه بگیرد.]) این آیه به صراحت از برداشته شدن حکم وجوب روزه برای مسافران و بیمارانی که توان روزه گرفتن ندارند (در آیه ۱۸۴)، سخن می گوید.

۲. برای کشف احکام شرعی صرفاً نمی توان به قرآن کریم بسنده کرد. برخی احکام از قرآن به دست نمی آید و فقط از طریق اهل بیت علیهم السلام به دست ما رسیده است. همانند حکم نماز مسافر که از سیره نبوی (ص) و روایت امام محمّد باقر (ع) می دانیم.

۳. خداوند در برخی از احکام شرعی تخفیف قائل شده است و تخفیف و سهل گیری خداوند ربطی به هیچ زمان ندارد. ادامه ی آیه ۱۸۵ سوره بقره پس از بیان حکم روزه مسافر می گوید: «یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر» (خداوند اراده آسانی بر شما می کند و دشواری شما را نمی خواهد.) یعنی هر چند مسافر توان روزه گرفتن داشته باشد امّا خداوند به سبب آسانی، وجوب روزه را از او برداشته است.

۴. نمی توان نماز و روزه مسافر را به خاطر وسایل نقلیه آسان در زمان کنونی متفاوت دانست. زیرا هر چقدر هم که زمان ها بگذرد، محدوده شهری ثابت است. یعنی اوّلاً وسیله نقلیه ملاک نیست. وگرنه همان زمان نزول قرآن کریم هم برخی شتر و به صورت طولانی رفت و آمد می کردند و برخی با اسب تندرو سریع به مقصد می رسیدند. ثانیاً هر چقدر هم شهر ها بزرگ تر شود، با رسیدن به حدّ ترخص (جایی که صدای شهر شنیده نشود و دیوار آن دیده نشود.) شهر پایان می یابد و با رسیدن به مسافت شرعی (۲۲ کیلومتر و نیم) حومه شهر هم اتمام پذیرفته است. و اتفاقاً اگر فاصله ی شهر ها کم تر باشد، «بلاد کبیره» شکل می گیرد که رفت و آمد در این شهر ها موجب شکسته شدن نماز و برداشته شدن وجوب روزه نمی شود. بنابر این، وجوب روزه مربوط به یک جا نشینی است که در فقه تعبیر به «وطن» می شود و مسافر هم اگر قصد ده روز ماندن در جایی را دارد باید همانند ساکنان آن شهر رفتار کند و روزه هایش را کامل بگیرد. به همین خاطر است که اگر شخصی از محدوده شهری خود خارج شود مسافر است و نباید روزه بگیرد.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
basiratjooyan.ir
basiratjooyan.ir

سیر فشرده اعتقادی سطح دو سطح دوم سیر مطالعاتی اندیشه

 لینک
سیر فشرده اعتقادی سطح دو سطح دوم سیر مطالعاتی اندیشه

سیر فشرده اعتقادی سطح دو
سطح دوم سیر مطالعاتی اندیشه اسلامی مربوط به تاریخ اسلام و سیره شناسی اهل بیت (علیهم السلام) است.
http://basiratjooyan.ir/?p=4901

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
basiratjooyan.ir
basiratjooyan.ir

توصیه ای که امام خامنه ای به قوه قضاییه درباره آبروی

توصیه ای که امام خامنه ای به قوه قضاییه درباره آبروی

توصیه ای که امام خامنه ای به قوه قضاییه درباره آبروی اشخاص کرده بودند
«یک مسئله‌ی دیگری که در مورد قوه‌ی قضائیه مهم است ـ البته مخاطب این، فقط قوه‌ی قضائیه نیست؛ بیشتر، دستگاه‌های تبلیغاتیاند ـ مسئله‌ی آبروی اشخاص است. خیلی باید مراقب حفظ آبروی اشخاص بود. شریعت اسلامی عِرض مؤمن را در ردیف جان او قرار داده. نباید قوه‌ی قضائیه ، دستگاه‌ها، دادگاه‌ها و دستگاه‌های اداری قوه‌ی قضائیه، تحت تأثیر جوسازی تبلیغات رسانه‌ها قرار بگیرند. خب، رسانه‌ها انصافا در این زمینه مشکلاتی دارند؛ بخصوص حالا که این پایگاه‌های رایانه‌ای راه افتاده، مشکلاتی وجود دارد؛ یعنی خیلی امورِ لازم‌الرعایه، رعایت نمیشود؛ حقیقتا اینجور است؛ این جزو نواقص زندگی ماست، نواقص کار ماست. خب، این در جای خود علاج دیگری دارد؛ علاج مسئله‌ی شایعات و کارهائی که در مطبوعات و غیر مطبوعات انجام میگیرد، مقوله‌ی جداگانه‌ای است؛ اما قوه‌ی قضائیه نباید تحت تأثیر قرار بگیرد. اگر چنانچه همه‌ی مطبوعات، همه‌ی پایگاه‌های رایانه‌ای که فضا درست میکنند، جو درست میکنند، افکار عمومی میسازند، به یک سمتی هل دادند، قوه‌ی قضائیه، آن دادگاه خاص یا دادسرائی که حالا مسئول پیگیری یک پرونده است، بایستی کار خودش را انجام بدهد؛ هیچ تحت تأثیر نباید قرار بگیرد. این نکته‌ی بسیار اساسیای است. اسم آوردن از متهمین، قبل از اثبات جرم، یا اسم نیاوردن، اما جوری بیان کردن که مثل اسم آوردن است، اینها اشکال دارد، ایراد دارد؛ اینها ارتقاء قوه‌ی قضائیه و دستگاه قضای کشور را یقینا دچار اختلال میکند. این هم یک نکته است که حتما بایستی مورد توجه قرار بگیرد.»

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
basiratjooyan.ir
basiratjooyan.ir

 آیا شما اجبار در حجاب را می پسندید ؟ پس این

 آیا شما اجبار در حجاب را می پسندید ؟ پس این

 آیا شما اجبار در حجاب را می پسندید ؟ پس این مطلب را بخوانید

از گوشه و کنار می شنویم که بعضی می گویند قرآن گفته:«لا إکراه فی الدین»(بقره،256) در دین خدا اجبار نیست. برای چی نماز، اجباری؛ روزه ، اجبار؛ حجاب ، اجبار و ... . برخی اجبار در حجاب را نمی پسندند زیرا می گویند آن که بد حجاب می آید که قصد و غرضی ندارد. فقط چهار تار مو انداخته بیرون. حالا چرا این چند تار مو رو بزرگ می کنید؟ مگر خدا به خاطر چند تار مو کسی را عذاب می کنه؟ خیلی ها هستند بهتر حجاب دارند اما آن قدر کثیف و بد هستند که خدا می داند؟ و از این دست پرسش ها...

نکته این جاست که اولاً آیه ای که این قدر از آن استفاده شده است در رابطه با انتخاب دین است نه تکالیف الهی. علامه طباطبائی(ره) می فرماید: 

«در جمله:" لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ"، دين اجبارى نفى شده است، چون دين عبارت است از يك سلسله معارف علمى كه معارفى عملى به دنبال دارد، و جامع همه آن معارف، يك كلمه است و آن عبارت است از" اعتقادات"، و اعتقاد و ايمان هم از امور قلبى است كه اكراه‏ و اجبار در آن راه ندارد» (1) به عبارت ديگر، عقائد هر شخصی بايد از راه استدلال به دست بيايد و معنا ندارد که ما کسی را به پذيرفتن يک اعتقاد بدون استدلال اجبار کنيم. حتی اين نکته با توجه به ادامه آيه بدست می آيد: « قَد تبيّن الرشد من الغی» ( راه هدايت از گمراهی روشن و آشکار شده است) به همين سبب علی بن ابراهيم قمی از اولين مفسرين شيعه که از اصحاب امام حسن عسکری (ع) نيز هست آيه را چنين تفسير می کند .(2) علاوه بر آن که قرآن کريم خود با اطاعت نکردن از خدا و پيغمبر با تندی برخورد می کند و می فرمايد: « ما کان لمؤمن و لامؤمنة إذا قضی الله و رسوله أمراً أن يکون لهم الخيرة من أمرهم و من يَعصِ الله فقَد ضلّ ضلالاً مبيناً»(3)

بعنی هيچ شخص مسلمانی حق ندارد در مقابل حکم خدا و رسول او از خود اختياری نشان دهد و هرکس که نافرمانی خدا کند به گمراهی آشکاری رفته است. زيرا راه خدا از اطاعت او می گذرد و اگر کسی از اين راه دور شد از راه هدايت نيز گمراه شده است. بنابر اين اطاعت از خدا واجب است. از طرف ديگر هم اگر قرار باشد هرکس واجبات اجتماعی اسلام را زير پا بگذارد و کسی با او کاری نداشته باشد پس امر به معروف و نهی از منکر کجا می رود؟ پس اجبار حجاب کاملاً اسلامی است. اما نکته اين جاست که اجبار حجاب نبايد با خشونت همراه باشد مگر در وقتی که مصلحت جامعه اقتضای خشونت را داشته باشد که آن هم سخت پيش می آيد. چون مصلحت جمعی بر مصلحت فردی مقدم است. البته تشخيص اين مصلحت فقط با شخص قاضی هست و هيچ کس حق ندارد تا از پيش خود کاری را انجام دهد. حتی تحقير يا ريختن آبروی آن شخص حرام است. مگر آن که همه چيزش آشکار باشد و به اصطلاح «مُتَجاهِر به فسق» باشد در ضمن ما نمی خواهيم با اجبار حجاب کسی را متهم کنيم که شخص ناپاکی است . بلکه فقط او را از کار ناپسندش نهی می کنيم و بس. درست است که برخی محجبه ها اشتباهاتی دارند اما اين نبايد باعث شود تا ما تکليف شرعی مان را فراموش نماييم. علاوه براين که بالأخره هرنظام و حکومتی بايد قوانينی داشته باشد. حالا شايد برخی از اين قوانين خوششان نيايد اما اگر هرکس بخواهد يک قانون که خوشش نمي آيد را زير پا بگذارد چه خواهد شد؟

1. ترجمه تفسير الميزان، ج‏2، ص: 524

2. تفسیر قمی ج1 ص84

3. سوره احزاب آیه 36

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
basiratjooyan.ir
basiratjooyan.ir
مشاهده همه ی 1 نظر