لحظه  بروز رسانی 
dariaaa
خوشتیپخوشتیپ
dariaaa

جغد به خداگفت:ادم هایت من و اوازهایم را دوست ندارند. خداگفت:

جغد به خداگفت:ادم هایت من و اوازهایم را دوست ندارند. خداگفت:

جغد به خداگفت:ادم هایت من و اوازهایم را دوست ندارند...
خداگفت: اوازهای تو بوی دل کندن میدهد وادم ها عاشق دل بستن اند...دل بستن به هر چیز کوچک و بزرگ ...
تو مرغ تماشا واندیشه ای
وانکه میبیند و می اندیشدبه هیچ چیز دل نمیبندد..
دل نبستن سخت ترین و قشنگترین کار دنیاست..
اماتو بخوان وهمیشه بخوان که اواز تو حقیقت است 
وطعم حقیقت...........بسیارتلخ

مشاهده همه ی 1 نظر
dariaaa
خوشتیپخوشتیپ
dariaaa

سکوت کمر فکرم را شکست. خسته ام. از تظاهر بهد خندیدن

سکوت کمر فکرم را شکست. خسته ام. از تظاهر بهد خندیدن

سکوت کمر فکرم را شکست..
خسته ام....
از تظاهر بهد خندیدن به بودن به صبر به ایستادگی....
کاش میشد به عزراییل رشوه داد...
اینجا
دراین سرزمین خاکی
پراست از ادم هایی که مرا نمیفهمند و فقط ترجمه ام می کنند..
ان هم به زبان خودشان

                                                                                          
                                                                                                    Khaste....

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
dariaaa
خوشتیپخوشتیپ
dariaaa

هرگز برای عاشق شدن به دنبال باران وبهار و بابونه نباش

هرگز برای عاشق شدن به دنبال باران وبهار و بابونه نباش

هرگز برای عاشق شدن به دنبال باران وبهار و بابونه نباش.
گاهی در انتهای خار های یک کاکتوس به غنچه ای میرسی که ماه را بر لبانت می نشاند.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
㋡زندگیمو دوست دارم㋡ nilofar ㋡
شیطونشیطون
㋡زندگیمو دوست دارم㋡ nilofar ㋡

نگاهم کرد. پنداشتم دوستم دارد ! نگاهم کرد. در نگاهش صد

نگاهم کرد...
پنداشتم دوستم دارد !
نگاهم کرد...
در نگاهش صد شور عشق خواندم !
نگاهم کرد...
دل به او بستم !
نگاهم کرد...
اما نه !!!
بعدها فهمیدم که او فقط نگاهم کرد !!!

از زندگی آموختم که به هر نگاهی دل نبندم !
که همه نگاه ها پیام آور عشق نیستند...
همه نگاه ها معنی دوست داشتن نمی دهند...
و ... همه نگاه هابی ریا نیستند !!!

اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی






http://up-is.ir/up94/p1/143356757259751.png

عطر سوسن
مشاهده همه ی 2 نظر
dariaaa
خوشتیپخوشتیپ
dariaaa

سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی  نگفتم گفتنی‌ها رو، تو

سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی  نگفتم گفتنی‌ها رو، تو


سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی 
نگفتم گفتنی‌ها رو، تو هم هرگز نپرسیدی 

شبی که شام آخر بود، به دست دوست خنجر بود 
میان عشق و آینه یه جنگ نابرابر بود 

چه جنگ نابرابری، چه دستی و چه خنجری 
چه قصه‌ی محقری، چه اول و چه آخری 

ندانستیم و دل بستیم، نپرسیدیم و پیوستیم 
ولی هرگز نفهمیدیم شکار سایه‌ها هستیم 

سفر با تو چه زیبا بود، به زیبایی رویا بود 
نمی‌دیدیم و می‌رفتیم، هزاران سایه با ما بود 

سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی 
نگفتم گفتنی‌ها رو، تو هم هرگز نپرسیدی 

در آن هنگامه‌ی تردید، در آن بن‌بست بی‌امید 
در آن ساعت که باغ عشق به دست باد پرپر بود 
در آن ساعت هزاران سال به یک لحظه برابر بود 
شب آغاز تنهایی، شب پایان باور بود 

اردلان سرفراز

مشاهده همه ی 1 نظر
dariaaa
خوشتیپخوشتیپ
dariaaa

❤من❤اخم کردن تو رو??به خندیدن با کسی دیگه عوض نمیکنم.?? ❤من؛❤روزای

❤من❤اخم کردن تو رو??به خندیدن با کسی دیگه عوض نمیکنم.?? ❤من؛❤روزای

❤من❤
اخم کردن تو رو??
به خندیدن با کسی دیگه عوض نمیکنم...??

❤من؛❤
روزای سخت با تو رو??
با روزای خوب کنار کسی دیگه عوض نمیکنم...??

❤من؛❤
حتی نداشته هایت را??
با داشته های کسی دیگه عوض نمیکنم...??

❤من؛❤
حتی اگه نباشی هم??
جاتو با کسی عوض نمیکنم....

❤من؛❤
تار مو که هیچ??
حتی خاطراتتو با دنیا عوض نمیکنم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
dariaaa
خوشتیپخوشتیپ
dariaaa

نمی دانم چه مرگش شدهاین روزهاهی میلرزدوقتی صبحبا صدایی بیدار می

نمی دانم چه مرگش شدهاین روزهاهی میلرزدوقتی صبحبا صدایی بیدار می

نمی دانم چه مرگش شده

این روزها

هی میلرزد

وقتی صبح

با صدایی بیدار می شوم و

میدوم سمت پنجره

زنِ همسایه کیف شوهرش را گرفته و مرد

پاشنه ی کفشش را بالا میکشد

کیف و آغوش را با هم میدهد

بی انصاف میلرزد

میلرزد


وقتی ظهر

میروم برایِ خودم سیگار بگیرم

و کنجِ غربتِ پارک دودش کنم

زن شامی اش را لقمه میکند و مرد

برایش نوشابه باز میکند

خنده هایشان کفترها را میپراند

بی انصاف میلرزد

میلرزد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
dariaaa
خوشتیپخوشتیپ
dariaaa

ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺘﻪ ، ﻳﮏ ﺟﻔﺖ ﮐﻔﺶ ﺧﺮﻳﺪﻡ ﮐﻪ ﺭﻧﮕﺶ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﻮﺩﺍﻣﺎ

ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺘﻪ ، ﻳﮏ ﺟﻔﺖ ﮐﻔﺶ ﺧﺮﻳﺪﻡ ﮐﻪ ﺭﻧﮕﺶ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﻮﺩﺍﻣﺎ

ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺘﻪ ، ﻳﮏ ﺟﻔﺖ ﮐﻔﺶ ﺧﺮﻳﺪﻡ ﮐﻪ ﺭﻧﮕﺶ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﻮﺩ

ﺍﻣﺎ ﺍﻧﺪﮐﻲ ﭘﺎﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﻣﻲ ﮐﺮﺩ . ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ:

ﮐﻤﻲ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺭﺩ، ﺟﺎ ﺑﺎﺯﻣﻲ ﮐﻨﺪ . ﺧﺮﻳﺪﻡ ، ﭘﻮﺷﻴﺪﻡ ، ﺧﻴﻠﻲ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﻣﺎ ﺟﺎ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩ ،

ﻓﻘﻂ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻫﺎﻱ ﭘﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﻣﻲ ﺳﺎﺧﺖ . ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ،

ﺑﻬﺮ ﺣﺎﻝ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻧﮕﻲ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﻢ ، ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮﻫﺎﻱ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻣﻲ ﭘﻮﺷﻢ .

ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮﻫﺎﻱ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻫﻢ ، ﭘﺎﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﻣﻲ ﮐﺮﺩ. ﻣﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ .

ﮐﻔﺸﯽ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﺮﻧﮓ ﺑﻮﺩ ،

ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﯽ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﻭ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻧﮕﻬﺶ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ .

ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺳﺖ ، ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻧﮕﻬﺶ ﺩﺍﺷﺖ .

ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻃﯽ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﺣﻤﻠﺶ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﯼ ﺩﻟﺨﻮﺍﻩ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﻮﺩ.

ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ، ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩ.

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮐﻔﺶ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﻭﺭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ!!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید