جسم ام ،
روح ام ،x
وبیش از همه دلم ؛ که پیوند زیبایی از این دو است 
نیازمندم ...
محتاجم ...
به بالی برای پرواز 
به چشمانی برای  بهتر دیدن و گریستن
و پاهایی برای رفتن من amir black  میخواهم بروم....
بروز رسانی 
افسانه مدیر ارشد هرچه می خواهد دل تنگت بگو
آروم و عادیآروم و عادی
افسانه مدیر ارشد هرچه می خواهد دل تنگت بگو

در بیکرانه زندگی دو چیز افسونم کرد ، آبی آسمان که

در بیکرانه زندگی دو چیز افسونم کرد ، آبی آسمان که می بینم و میدانم نیست و خدایی که نمی بینم و میدانم که هست...

مشاهده همه ی 2 نظر
دانلود موزیک و ویدئو های ایرانی
دانلود موزیک و ویدئو های ایرانی

http://dlmusicvideo.com -دانلود موزیک و ویدئو - ب

 لینک

http://dlmusicvideo.com


------------------------------------------
دانلود موزیک و ویدئو - با امکانات فوق العاده (جستجو - ایمیل لینک آهنگ به دوستان - playlist و ....)


http://dlmusicvideo.com

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
تبلت فون
تبلت فون

فروشگاه اینترنتی تبلت فون با بهترین قیمت خرید تبلت و گوشی جهت

فروشگاه اینترنتی تبلت فون با بهترین قیمت خرید تبلت و گوشی جهت داشتن یک خرید اینترنتی مناسب.
اگر قصد خرید تبلت و گوشی را دارید فروشگاه اینترنتی تبلت فون با تضمین بهترین قیمت خرید تبلت و گوشی داشتن یک خرید ارزان قیمت و با کیفیت را برای شما تضمین می کند. کیفیت و قیمت گوشی و تبلت های موجود در فروشگاه اینترنتی تبلت فون تضمین شده و دلیلی برای جلب رضایت شما کاربران محترم خواهد بود.
 لینک

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
zohreh
مهربونمهربون
zohreh

پلیدی، پاکی، پوچی “… به هر حال سه ره پیداست:

 لینک


پلیدی، پاکی، پوچی
“… به هر حال سه ره پیداست:
“پلیدی”، “پاکی”، و “پوچی”
این سه راهی است، که پیش پای هر انسانی گشوده است،
و تو یک کلمه‌ی نامفهومی،
و “وجود”ی بی‌”ماهیت”ی و هیچ‌ای،
که بر سر این سه راه ایستاده‌ای،
تا ایستاده‌ای، هیچی، چون ایستاده‌ای، هیچی.
یکی را انتخاب می‌کنی، براه می‌افتی،
و با انتخاب راه “رفتن”ات، “خود”ت را انتخاب می‌کنی،
معنی می‌شوی…

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
zohreh
مهربونمهربون
zohreh

اگـر امـشب هم از حوالی دلم گذشتـی، آهسته رد شو

 لینک




اگـر امـشب هم از حوالی دلم گذشتـی، آهسته رد شو غم را با هزار بدبختی خوابانده ام...
وقتی همه با من هم عقیده می شوند، تازه احساس می کنم که اشتباه کرده‌ام!!! اسکار وایلد
سخت است فهماندن چیزی به کسی که برای نفهمیدن آن پول می گیرد.احمد شاملو
خواجه عبدالله انصاری فرمود: بدانکه، نماز زیاده خواندن، کار پیرزنان است، و روزه فزون داشتن، صرفه‌ی نان است و حج نمودن، تماشای جهان است. اما نان دادن، کار مردان است...
به کوچه‌ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد؛ به من گفت: نرو که بن‌بسته! گوش نکردم، رفتم. وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم؛ پیر شده بودم!!!
به سرآستین پاره کارگری که دیوارت را می‌چیند و به تو می‌گوید ارباب، نخند!
آدما گاهی لازمه چند وقت کرکره شونو بکشن پایین یه پارچه سیاه بزنن درش و بنویسن:کسی نمرده فقط دلم گرفته.
آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند.اما نه وقتی که در میانشان هستی، نه...
آنجا که در میان خاک خوابیدی؛"سنگ تمام" را می گذارند و می روند

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
zohreh
مهربونمهربون
zohreh

ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ، ﺩﺭ ﻫﺮ ﮐﺲ، ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺷﻪ.! ﯾﮑﯽ، ﺩﯾﮕﻪ ﺷﯿﮏ،

 لینک



ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ، ﺩﺭ ﻫﺮ ﮐﺲ، ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺷﻪ...!
ﯾﮑﯽ، ﺩﯾﮕﻪ ﺷﯿﮏ، ﻧﻤﯽ ﭘﻮﺷﻪ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ، ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﻤﯿﺪﻩ..
یکی دیگه به خودش نمیرسه...
ﯾﮑﯽ مدام ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﻩ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ، عکس ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ...!
یکی محبت نمی کنه ...!
یکی دیگه محبت نميپذيره ...!
و.....
اینگونه است ک ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻣﻬﺎ در ٣٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻧﺪ و ﺩﺭ ٨٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﻓﻦ میشوند...!
پائولو كوئيلو

مشاهده همه ی 2 نظر
zohreh
مهربونمهربون
zohreh

بودا و زن هرزه بودا به دهی سفر كرد . زنی

 لینک

بودا و زن هرزه
بودا به دهی سفر كرد ...
زنی كه مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد.
بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد.
كدخدای دهكده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت : این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید !
بودا به كدخدا گفت : یكی از دستانت را به من بده !!!
كدخدا تعجب كرد و یكی از دستانش را در دستان بودا گذاشت.
آنگاه بودا گفت : حالا كف بزن !!!
كدخدا بیشتر تعجب كرد و گفت: هیچ كس نمی‌تواند با یك دست كف بزند ؟!!
بودا لبخندی زد و پاسخ داد : هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این كه مردان دهكده نیز هرزه باشند.
بنابراین مردان و پول‌هایشان است كه از این زن، زنی هرزه ساخته‌اند

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
♥ДЯД§♥
عاشقعاشق
♥ДЯД§♥

ﺩﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ،ﯾﺎﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ،ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ،ﺑﺪﻭﻥ ﭘﺸﺘﻮﺍﻧﻪ،ﻣﺜﻞ ﺁﻭﯾﺨﺘﻦ ﺑﻪ ﻃﻨﺎﺑﯽ

ﺩﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ،ﯾﺎﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ،
ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ،
ﺑﺪﻭﻥ ﭘﺸﺘﻮﺍﻧﻪ،
ﻣﺜﻞ ﺁﻭﯾﺨﺘﻦ ﺑﻪ ﻃﻨﺎﺑﯽ ﭘﻮﺳﯿﺪﻩ ﺳﺖ !
ﯾﺎﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ، 
ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺗﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺗﻮ ﮔﺎﻫﯽ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ
ﺩﻭﺭﺗﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﻨﺪ
ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﭘﺲ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ
ﺑﺘﻮﺍﻧﯽ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺗﻤﺎﻣﺖ ﺭﺍ ﺑﻐﻞ ﮐﻨﯽ
 ﻭ ﺭﺍﻩ ﺑﯿﻮﻓﺘﯽ ﻭ ﺑﺮﻭﯼ ﻭ
ﺩﺭ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﻭ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﻧﻤﯿﺸﻮﯼ ﻧﻤﺎﻧﯽ !
ﯾﺎﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺧﻮﺏ ﺳﺖ
ﺳﺎﯾﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﺳﺖ
ﺍﻣﺎ ﻫﯿﭻ ﺗﮑﯿﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺑﺪﯼ ﻧﯿﺴﺖ
ﯾﺎﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ،ﺑﺮﻩ ﻧﺒﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﮔﺮﮒ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﺑﻪ ﺟﺎﻧﺖ ...
ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﭼﯿﻨﯽ ﺍﺣﺴﺎﺳﺖ ﺭﺍ ﺑﻨﺪ ﺑﺰﻧﯽ ﻭ
ﺧﯿﺎﻁ ﺧﻮﺑﯽ ﺷﻮﯼ
ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻟﺖ
ﺍﻣﯿﺪ ﺭﺍ ﻫﺮ ﺷﺐ ﺑﻪ ﺟﺎ ﺭﺧﺘﯽ ﺗﺮﺩﯾﺪ ﺑﯿﺎﻭﯾﺰﯼ 
ﻭ ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﺗﻦ ﮐﻨﯽ
ﺗﺎ ﻧﺸﮑﻨﯽ 
ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﻤﺎﻧﯽ !
ﯾﺎﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ ﮐﻢ ﮐﻢ 
ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ
ﮐﻪ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺮﺍﻧﺒﻬﺎﯼ ﻫﺮ ﺁﺩﻣﯽ، 
ﺗﻨﻬﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﻫﺴﺖ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید