لحظه  بروز رسانی 
داود
داود

راه‌های سرگرم کردن انسان از سوی شیطان: وَ

راه‌های سرگرم کردن انسان از سوی شیطان: وَ

راه‌های سرگرم کردن انسان از سوی شیطان:

وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبِيناً (119) يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاَّ غُرُوراً (120) أُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ لا يَجِدُونَ عَنْها مَحِيصاً (121)، سوره مبارکه نساء؛ ترجمه: و آن‌ها را گمراه مى‏كنم و به آرزوها سرگرم مى‏سازم و به آن‌ها دستور مى‏دهم كه گوش چهارپايان را بشكافند و آفرينش پاك خدايى را تغيير دهند، و آن‌ها كه شيطان را به‌جای خدا ولى خود برگزينند زيان آشكارى كرده‏اند. شيطان به آن‌ها وعده‌های دروغين مى‏دهد و به آرزوها سرگرم مى‏سازد و جز فريب و نيرنگ به آن‌ها وعده نمى‏دهد آن‌ها پيروان شيطان جايگاهشان جهنم است و هيچ راه فرارى ندارند.

شیطان به خداوند وعده داده که این اتفاقات را بر سر بشر درمی‌آورم تا نتوانند به‌سوی هدف اصلی که بندگی الهی است بروند، 1-گمراهی و سرگرم کردن با آرزوها، 2-تن دادن به اعمال خرافی مثل شکافتن گوش چهارپایان: در زمان جاهلیت گوش چهارپایان را می‌شکافتند یا به‌کلی قطع می‌کردند از آن حیوان هیچ استفاده‌ای نمی‌کردند و دیگر سوار آن نمی‌شدند، 3-این آیه می‌تواند بهترین دلیل بر فطرت خداپرست بودن انسان باشد که با هوی و هوس‌های انسان مخفی می‌شود، از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام روایت‌شده که این یعنی تغییر دادن فطرت یکتاپرست بودن (1)

شیطان همیشه وعده دروغ به انسان‌ها می‌دهد و آن‌ها را به سمت گمراهی می‌کشاند نه به سمت سعادت و رشد، خداوند متعال هم جایگاهی را به‌جز آتش برای پیروان شیطان و کسانی که شیطان‌صفت هستند وعده نداده است بدون هیچ‌گونه راه فرار و گریزی، محیص یعنی عدول و برگشتن از چیزی که نتیجه آن مشخص‌شده است پس در اینجا یعنی راه فرار و برگشتن از جهنم که بعد از داخل شدن دیگر راه برگشتی نیست.

-----------------------------------------------------

1-تفسیر تبیان، ج 3، ص 334.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
داود
داود

معبودهای غیر خداوند: إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاَّ إِناثاً وَ

معبودهای غیر خداوند: إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاَّ إِناثاً وَ

معبودهای غیر خداوند:
إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاَّ إِناثاً وَ إِنْ يَدْعُونَ إِلاَّ شَيْطاناً مَرِيداً (117) لَعَنَهُ اللَّهُ وَ قالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصِيباً مَفْرُوضاً (118)، سوره مبارکه نساء؛ ترجمه: آن‌ها غير از خدا تنها بت‌هایی را مى‏خوانند كه اثرى ندارند و يا فقط شيطان سركش و ويرانگر را مى‏خوانند، خداوند او را از رحمت خويش به دور ساخته و او گفته است كه از بندگان تو سهم معينى خواهم گرفت.
تفسیر:
در این آیه شریفه معبودهایی که غیر خداوند هستند به دودسته بیشتر تقسیم‌نشده‌اند: 1- إِناثاً (اناث)، 2- شَيْطاناً مَرِيداً.
1-إِناثاً (اناث): به اشیایی که نرم و قابل‌انعطاف باشند گفته می‌شود به دلیل اینکه مردم اجسام دیگر را به دست خودشان نرم می‌کردند و تبدیل به شیء دیگر می‌کردند، به زن به خاطر اینکه جنس لطیف و قابل‌انعطاف‌تری دارد مؤنث گفته می‌شود. بعضی از مفسران می‌گویند: به دلیل اینکه عرب‌ها اسم‌های مؤنث برای بت‌های خودشان انتخاب کرده بودند مثل عزی: یعنی الهه مؤنث اعز و... .
2-شَيْطاناً مَرِيداً: وقتی درخت شاخ و برگش می‌ریزد و هیچ‌چیزی ندارد آن‌وقت عرب به آن می‌گوید: مرید، شیطان به دلیل اینکه تمام فضیلت‌های اخلاقی اش از بین رفته و ریخته است به آن شیطان مرید گفته می‌شود، به دلیلی اینکه شیطان هیچ تأثیر مثبت و خوبی در زندگی ندارد و همیشه برای کارهای ناشایست دعوت می‌کند خداوند دستور به دوری از او را داده است.
قسمی که شیطان یادکرده و گفته: سعی در انحراف بندگان دارد، عده‌ای او را انتخاب می‌کنند و خداوند فرمود: شیطان از بعضی‌ها سهم دارد و می‌تواند آن‌ها را برای خودش بردارد.
البته سیاسیونی که می‌گویند: همه‌چیز به دست آمریکاست و خدا را فراموش کرده‌اند، به معنی این است که آن‌ها به خداوند اعتماد ندارند و بت و شیطان جدیدی را برای پرستش برگزیده‌اند.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
داود
داود

شرک و سختی این بیماری: إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ

شرک و سختی این بیماری: إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ

شرک و سختی این بیماری:
إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعِيداً (سوره مبارکه نساء، آیه: 116)؛ ترجمه: خداوند شرك به او را نمى‏آمرزد ولى كمتر از آن را براى هر كس بخواهد و شايسته بيند مى‏آمرزد و هر كس براى خدا شريكى قائل شود در گمراهى دورى افتاده است.
تا زمانی که یک بدن بیمار می‌شود باید ریشه آن را از بین برد و درمان آن را پیش گرفت، بزرگ‌ترین مرکز بدن یعنی مغز اگر بیمار بشود دیگر کار بدن تمام‌شده و نابودی حتی شده، هرکسی که شبهه و مشکلی دارد باید آن را با متخصص در میان بگذارد که تا برطرف بشود، شرک ازجمله بیماری‌هایی است که باید آن را درمان کرد و بزرگ‌ترین گناه است که معبودی که خالق است را کنار بگذارند و خدایی دگر را مورد پرستش قرار بدهند.
این آیه شریفه دقیقاً مصداق خارجی افرادی است که امروزه دین خودشان را به‌راحتی تغییر می‌دهند مخصوصاً کسانی که عقل ناقص خودشان را خدایشان می‌دانند و می‌گویند: عقل ما خدای ماست و هر چه او بگوید ما می‌پذیریم، درصورتی‌که در صحبت به آن‌ها گفته‌ایم پس چرا در عقل شما همه دانش‌ها و علوم وجود ندارد؟! چرا وقتی مریض می‌شوید به دکتر مراجعه می‌کنید درصورتی‌که خدایتان یعنی عقلتان باید شمارا راهنمایی کند؟! اگر این‌گونه نیست این یعنی که خدای شما یعنی عقلتان ناقص و ناکارآمد است، اما امان از لجوج بودن این افراد... .
در اینجا ضرر غیرقابل‌جبران مطرح‌شده و آن گرفتار شدن در گمراهی بزرگی است، چون در این گمراهی هدایت و چراغی برای شناخت نیست، چون عقل که نابود شود یعنی تمام زندگی از بین رفته و دیگر جای امیدی نیست.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
داود
داود

میزان و معیار اشتباه: وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ

میزان و معیار اشتباه: وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ

میزان و معیار اشتباه:
وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى‏ وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِيراً (سوره مبارکه نساء، آیه: 115)؛ ترجمه: كسى كه بعد از آشكار شدن حق از در مخالفت با پيامبر درآید و از راهى جز راه مؤمنان پيروى كند ما او را به همان راه كه مى‏رود مى‏بريم و به دوزخ داخل مى‏كنيم و جايگاه بدى دارد.
بشیر بن ابیرق شخصی بود که از مسلمانی سرقت کرد و با صحنه‌سازی یک نفر دیگر را متهم جلوه داد، بعد آیاتی نازل شد ورا رسوا کرد تا به کسی ظلم نشده باشد، بعدازآن بشیر از اسلام دست برداشت و راه کفر را پیش گرفت.
هر انسانی بعد از مرتکب گناه شدن دو راه در پیش رو دارد: 1- توبه کند و از کرده خود پشیمان شود، 2- به گناه خود ادامه دهد و منحرف شود، «يُشاقِقِ» به معنی دشمنی و عناد است یعنی کسانی که به خاطر دشمنی و لجاجت به پیامبر صلی‌الله علیه و آله راه دیگری غیر از روش مؤمنان را در پیش می‌گیرند، آنچه مسلم است آن‌ها نتیجه‌ای جز نابودی و خاری نخواهند داشت و حق هم همین است که به همین سرنوشت دچار شوند.
پس آن‌هایی که به‌جز خداوند سرپرست و بزرگ‌تر دیگری انتخاب می‌کنند با بخشندگی خدا روبه‌رو می‌شوند و خالق تمام هستی سرپرستی او را به همان معبودهای ساختگی‌شان می‌دهد.
چقدر جالب و زیباست این آیه شریفه و سرنوشت افرادی را نشان می‌دهد که امروزه در جامعه می‌گویند: خدای ما عقل ما هست و ما هیچ‌کسی و حرفی را نمی‌پذیریم جز آنچه عقل خودمان تأیید کند، سرنوشت آن‌ها همان نابودی است چون آن‌ها هیچ حرفی را حتی حرف منطقی و درست را نمی‌پذیرند چون معیارشان با بقیه تفاوت دارد.
متأسفانه مسئولین ما هم فقط عقل ناسالم خودشان را می‌پذیرند و حرف هیچ شخصی حتی ولی‌فقیه را هم نمی‌پذیرند، به همین دلیل است که به این وضع دچار شده‌ایم و روزبه‌روز به سمت پایین سقوط می‌کنیم و سرمایه‌های ملی ما از دستمان می‌رود.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
داود
داود

سخن در گوشی: لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلاَّ

سخن در گوشی: لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلاَّ

سخن در گوشی:
لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً (سوره مبارکه نساء، آیه: 114)؛ ترجمه: در بسيارى از سخنان در گوشى و جلسات محرمانه آن‌ها خير و سودى نيست مگر كسى كه به اين وسيله امر به كمك به ديگران يا كار نيك يا اصطلاح در ميان مردم كند و هر كس براى خشنودى پروردگار چنين كند پاداش بزرگى به او خواهيم داد.
کلمه نجوا گرفته‌شده از ماده «نجوة» به معنی محلی یا زمینی است که ارتفاع دارد از بقیه جاها بالاتر است به همین دلیل به سخنان پنهانی و جلسات مخفیانه یا صحبت‌های در گوشی نجوا گفته می‌شود که بقیه از دسترسی به آن ممنوع هستند و نمی‌توانند آن‌ها را متوجه شوند، بعضی‌ها فکر می‌کنند که نجوا به سخنان در گوشی فقط گفته می‌شود درصورتی‌که ماده آن بیان‌کننده دلیل علت پنهانی بودنش است، بعضی می‌گویند: معنی کلمه نجوا به معنی زمین بلند و بالا به دلیل این است که آب نمی‌تواند به ارتفاعات بالا برود و از دسترس او خارج است.
خداوند متعال این جلسات مخفیانه و سری را نجوا خوانده و هیچ خیر و سودی در آن راه ندارد، سپس برای اینکه همه نجواها و سخنان در گوشی یا جلسات سری زیر سؤال نرود شرح داده و سخنانی که امر به صدقه، کار نیک یا برقراری صلح بین مردم باشد، هر فعلی که برای رضایت پروردگار عالم باشد پسندیده و نیک است و خداوند متعال در عوض آن کار پاداش‌های کثیر به افراد می‌دهد.
هر نجوا و سخن در گوشی که در بین جمع و دوستان باشد ناپسند و شاید ایجاد گمان بد کند که بگویند: ممکن است در رابطه با ما سخنی را بگویند یا بخواهند اتفاقی را برای ما رقم بزنند.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
داود
داود

عصمت انبیاء الهی و اثبات آن: وَ لَوْ

عصمت انبیاء الهی و اثبات آن: وَ لَوْ

عصمت انبیاء الهی و اثبات آن:

وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَ ما يُضِلُّونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْ‏ءٍ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيماً (سوره مبارکه نساء، آیه: 113)؛ ترجمه: اگر فضل و رحمت خدا شامل حال تو نبود طايفه‏اى از آنان تصميم داشتند تو را گمراه كنند اما جز خودشان را گمراه نمى‏كنند و هیچ‌گونه زيانى به تو نمى‏رسانند و خداوند كتاب و حكمت بر تو نازل كرد و آنچه را نمى‏دانستى به تو آموخت و فضل خدا بر تو بزرگ بود.

تفسير:

منافقان تصمیم بر زیر سؤال بردن شخصیت پیامبر صلی‌الله علیه و اله با متهم ساختن یک فرد بی‌گناه مسلمان داشتند، آن‌ها می‌خواستند با این روش هم حضرت را بد جلوه دهند و هم بتوانند اغراض خودشان را به نتیجه برسانند اما خداوند که همیشه یاور و حفظ‌کننده شخصیت فرستاده خود هست اجازه این کارها را نداد و حضرتش را از این اوامر مطلع ساخت.

برای اینکه مردم به‌خوبی بتوانند به نبی الهی اعتماد کنند و رهبری جامعه دست شخصی که از هرگونه عیب و ایراد مصون باشد و بتوانند جامعه خودشان را به او بسپارند باید فرستاده خداوند از هرگونه خطایی در امان باشد، خداوند متعال از هرگونه مشکلی پیامبرش را حفظ می‌کند، همین‌طور باید رهبر جامعه مقدمات کارها را به‌خوبی بشناسد تا هیچ‌گونه لغزش و مشکلی در کشتی مورد اداره او به وجود نیاید و در گرداب مشکلات واژگون نشود.

برخلاف بقیه مذاهب که ازنظر آن‌ها نیازی نیست پیامبر معصوم باشد و از گناه در امان باشد، در صورت گناه و اشتباه او شاید مردی وجود داشته باشد که لیاقت بیشتری برای اداره جامعه داشته باشد و مردم را بهتر بتواند به مقصد که کمال انسانی است برساند، پس طبق این آیه شریفه از مسلمات دین اسلامی معصوم بودن پیامبر خداست.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
داود
داود

تهمت زدن اعتماد در جامعه را از بین می‌برد وَ

تهمت زدن اعتماد در جامعه را از بین می‌برد وَ

تهمت زدن اعتماد در جامعه را از بین می‌برد
وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً (110) وَ مَنْ يَكْسِبْ إِثْماً فَإِنَّما يَكْسِبُهُ عَلى‏ نَفْسِهِ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً (111) وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً (112)، سوره مبارکه نساء؛ ترجمه: كسى كه كار بدى انجام دهد يا به خود ستم كند سپس از خداوند طلب آمرزش نمايد خدا را آمرزنده و مهربان خواهد يافت و كسى كه گناهى مرتكب شود به زيان خودکار كرده و خداوند دانا و حكيم است وکسی كه خطا يا گناهى مرتكب شود سپس بی‌گناهی را متهم سازد بار بهتان و گناه آشكارى بر دوش گرفته است.
تفسير:
وقتی کسانی در حق مردم خیانت می‌کنند و ضرر به بقیه می‌رسانند اگر واقعاً توبه کنند و بخواهند خداوند گناهان آن‌ها را بیامرزد قدم اول در این زمینه این هست که طلب آمرزش از خداوند کنند و قدم دوم این‌که درصدد جبران خطاهایشان برآیند و کارهای خطایشان را برطرف کنند، خداوند فرموده: هر کس بخواهد به دیگران ظلم کند در اصل به خودش ظلم نموده و خودش را در این زیان قرار داده است.
خداوند در آیه آخر در مورد تهمت زدن و کسانی که کاری را انجام نداده‌اند به آن‌ها نسبت بدهید اشاره نموده و فرموده: این گناه آشکاری است، تهمت یعنی کسی کاری را انجام ندهد و به او نسبت همان کارنکرده را بدهند، اما اگر کاری را بکند و رضایت نداشته باشد که آن کار را برای دیگران تعریف کنند به این می‌گویند غیبت، پس غیبت با تهمت تفاوت دارد و فرق می‌کند.
تهمت زدن باروح ایمان و افرادی که ادعای ایمان‌دارند سازگار نیست و تهمت زننده ایمان واقعی را درک نکرده است، البته تهمت می‌تواند دروغ و کذب هم باشد و این کار بسیار گناه بزرگ و نابودکننده‌ای است، در حقیقت رواج این کار بسیار زشت اعتماد و جوانمردی را در جامعه از بین می‌برد.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
داود
داود

زندگی ابدی افراد خائن: ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ جادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي

زندگی ابدی افراد خائن: ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ جادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي

زندگی ابدی افراد خائن:
ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ جادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا فَمَنْ يُجادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَمْ مَنْ يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلاً (سوره مبارکه نساء، آیه: 109)؛ ترجمه: آرى شما همان‌ها هستيد كه در زندگى اين جهان از آن‌ها دفاع كرديد، اما كيست كه در برابر خداوند در روز رستاخيز از آن‌ها دفاع كند و يا چه كسى است كه وكيل و حامى آن‌ها باشد؟!
تفسير: در این آیه شریفه افرادی که حقوق دیگران را پایمال کرده‌اند و خیانت کرده‌اند به‌حق و حقوق مردم نتیجه‌ای که در زندگی ابدی خواهند دید عذاب الهی است، عذابی که هیچ‌گونه یار و یاوری نخواهند داشت چون میلیاردها حق‌الناس به گردن آن‌ها هست و هیچ‌کسی نمی‌تواند از عذاب نجاتشان بدهد، در اینجا چیزی به نام امید و بخشش الهی وجود ندارد چون خداوند هم نسبت به حق‌الناس کاری انجام نمی‌دهد و باید خود مردم از شخص بگذرند.
کسی آمد مدتی در کشور بحث امید به بخشش الهی را مطرح کرد و خوب هم توانست مشتری جمع کند به‌طوری‌که دزدها و مال مردم خور ها و حتی اختلاس گران هم گفتند: ما بخشیده خواهیم شد خدا ارحم‌الراحمین است و... درصورتی‌که هیچ‌گاه از حق‌الناس صحبت نکرد، مسئولین ما هم مانند عقاید او را در سرخودشان پرورشان داده‌اند و فکر می‌کنند این‌همه حقی که از مردم نابودشده است را خداوند خواهد بخشید، اگر این‌گونه باشد پس عدالت الهی کجا رفته است؟!
هیچ‌کسی در روز رستاخیز نمی‌تواند یار و یاور افراد خائن باشد و خیانتشان را باید جبران کنند، معنی حق‌الناس اندر سخت و سنگین است که خداوند هم نسبت به این مطلب فرموده: من کاری نمی‌کنم باید خود افرادی که نسبت به آن‌ها حق گردن گناه‌کار هست کاری کند و رضایت آن‌ها را جلب کند.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
داود
داود

تصمیم مخفی برای حفظ آبرو: يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لا

تصمیم مخفی برای حفظ آبرو: يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لا

تصمیم مخفی برای حفظ آبرو:
يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَ هُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ ما لا يَرْضى‏ مِنَ الْقَوْلِ وَ كانَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطاً (سوره مبارکه نساء، آیه: 108)؛ ترجمه: اعمال زشت خود را از مردم پنهان مى‏دارند اما از خدا پنهان نمى‏دارند و به هنگامی‌که در مجالس شبانه سخنانى كه خدا راضى نبود مى‏گفتند، خدا با آن‌ها بود و خدا به آنچه عمل مى‏كنند احاطه دارد.
تفسیر:
شاید بشود بعد از انجام کار خطا و نادرست آن را پوشاند و یا اینکه گفته شود ما آن را انجام نداده‌ایم، اما ذات مقدس خداوند تبارک‌وتعالی در این آیه شریفه فرموده: در هر زمان و هر جا تمام اعمالی که انجام می‌دهید خداوند متعال ناظر بر اعمال شماست، امکان دارد بتوانید آن را از بندگان خدا پنهان کنید اما نمی‌توانید از خداوند مخفی کنید.
این آیه شریفه بزرگ‌ترین جواب به همه ما و مسئولین کشورمان است، خودمان می‌خواهیم کارهای نادرستی را که انجام داده‌ایم پنهان کنیم تا کسی عیب و نقص ما یا گناهمان را نبیند، حال اگر کار نادرست ما برخلاف و ضد اسلام و مردم باشد که دیگر چند برابر وضعیت بدتر می‌شود همان‌طوری که مضمون آیه شریفه در این زمینه است و دشمنان اسلام را مورد خطاب قرار داده که بدانند خداوند بر اعمال آن‌ها آگاه است.
مسئولین باید بدانند شاید بتوانند در برابر مردم با دروغ گفتن خودشان را تبرئه کنند و تصمیمات غلط را مخفی کنند، اما این آیه شریفه را باید در نظر داشته باشند که حتی در تصمیم‌هایی که پنهانی می‌گیرند به‌اصطلاح خودشان از خداوند پنهان نیستند، اینجا می‌شود اراده الهی را که هیچ‌چیز نمی‌تواند مانع از آن بشود به‌خوبی احساس کرد چون با خواست خداوند تمام‌کارهایشان برای مردم برملا می‌شود، حتی جشن تولدشان در کاخ شاه برای کسانی که جای شاه را گرفته‌اند.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
داود
داود

تنفر از خیانت کاران: وَ لا تُجادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتانُونَ

تنفر از خیانت کاران: وَ لا تُجادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتانُونَ

تنفر از خیانت کاران:
وَ لا تُجادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ خَوَّاناً أَثِيماً (سوره مبارکه نساء، آیه: 107)؛ ترجمه: و از آن‌ها كه به خود خيانت كردند دفاع مكن زيرا خداوند افراد خیانت‌پیشه گنه‌کار را دوست ندارد.
تفسیر:
بااینکه این آیه به‌اندازه یک خط هست اما می‌تواند دنیایی از کلمات و حرف را در خودش جای دهد، یعنی می‌شود در مورد این آیه شریفه به‌خوبی مدت‌های زیادی را سخن گفت اما اشاره‌ای بشود به مفهوم آن، خداوند متعال فرموده: آنان که به خودشان خیانت می‌کنند، درصورتی‌که می‌دانیم انسان باید نسبت به دیگران خیانت کند و حق دیگران را پایمال کند.
این بیان تعبیر بسیار لطیف کلام الهی نسبت به برگشت اعمال هرکسی به خودش و نتیجه آن در زندگی شخصی خود هست، یعنی وقتی کسی به هم نوعان خودش خیانت می‌کند و حقوق آن‌ها را از بین می‌برد این را یقین بداند که اعمال او متوجه شخص خودش می‌شود، اگر هم کار نیک‌انجام بدهد بازهم متوجه خودش می‌شود، مصداق بارز آن را می‌توان در آیه شریفه إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها، ترجمه: اگر نيكى كنيد به خود نموده‏ايد و اگر بدى كنيد نيز به خودتان بد كرده‏ايد «1»، بازهم باید گفت: انسان‌ها مانند اعضای یک پیکر می‌مانند و اگر عضوی بخواهد ظلم کند باید بداند که خودش تحت تأثیر این عمل قرار می‌گیرد.
بعضی از مسئولین می‌خورند و چپاول می‌کنند و همه حرفشان این است که ما باید آسوده باشیم درصورتی‌که هر ضرری که به جامعه می‌زنند باید بدانند که خودشان در این محیط زندگی می‌کنند و آن آسیب متوجه خودشان هم می‌شود، فرزندانشان را نمی‌گوییم به دلیل اینکه فرزندانشان در کشورهای دیگر زندگی می‌کنند و پول آسایش مردم، خرج آسایش فرزندانشان می‌شود.
در کل خدایی که همه بندگان را دوست دارد به صورتی که از مادر مهربان‌تر است نسبت به آن‌ها ولی شخص خائن را دوست ندارد، علی برکت الله.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید