لحظه  بروز رسانی 
اشعار امیرحسین گرمابی
آروم و عادیآروم و عادی
اشعار امیرحسین گرمابی

ای کاش که بر دلم بتابی ای ماه

ای کاش که بر دلم بتابی ای ماه

ای کاش که بر دلم بتابی ای ماه

یعنی که تو با دلم بگردی همراه

ای کاش خدا تو را به من بسپارد

لا حـــول  ولا قوه الا بــــالله


امیرحسین گرمابی بیدگلی

مشاهده همه ی 1 نظر
اشعار امیرحسین گرمابی
آروم و عادیآروم و عادی
اشعار امیرحسین گرمابی

دل برای مرگ بیش از هر زمان آماده بود

دل برای مرگ بیش از هر زمان آماده بود

دل برای مرگ بیش از هر زمان آماده بود

دلبرم دل را به دلداری به جز من داده بود

یک نفر جز من زِ لبهای تو جانم را شنید

اتفاقی که نباید ظاهرا افتاده بود

امیرحسین گرمابی بیدگلی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
اشعار امیرحسین گرمابی
آروم و عادیآروم و عادی
اشعار امیرحسین گرمابی

@amirhoseingarmabi_fanpage چشمان تو همرنگ طرفداری اِس اِس

@amirhoseingarmabi_fanpage چشمان تو همرنگ طرفداری اِس اِس

@amirhoseingarmabi_fanpage

چشمان تو همرنگ طرفداری اِس اِس

موهات سپاهانیِ بی مثل و بدیل است

من پرسپولیسی شده ام چون که شنیدم

لب های تو یک پرسپولیسی اصیل است

امیرحسین گرمابی بیدگلی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
اشعار امیرحسین گرمابی
آروم و عادیآروم و عادی
اشعار امیرحسین گرمابی

در رابطه بچه بازی ات هم خوب است

در رابطه بچه بازی ات هم خوب است

در رابطه بچه بازی ات هم خوب است

ای عشق زبان درازی ات هم خوب است

عاشق نشدی تا که بفهمی حتی

بوس و بغل مجازی ات هم خوب است

امیرحسین گرمابی بیدگلی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
اشعار امیرحسین گرمابی
آروم و عادیآروم و عادی
اشعار امیرحسین گرمابی

مانند تو در جهان دگر ماهی نیست جذاب

مانند تو در جهان دگر ماهی نیست جذاب

مانند تو در جهان دگر ماهی نیست

جذاب تر از قلب تو همراهی نیست

بین علمای کشورم در واقع

رو دستِ دو چشمت آیت الهی نیست

امیرحسین گرمابی بیدگلی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
اشعار امیرحسین گرمابی
آروم و عادیآروم و عادی
اشعار امیرحسین گرمابی

بی درد مرا کشته در حالت بد مستش

بی درد مرا کشته در حالت بد مستش

بی درد مرا کشته

در حالت بد مستش

چشمان تو قاتل بود

موهای تو همدستش

امیرحسین گرمابی بیدگلی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
اشعار امیرحسین گرمابی
آروم و عادیآروم و عادی
اشعار امیرحسین گرمابی

ای تیر تو این درد نمی دانی چیست

ای تیر تو این درد نمی دانی چیست

ای تیر تو این درد نمی دانی چیست

لب تشنه ی دلسرد نمی دانی چیست

جای دل مشک قلب من را بشکاف

شرمندگی مرد نمی دانی چیست

امیرحسین گرمابی بیدگلی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
اشعار امیرحسین گرمابی
آروم و عادیآروم و عادی
اشعار امیرحسین گرمابی

با ناله ای از عمق گلو می گویم

با ناله ای از عمق گلو می گویم

با ناله ای از عمق گلو می گویم

از آتش افتاده به مو می گویم

ای آنکه کشیدی ز سرم چادر را

من کار شما را به عمو می گویم

امیرحسین گرمابی بیدگلی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
اشعار امیرحسین گرمابی
آروم و عادیآروم و عادی
اشعار امیرحسین گرمابی

در دشت بلا کشتی نوحی برپاست یک هیبت

در دشت بلا کشتی نوحی برپاست یک هیبت

در دشت بلا کشتی نوحی برپاست

یک هیبت ناب و باشکوهی برپاست

عباس به دور خیمه ها می چرخد

در کرب و بلا هنوز کوهی برپاست

امیرحسین گرمابی بیدگلی

مشاهده همه ی 1 نظر
اشعار امیرحسین گرمابی
آروم و عادیآروم و عادی
اشعار امیرحسین گرمابی

لبها همه تشنه بود و دریا بی تاب

لبها همه تشنه بود و دریا بی تاب

لبها همه تشنه بود و دریا بی تاب

یعنی که شروع ماتمی عالم تاب

یعنی که برای کشتن یک سقا

کافیست فقط فاطمه ای گوید ... آب

امیرحسین گرمابی بیدگلی

مشاهده همه ی 2 نظر