هله من مطرب عشقم
دگران مطرب زر
دف من دفتر عشق و
دف ایشان دف‌تر...

مولانا
بروز رسانی 
ღ eli هوای حوا ღ
آروم و عادیآروم و عادی
ღ eli هوای حوا ღ

° تو باید باشی تا "صبح" بخیر

°

تو باید باشی
تا "صبح" بخیر شود
آفتاب در آسمان همه هست
و روشنایی در روز
تو باید باشی
تا دلم گرم شود
و چشمانم روشن...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ღ eli هوای حوا ღ
آروم و عادیآروم و عادی
ღ eli هوای حوا ღ

° پشت این پنجره جز هیچ بزرگ،

°

پشت این پنجره
جز هیچ بزرگ، هیچی نیست.
قصه اینجاست که باید بود،
باید خواند
پشت این پنجره ها
باز هم باید ماند،
و نباید که گریست
باید زیست...!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
,,,,,,^ سمیرا ^,,,,,
,,,,,,^ سمیرا ^,,,,,

•قويترين چيزي كه تا به حال حس كردم احساساتم براي تو

•قويترين چيزي كه تا به حال حس كردم احساساتم براي تو بود.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Hossein
عاشقعاشق
Hossein
پست شماره 320873608 از Hossein

.

نظرات برای این پست غیر فعال است
فرهاد - عاشقانه ی آرام
فرهاد - عاشقانه ی آرام

كندوي آفتاب به پهلو فتاده بود زنبورهاي نور ز گردش

كندوي آفتاب به پهلو فتاده بود
زنبورهاي نور ز گردش گريخته
در پشت سبزه‌هاي لگدكوب آسمان
گلبرگهاي سرخ شفق، تازه ريخته

كف‌بين پير باد در آمد ز راه دور
پيچيده شال زرد خزان را به گردنش
آن روز، ميهمان درختان كوچه بود
تا بشنوند راز خود از فال روشنش

در هر قدم كه رفت، درختي سلام گفت
هر شاخه، دست خويش به سويش دراز كرد
او دستهاي يك يكشان را كنار زد
چون كوليان، نواي غريبانه ساز كرد

آنقدر خواند و خواند كه زاغان شامگاه
شب را ز لابلاي درختان صدا زدند
از بيم آن صدا، به زمين ريخت برگها
گويي هزار چلچله را در هوا زدند

شب همچو آبي از سر اين برگها گذشت
هر برگ، همچو پنجه دستي بريده بود
هرچند نقشي از كف اين دست‌ها نخواند،
كف‌بين باد، طالع هر برگ ديده بود!

نادر نادرپور

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید