افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
96114669080515225652.jpg
بروز رسانی 
natasha
شادشاد
natasha
نمیدانم که سرگردان چرایم
گهی نالان گهی گریان چرایم
همه دردی بدوران یافت درمان
ندانم مو که بیدرمان چرایم
 بابا طاهر

e1fa15c3015e38329c085af02cd6b5d5.gif
نویسندگان برتر
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
natasha
شادشاد
natasha
در خلوت شب ز حق صدا می آید
از عطر سحر بوی خدا می آید
با گوش دگر شنو به غوغای سکوت
کز مرغ شب آواز دعا می آید
دل هایمان را فرش راه یار می کنیم 
و با سوز عاشقانه و ترنم واژه های زلال وحی، 
قدوم بهار یاران و فصل وصل بهاری دلان را خوشامد می گوییم
ماه میهمانی خداوند به بندگان راستینش 
 انان که میدانند خداوند ناظر کارهایشان است مبارک
18664232_1684181151891721_52366929619154
نویسندگان برتر
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
المیرا
عاشقعاشق
المیرا
میگویند:
خوش به حالت
از وقتی که رفته حتی خم به ابرو نیاوردی
نمیدانند بعضی دردها
کمر خم میکنند؛ نه ابرو

نویسندگان برتر
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
keyv@n( ارشد نویسندگان برتر - تیک تاک - فیسنمای های عزیز)keyv@n
ورزشکارورزشکار
keyv@n( ارشد نویسندگان برتر - تیک تاک - فیسنمای های عزیز)keyv@n

کاخ پترهوف روسیه

کاخ پترهوف روسیه کاخ عظیم و باشکوهی ست که در سنت پترزبورگ روسیه و به دستور پتر کبیر برای فرمانروایی ساخته شد که بعنوان یکی از عجایب روسیه شناخته شده است . و همپنین در میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.

این کاخ که قصر خصوصی پتر کبیر بوده است مجموعه ای از قصر و باغ بوده که گاهی با نام ورسای،
روسیه شناخته میشود. داخل این باغ را آبشارها و مجسمه های بی شمار طلایی و برنز در برگرفته است.

کاخ پترهوف روسیه

آبنمای کاخ پترهوف

روبروی کاخ و درست روی پله ها آبشاری پله ای قرار دارد که در نوع خود منحصر به فرد بودن باغ را به نمایش،
میگذارد. این باغ در قرن های ۱۷ و ۱۸ توسط دختر پتر کبیر ، الیزابت گسترش یافت.

این باغ در ضلع جنوبی ،سواحل خلیج فنلاند و در منطقه ی فدرال سنت پترزبورگ با،
معماری غرب گونه ی خود قرار گرفته است.

کاخ پترهوف روسیه

آبشار پله ای کاخ پترهوف

مجسمه های بی شماری با رنگ طلایی در این باغ چشم انداز زیبایی را بوجود آورده اند که هر کدام ،

نمادی از تاریخ به شمار میروند. این باغ از ۴ بخش باغ ها ، کاخ بزرگ ، فواره ها،
و آبشار ها تشکیل شده است.

مجسمه های طلایی کاخ پترهوف

کاخ بزرگ شامل ۳۰ اتاق با دکوراسیون مجلل و نقاشی و تراشکاری هنرمندانه ای ساخته شده است.
سایر کاخ های این باغ به نام های مون پلیسر ، مارلی ، هرمیتاژ پترهوف و کوتیج هستند.

کاخ پترهوف روسیه

یکی از اتاق های کاخ پترهوف روسیه

در این زمین دو باغ یکی در بالا و دگری در پایین باغ ساخته شده است که بازدید از باغ بالا رایگان و بازدید،

از باغ پایین به علت ریزه کاری های فراوان در ساخت آن هزینه برابر با ۴۵۰ روبل را در بر دارد.

۱۷۶ فواره در این باغ وجود دارند.هم چنین ۶ آبشار از جمله آبشار تچه طلایی هیل فاونتین ، تریک ،
شیر هرمی ، خورشید و نپتون قرار دارند. آبشار بزرگ این باغ دارای ۶۴ فواره،
و ۲۰۰ مجسمه ی برنزی است.

اگر به روسیه سفر می کنید بازدید از این بنای منحصر به فرد را از دست ندهید.

کاخ پترهوف روسیه


نویسندگان برتر
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
bahar
bahar
والپیپر زیبای جزیره Beautiful Island

دل بــســـپــار...

به آتشی که نمى سوزاند
" ابراهیم " را

و دریایى که غرق نمی کند
" موسى " را

نهنگی که نمیخورد
"یونس"را

کودکی که مادرش او را
به دست موجهاى " نیل " می سپارد
تا برسد به خانه ی تشنه به خونش

دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد

آیا هنوز هم نیاموختی ؟!
که اگر همه ی عالم
قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد ،
" نمی توانند "
پس
به " تدبیرش " اعتماد کن
به " حکمتش " دل بسپار
به او " توکل " کن
و به سمت او ”قدمی بردار : سکوت گورستان رامیشنوى؟
دنیا ارزش دل شکستن را ندارد ...
میرسد روزی ک هرگز در دسترس نخواهیم بود ...
خاک آنتن نمیدهد ک نمیدهد...!
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﺖ
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ غصه ﻫﺎﯾﺖ
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻪ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﻧﺎﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ؟
ﭘﺲ ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ
ﻋﻤﯿﻖ ﻧﻔﺲ ﺑﮑﺶ
ﻋﻤﯿﻖ
ﻋﺸﻖ ﺭﺍ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ
بودن را
ﺑﭽﺶ
ﺑﺒﯿﻦ
ﻭﺑﺎﺗﮏ ﺗﮏ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﯾﺖ لبخند بزن....

نویسندگان برتر
مشاهده همه ی 2 نظر
bahar
bahar
خلیج فارس

بهلول هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد. پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همانجا می نشست و مثل بچه ها گِل بازی می کرد . آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُل صحرایی گذاشت.
ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی از خدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و گفت:
- بهلول، چه می سازی؟
بهلول با لحنی جدی گفت:
- بهشت می سازم.
همسر هارون که می دانست بهلول شوخی می کند، گفت:
- آن را می فروشی؟!
بهلول گفت:
- می فروشم.
- قیمت آن چند دینار است؟
- صد دینار.
زبیده خاتون گفت:
- من آن را می خرم.
بهلول صد دینار را گرفت و گفت:
- این بهشت مال تو، قباله آن را بعد می نویسم و به تو می دهم.
زبیده خاتون لبخندی زد و رفت.
بهلول، سکه ها را گرفت و به طرف شهر رفت. بین راه به هر فقیری رسید یک سکه به او داد. وقتی تمام دینارها را صدقه داد، با خیال راحت به خانه برگشت.
زبیده خاتون همان شب، در خواب، وارد باغ بزرگ و زیبایی شد. در میان باغ، قصرهایی دید که با جواهرات هفت رنگ تزئین شده بود. گلهای باغ، عطر عجیبی داشتند. زیر هر درخت چند کنیز زیبا، آماده به خدمت ایستاده بودند. یکی از کنیزها، ورقی طلایی رنگ به زبیده خاتون داد و گفت:
- این قباله همان بهشتی است که از بهلول خریده ای.
وقتی زبیده از خواب بیدار شد از خوشحالی ماجرای بهشت خریدن و خوابی را که دیده بود برای هارون تعریف کرد.
صبح زود، هارون یکی از خدمتکارانش را به دنبال بهلول فرستاد. وقتی بهلول به قصر آمد، هارون به او خوش آمد گفت و با مهربانی و گرمی از او استقبال کرد. بعد صد دینار به بهلول داد و گفت:
- یکی از همان بهشت هایی را که به زبیده فروختی به من هم بفروش.
بهلول، سکه ها را به هارون پس داد و گفت:
- به تو نمی فروشم.
هارون گفت:
- اگر مبلغ بیشتری می خواهی، حاضرم بدهم.
بهلول گفت:
- اگر هزار دینار هم بدهی، نمی فروشم.
هارون ناراحت شد و پرسید:
- چرا؟
بهلول گفت:
- زبیده خاتون، آن بهشت را ندیده خرید، اما تو می دانی و می خواهی بخری، من به تو نمی فروشم!

نویسندگان برتر
مشاهده همه ی 1 نظر
bahar
bahar
تصویر ماکرو گل بنفش Macro Image of Purple Flower

چرا اشخاص ساده و واقعی از اشخاص متظاهر راحت‌ترند؟

خوب ، آدم متظاهر باید کلی فکرکند و تلاش کند که نقش کسی غیر از خودش را بازی کند؛ ودیگر اینکه کسی که متظاهر است باخودش صادق نیست واین دردرونش شکاف ایجاد می کند و این شکاف هرگز پر نمی شود مگر اینکه باخودش صادق باشد کسی که ساده است و واقعی نیازی به دروغ گفتن ندارد آنی که هست همان هست، ترس و دلواپسی ازروبرو شدن حقیقت وجودش که پنهان کرده باشد ندارد. به راحتی با مردم ارتباط برقرار می کند ودیگران هم اشخاص ساده و واقعی را بیشتر دوست دارند و می توانند راحت تر به ایشان اعتماد کنند ولی کسانی که متظاهر هستند مورداعتماد نخواهند بود وهمه درارتباط باآنها احتیاط می کنند.درحقیقت دنیایی که امروز در آن زندگی می کنیم دنیایی پراز بی اعتمادی و دورنگی شده است،به‌دلیل این‌که ما از خود واقعی خود دور‌شده ایم و درجائی غیر ازخودبه دنبال خوشبختی می گردیم. به قول حافظ که می گوید: سالها دل طلب جام جم از ما می کرد وانچه خودداشت زبیگانه تمنا می کرد.

ببنید تا زمانی‌که ما خود واقعی خود را پیدا نکنیم گوهر خوشبختی را به‌دست نمی‌آوریم. در واقع خیلی ساد ه است، خوشبختی یعنی خودتان باشید، خیلی ساده و به قول مولانا: نقش بگذارید، سراپا جان شوید. واقعاً سراپا جان خواهید شد، مثل دیگران نباشید، خودتان باشید

نویسندگان برتر
مشاهده همه ی 3 نظر
bahar
bahar
تصویر ماکرو از گل آبی

مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود:

پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند.

سپس پدر همه را فراخواند و از آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را توصیف کنند .

پسر اول گفت: درخت زشتی بود، خمیده و در هم پیچیده.

پسر دوم گفت: نه.. درختی پوشیده از جوانه بود و پر از امید شکفتن.

پسر سوم گفت: نه.. درختی بود سرشار از شکوفه های زیبا و عطرآگین.. و باشکوهترین صحنه ای بود که تابه امروز دیده ام.

پسر چهارم گفت: نه!!! درخت بالغی بود پربار از میوه ها.. پر از زندگی و زایش!

مرد لبخندی زد و گفت: همه شما درست گفتید، اما هر یک از شما فقط یک فصل از زندگی درخت را دیده اید! شما نمیتوانید درباره یک درخت یا یک انسان براساس یک فصل قضاوت کنید: همه حاصل انچه هستند و لذت، شوق و عشقی که از زندگیشان برمی آید فقط در انتها نمایان میشود، وقتی همه فصلها آمده و رفته باشند!

اگر در ” زمستان” تسلیم شوید، امید شکوفایی ” بهار” ، زیبایی “تابستان” و باروری “پاییز” را از کف داده اید!

مبادا بگذاری درد و رنج یک فصل زیبایی و شادی تمام فصلهای دیگر را نابود کند!

زندگی را فقط با فصلهای دشوارش نبین ؛

در راههای سخت پایداری کن: لحظه های بهتر بالاخره از راه میرسند!
کوتاه شود

نویسندگان برتر
مشاهده همه ی 1 نظر
bahar
bahar
شاخه گل صورتی

حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمیگردد.
به فرصت هایی که مثل باد می آیند و میروند و همیشگی نیستند.
به این سالها که به سرعت برق گذشتند
به جوانی که رفت
به میانسالی که میرود
حواست باشد به کوتاهی زندگی...
به پاییزی که رفت ،
زمستانی که دارد تمام می شود

کم کم،

ریز ریز،

آرام آرام،

نم نمک...
زندگی به همین آسانی می گذرد.
ابرهای آسمان زندگی گاهی می بارد
گاهی هم صاف است
بدون ابر بدون بارندگی.
هر جور که باشی

نویسندگان برتر
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید