لحظه  بروز رسانی 
داود
داود

از اول هم نباید اعتماد می‌کردند: همین مانده برویم به

از اول هم نباید اعتماد می‌کردند: همین مانده برویم به

از اول هم نباید اعتماد می‌کردند:
همین مانده برویم به کشورهای دیگر بگوییم: شما که در مورد قرآن تحقیق می‌کنید بیایید و برای ما از آموزه‌های دین اسلام و قرآن سخن بگویید.

فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جاؤُكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ إِحْساناً وَ تَوْفِيقاً (62) أُولئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِيغاً (63)، سوره مبارکه نساء؛ ترجمه: پس چگونه موقعی كه براثر اعمالشان گرفتار مصيبتى مى‏شوند به سراغ تو مى‏آيند و سوگند ياد مى‏كنند كه منظور ما جز نيكى كردن و توافق نبوده است؟! آن‌ها كسانى هستند كه خدا آنچه را در دل دارند مى‏داند، از مجازات آن‌ها صرف‌نظر كن و آن‌ها را اندرز بده و بابیانی رسا نتايج اعمالشان را به آن‌ها گوشزد نما.
طبق فرموده قرآن کریم شخص مسلمان نمی‌تواند قاضی خودش را از میان کفار و غیرمسلمانان انتخاب کند و این‌یک امر واجب الهی است، قرآن کریم نتیجه قاضی قرار دادن افراد کافر را مصیبت و بلا تعبیر نموده است و به همین دلیل می‌فرماید: وقتی این‌گونه انسان‌ها که به غیرمسلمان پناه برده بودند و بعدازآن دچار مشکل شدند نگاه کنید می‌گویند: منظور ما جز نیکی و توافق نبوده است.
چقدر جالب است که وقتی مسئولین توافق کردند و دشمن منافع را برد که برد گفتند: هدف ما راحتی مردم بوده و می‌خواستیم به مردم نیکی کنیم، آب خوردن مردم را هم به این توافق ربط می‌دادند حالا هم با fatf می‌گویند: آب خوردن به این ربط دارد نه به آن تا چه زمانی می‌خواهیم فرمایشات قرآن را نادیده بگیریم.
خود خداوند درون این افراد را معرفی فرموده و گفته: آن‌ها با این کارها می‌خواهند درونشان را نشان بدهند و میل خودشان به دشمن خدا را به رخ بکشند، نتایج اعمالشان 1400 سال پیش بیان‌شده اما نمی‌خواهند گوش بدهند.
برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به تفاسیر نور، نمونه، المیزان.

مشاهده همه ی 9 نظر
داود
داود

نتیجه اعتماد به غیر: وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى‏

نتیجه اعتماد به غیر: وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى‏

نتیجه اعتماد به غیر:
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى‏ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً (سوره مبارکه نساء، آیه: 61)؛ ترجمه: و هنگامی‌که به آن‌ها گفته شود، به‌سوی آنچه خدا نازل كرده و به‌سوی پيامبر بیایید، منافقان را مى‏بينى كه از قبول دعوت تو اعراض مى‏كنند.
قضاوت افراد بی‌دین و غیرمسلمان یا بهتر این است که بگوییم: طاغوت به تعبیر قرآن کریم «يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ» (1)، برای مسلمان بدترین ننگ است و عواقب بسیار بدی را به همراه دارد، نتیجه‌ای که در جامعه باید اجرا شود و تمام مردم جامعه از آن بهره ببرند را باید از طریق حاکم و قاضی به دست آورد که مورد تأیید خداوند متعال باشد، به همین دلیل خداوند متعال در این آیه نیت درونی این‌گونه افراد را بیان می‌فرماید.
افرادی که طاغوت را بیشتر از مسلمانان و دین مورد انتخابشان قبول دارند وقتی به آن‌ها گفته می‌شود: دست از غیر و دشمنان خدا بردارید بهانه می‌آورند تا از جامعه اسلامی دور بشوند و از قبول کردن حکم اسلامی شانه خالی کنند، با دعوت پیامبر صلی‌الله علیه و آله هم به‌ظاهر ایمان آورده‌اند، این کار آن‌ها نشان‌دهنده روح نفاق و بی‌دینی آن‌ها هست.
نمی‌خواهد راه دور برویم در کشور خودمان می‌شود این را به‌راحتی مشاهده کرد چه افرادی که به‌ظاهر مسلمان هستند و چه افرادی که مسئول هستند و پست‌های دولتی، کشوری را به عهده‌دارند، تمام منافع جامعه اسلامی را از دست دادند تا دشمن اسلام کمکشان کند، روزبه‌روز وضع بدتر خواهد شد اگر دستورات برخلاف فرمان الهی باشد.
-------------------
1-نساء، آیه 60.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
داود
داود

سختی قضاوت: أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا

سختی قضاوت: أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا

سختی قضاوت:
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعِيداً (سوره مبارکه نساء، آیه: 60)؛ ترجمه: آيا نديدى كسانى را كه گمان مى‏كنند به آنچه از كتب آسمانى بر تو و بر پيشينيان نازل‌شده ايمان آورده‏اند ولى مى‏خواهند طاغوت و حكام باطل را به داورى بطلبند بااینکه به آن‌ها دستور داده‌شده به طاغوت كافر شوند و شيطان مى‏خواهد آن‌ها را شدیداً گمراه كند.
شأن نزول:
یکی از یهودیان با یکی از به‌ظاهر مسلمانان (منافق) به اختلاف خوردند و می‌خواستند دعوایشان را به‌پیش قاضی ببرند، شخص یهودی گفت: من پیامبر شما مسلمانان را به‌عنوان قاضی قبول دارم برویم پیش او، اما شخص منافق گفت: برویم پیش بزرگ شما یهودیان چون می‌دانست می‌تواند با پول رأی و نظر قاضی را بخرد، نزد پیامبر صلی‌الله علیه و آله نرفتند و این آیه شریفه نازل شد.
تفسیر:
طاغوت از ماده طغیان گرفته‌شده و معنی سرکشی و شکستن حدود می‌دهد مهر چیزی وسیله طغیانگری و سرکشی باشد، قاضی که قضاوت به باطل کند و حق را نگوید می‌شود طاغوت این مسئله قضاوت و قاضی هرزمانی را در برمی‌گیرد، قوه قضائیه و قاضی‌هایی که این مسئولیت مهم را به عهده گرفته‌اند باید دقت کنند که طاغوت زمان خودشان به‌حساب نیایند، امام صادق علیه‌السلام فرمود: الطَّاغُوتُ كُلُّ مَن يَتَحَاكَمُ اِلَيهِ مَن يَحكُم بِغَيرِ الحَّقِ، يعنى هر كس به غير حق حكم كند و مردم او را به داورى بطلبند، طاغوت است.
البته این بحث و این اشاره به معنی نبردن شکایات مردم به دادگاه نیست بلکه باید بروند چون فرمان خداوند و پیامبر صلی‌الله علیه و آله است، اما اینکه قاضی عادل باشد و درست حکم کند دیگر وظیفه خود کسی است که بر محل قضاوت نشسته است او نباید خودش را جزو طاغوت کند، مثل مسلمانانی که به‌ظاهر ایمان آورده بودند اما در دل کافر بودند لات و عزی دو بت بزرگ کفار را می پرسیتیدند.
یکی از مسائل عقب‌گرد و پس رفت جامعه مسلمانان این است که مشکلات خودش را برای کسانی و کشورهایی ببرند که مسلمان نیستند، مثل بردن مشکلات جامعه ما برای کشور آمریکا که مشکلی رفع نشد که هیچ بلکه مشکلات فراوانی پیش آمد.
برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به تفاسیر نمونه، اثناعشر، الصافی.

مشاهده همه ی 4 نظر
داود
داود

شناختن راه درست از غلط: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا

شناختن راه درست از غلط: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا

شناختن راه درست از غلط:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْر مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلاً (سوره مبارکه نساء، آیه: 59)؛ ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا و صاحبان امر را، و هرگاه در چيزى نزاع كرديد آن را به خدا و پيامبر ارجاع دهيد اگر ايمان به خدا و روز رستاخيز داريد، اين براى شما بهتر و عاقبت و پايانش نيكوتر است.
اطاعت به دو بخش تقسیم می‌شود: 1-واجب الاطاعة: خداوند متعال است که واجب الاطاعه هست و هر چه گفت بنده‌اش باید بدون چون‌وچرا عمل کند، 2-واجب الاطاعة بالغیر: یعنی کسی که به خاطر دیگر اطاعتش واجب هست و آن‌کسی جز پیامبر صلی‌الله علیه و آله و خاندان پاکش نیست (أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي اوامر مِنْكُمْ)، پس هر بنده‌ای باید رفتار و کردارش به اطاعت از خداوند برگردد و او را پی روی کند.
حالا اولی اوالامر چه کسانی هستند که خداوند بنده‌هایش را به اطاعت آن‌ها دستور داده است بر طبق نظر علمای شیعه و سنی:
1-اهل سنت: طبق نظر بعضی از آن‌ها منظور حکام و بزرگان هر زمان هست یعنی رئیس‌جمهور، وزیر و... اگر این درست باشد و صاحب‌منصبان انسان‌های گناه‌کاری باشند پس خداوند ما را به اطاعت فاسقین دستور داده است، پس نباید صحیح باشد؛ طبق نظر بعضی دیگر منظور علما و دانشمندان هستند که بازهم اشکال بالا پیش می‌آید؛ طبق نظر بعضی دیگر خلفای چهارگانه هستند که بعد از پیامبر صلی‌الله علیه و آله جانشین بودند که سه تن از این خلفا اشتباهات بسیاری داشتند که تاریخ شاهد بر این مطلب است به‌غیراز مولا امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام که هیچ‌گونه اشتباهی نکرد حتی کار مکروه و... از نظریات (1)
2-شیعه: طبق روایات و سخن همه علمای شیعه منظور از اولی اوالامر فقط ائمه معصومین علیهم‌السلام هستند که اطاعت آن‌ها بعد از پیامبر بر ما واجب شده است، خداوند متعال اطاعت کسانی را واجب کرده که می‌دانند هر امری باید در کجا واقع بشود.
برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به تفاسیر نور، نمونه، المیزان، مجمع‌البیان، روض الجنان، البرهان، الصافی و... .
--------------
1-در کتب تفسیری بعضی نظریات آورده شده است مثل تفسیر نمونه آیت‌الله مکارم شیرازی، ج 3، ص 435 تا 437.

مشاهده همه ی 3 نظر
داود
داود

امانت و حکومت‌داری(2): إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏

امانت و حکومت‌داری(2): إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏

امانت و حکومت‌داری(2):
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏ أَهْلِها وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ سَمِيعاً بَصِيراً (سوره مبارکه نساء، آیه: 58)؛ ترجمه: خداوند به شما فرمان مى‏دهد كه امانت‌ها را به صاحبان آن برسانيد و هنگامی‌که ميان مردم داورى مى‏كنيد از روى عدالت داورى كنيد، خداوند پند و اندرزهاى خوبى به شما مى‏دهد، خداوند شنوا و بيناست.

چقدر جالبِ که خداوند متعال این کلمه‌ای که از اول زندگی انسان تا آخرین لحظه زندگی برای بشریت اهمیت دارد را در این آیه به رخ کشیده است:1-امانت‌داری، 2-عدالت.

کمترین چیزی که می‌توان از این آیه دریافت کرد رعایت حالی چیزی است که در نزد انسان به امانت گذاشته می‌شود، جامعه و مملکت برای هر شخصی مانند یک امانت می‌ماند که در اختیار دولت‌مردان خود می‌گذارد اگر خوب کار کنند یعنی امانت‌داری کرده‌اند و اگر کار نکنند یعنی خیانت کرده‌اند در حق همه اقشار جامعه، شاید دولت‌مردان ما یادشان رفته است که خداوند به کارهای آن‌ها نظاره‌گر و شنونده حرف‌های آن‌ها است.

نمی‌خواهیم فقط ذره‌بین را در دست بگیریم و بگوییم مسئولین مشکل‌دارند نه حتی خود ما هم باید به این مسئله پی ببریم که چقدر در امانت و عدالت درون وجودمان را مراقب هستیم که این دو صفت کوچک‌ترین مشکلی پیدا نکند، نصف مشکلات اگر از سوی مسئولین باشد باقی آن را باید به خودمان نسبت بدهیم و از سرزنش نفسمان شروع کنیم.

از امام صادق علیه‌السلام نقل‌شده كه فرمود:

لَا تَنظُرُوا اَلَى طَولِ رُكُوعِ الرَّجُلِ وَ سُجُودِهِ فَإِنَّ ذلِكَ شَى‏ءٌ اَعتَادَه فَلَو تَرَكَهُ اِستَوحَشَ وَ لَكِن اُنظُرُوا اِلَى صِدقِ حَدِيثِهِ وَ اَدَاءِ اَمَانَتِهِ، تنها نگاه به ركوع و سجود طولانى افراد نكنيد، زيرا ممكن است عادتى براى آن‌ها شده باشد كه از ترك آن ناراحت شوند، ولى نگاه به راست‌گویی در سخن و اداء امانت آن‌ها كنيد «1».

-------------------

1-نور الثقلين ج 1، صفحه 496.

مشاهده همه ی 4 نظر
داود
داود

امانت و حکومت‌داری: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏

امانت و حکومت‌داری: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏

امانت و حکومت‌داری:
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏ أَهْلِها وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ سَمِيعاً بَصِيراً (سوره مبارکه نساء، آیه: 58)؛ ترجمه: خداوند به شما فرمان مى‏دهد كه امانت‌ها را به صاحبان آن برسانيد و هنگامی‌که ميان مردم داورى مى‏كنيد از روى عدالت داورى كنيد، خداوند پند و اندرزهاى خوبى به شما مى‏دهد، خداوند شنوا و بيناست. شأن نزول: وقتی پیامبر صلی‌الله علیه و آله مکه را فتح کرد با یاران خود و توانست وارد خانه کعبه شود، کلیددار کعبه را خواست و در خانه کعبه را باز کرد تا تمام بت‌ها را از بین ببرد، بعد از نابودی آن عباس عمو پیامبر به حضرت درخواست کرد: کلیدداری کعبه که بسیار بااهمیت بود را به او بدهند، اما حضرت این کار را نکرد و کلید را به عثمان بن طلحه تحویل داد درحالی‌که این آیه را می‌خواند.
تفسیر:
خداوند متعال در این آیه علاوه بر امر امانت‌داری که بسیار اهمیت دارد را تذکر داده تا خیانت در این امر حتی از سوی خدا هم قبیح شمرده‌شده است، لذا یکی از صفات بسیار آشکار پیامبر صلی‌الله علیه و آله قبل از رسیدن به نبوت امانت‌دار بودن ایشان بوده است و همه حضرت را به محمدامین می‌شناختند.
قانون بعدی که به درد حکومت می‌خورد و باید در جامعه سرلوحه قرار بگیرد داشتن عدالت در تمام عرصه‌ها هست، رانت بازی و تفاوت نداشتن مردم چه دوست، فامیل و بستگان با بقیه اقشار مردم باید سرلوحه امر عدالت و حکومت‌داری قرار بگیرد، قرآن کتاب قصه نیست باید عمل به آن شود کدام‌یک از دولت‌مردهای ما عدالت را رعایت می‌کنند؟
عدالتی که وقتی اسم برخورد و عدالت‌جویی در مورد دزدی و غارت اقوامشان می‌آید عصبانی می‌شوند و تمام جامعه را تهدید می‌کنند.
روزى دو كودك خردسال، هرکدام خطى نوشته بود، و براى داورى در ميان آن‌ها و انتخاب بهترين خط به حضور امام حسن علیه‌السلام رسيدند، على علیه‌السلام كه ناظر اين صحنه بود به فرزندش گفت: يَا بُنَىَّ اُنظُر كَيفَ تَحكُم فَإِنَّ هَذَا حُكم وَ اللَّهُ سَأَلَكَ عَنهُ يَومَ القِيَامَةِ! ترجمه: فرزندم! درست دقت كن، چگونه داورى مى‏كنى، زيرا اين خود يك نوع قضاوت است و خداوند در روز قيامت درباره آن از تو سؤال می‌کند! «1»
------------
1- تفسير مجمع‌البیان ج3، صفحه 64.

مشاهده همه ی 6 نظر
داود
داود

پاداش به شاگرد خوب: وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ

پاداش به شاگرد خوب: وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ

پاداش به شاگرد خوب:
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً لَهُمْ فِيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ نُدْخِلُهُمْ ظِلاًّ ظَلِيلاً (سوره نساء، آیه: 57)؛ ترجمه: و آن‌ها كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند به‌زودی آن‌ها را در باغ‌هایی از بهشت وارد مى‏كنيم كه نهرها از زير درختان آن جارى است و هميشه در آن خواهند ماند و همسرانى پاكيزه براى آن‌ها خواهد بود و آن‌ها را در سايه‏هايى كه قطع نمى‏شود داخل مى‏كنيم.
همیشه شاگردان خوب که نمره‌های مورد رضایت و عالی می‌گیرند جایشان پیش معلم و آموزگار محفوظ بوده درس بخوانی موردتمجید قرار می‌گیری و اگر نخوانی نباید توقع توجه داشته باشی، شاگرد وقتی درس بخواند کار زیادی انجام نداده بلکه به وظیفه خودش عمل کرده اما با حکم انجام‌وظیفه بازهم امری به او تعلق می‌گیرد و این امر توجه آموزگار را به خود جلب کردن است.
بندگی برای خداوند متعال چیزی ماوراء این حرف‌هاست و این‌ها مثال‌هایی است برای فهمیدن ظاهری مطلب، انسانی که بندگی می‌کند به وظیفه خودش عمل کرده و نباید توقع داشته باشد چیزی به او بدهند اما خداوند در قبال انجام‌وظیفه بهشت را به آن‌ها می‌دهد آن‌هم بهشتی که هیچ‌گونه قابل وصف نیست، نهرهایی که از آن جاری است و... از صفاتی که خداوند به آن‌ها وعده داده است.
نکته‌ای که بسیار می‌تواند جلب‌توجه کند و در دنیا موردبررسی قرار بگیرد قرار دادن همسرانی است برای بهشتیان تا در کنار آن‌ها باشند، در بهشت آرامش وجود دارد نه سختی و دعوا، پس همسران باید برای فراهم کردن آرامش یکدیگر تلاش کنند نه بازی کردن با اعصاب یکدیگر و سختی دادن به هم.
برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به تفاسیر نور، اثناعشر، البرهان و... از تفاسیر شیعه.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
داود
داود

هر چیزی سر جای خودش: إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا

هر چیزی سر جای خودش: إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا

هر چیزی سر جای خودش:

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِنا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ ناراً كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَزِيزاً حَكِيماً (سوره مبارکه نساء، آیه: 56)؛ ترجمه: كسانى كه به آيات ما كافر شدند به‌زودی آن‌ها را در آتشى وارد مى‏كنيم كه هرگاه پوستهای تن آن‌ها در آن بريان گردد و بسوزد پوسته‌ای ديگرى به‌جای آن قرار مى‏دهيم تا كيفر را بچشند، خداوند توانا و حكيم است.

همان‌طور که خداوند مهربان و بخشنده نسبت به مخلوقات خود هست مجازات کننده با مخالفان خودش هم هست، اگر غضب و خشم خداوند نباشد عده‌ای جسور می‌شوند و گناه را رواج می‌دهند، مثلاً عده‌ای دزدی می‌کنند، عده‌ای فحشاء را گسترش می‌دهند و... پس باید مهربانی الهی باخشم الهی باشد.

خداوند در قرآن نسبت به دشمنان خود وعده عذاب داده است، در این عذاب انسان می‌سوزد و هزاران بار آرزوی مرگ می‌کند، حال شاید بعضی بگویند: با سوختن انسان از بین می‌رود و همان می‌شود عذابش، اما به دستور الهی بازهم پوست درست‌شده و سالم می‌شود و دائم عذاب می‌بیند.

شاید بعضی بگویند: وقتی انسان سوخت و پوستش از بین رفت دیگر چه لزومی دارد پوست دوباره سالم بشود و عذابی جدید بکشد؟ این با عدالت خدا سازگار نیست و نمی‌شود؟!

جواب: مردی خدمت امام صادق علیه‌السلام همین حرف را زد و گفت: گناه پوست جدید چیست؟ چرا باید دوباره بسوزد مگر یک‌بار از بین نرفت؟ حضرت امام صادق علیه‌السلام فرمودند: هِىَ هِىَ وَ هِىَ غَيرُهَا، ترجمه: يعنى پوسته‌ای نو همان پوسته‌ای سابق و درعین‌حال غير آن است!

ابن ابی العوجاء که می‌دانست هر حرفی از حضرت شنیده شود سری دارد گفت: آقاجان با مثالی برای ما توضیح دهید؟! حضرت فرمودند: شخصی خشتی را می‌شکند و خورد می‌کند، همان تکه‌های خشت را درون قالب می‌ریزد و از همان‌ها خشتی جدید می‌سازد، خشت جدید همان خشت قدیمی است درصورتی‌که خشت تازه هم هست. (1)

-----------------

1- مجالس شيخ و احتجاج طبرسى.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
داود
داود

حسود آسودگی ندارد: أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما

حسود آسودگی ندارد: أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما

حسود آسودگی ندارد:

أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً (54) فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ كَفى‏ بِجَهَنَّمَ سَعِيراً (55)، سوره مبارکه نساء؛ ترجمه: بااینکه به مردم پيامبر و خاندانش در برابر آنچه خدا از فضلش به آن‌ها بخشيده، حسد مى‏ورزند بااینکه به آل ابراهيم كتاب و حكمت داديم و حكومت عظيمى در اختيار آن‌ها قراردادیم، ولى جمعى از آن‌ها به آن ايمان آوردند و جمعى ايجاد مانع درراه آن نمودند و شعله فروزان آتش دوزخ براى آن‌ها كافى است.

در مورد یهود آیات بسیار زیادی نازل‌شده که هرکدام از این آیات صفات خوبی از یهود را ذکر نکرده‌اند باوجود موعظه و راهنمایی‌هایی که به آن‌ها شده بازهم دست از این کارشان برنداشته‌اند، مثلاً یهودی‌ها وقتی پیامبر اسلام صلی‌الله علیه و آله را می‌دیدند می‌گفتند: ما نیازی به پیامبر نداریم و نبوت در بین یهود محصورشده و ما از بین خودمان باید نبی داشته باشیم بااینکه تورات به وجود نبی خاتم بشارت داده است، بااینکه خود آن‌ها کتاب داشتند اما به مسلمان‌ها به خاطر داشتن کتاب آسمانی حسادت می‌بردند.

این حسادت هنوز هم زنده مانده و در بین جسم و قلب آن‌ها موج می‌زند، انسان حسود خصوصیاتی دارد که نه‌تنها به دیگران ضرر می‌رساند بلکه به خودش هم رحم نمی‌کند، مثلاً:1-حسود نه آرامش فکری دارد و نه روحی همیشه در حال خودخوری و عصبانیت است، 2-فکرش را به‌جای پیش رفت در جامعه وزندگی خود در نابودی فرصت‌های دیگران به کار می‌برد و این حتی وقت خود او را هم تلف می‌کند که به‌خوبی می‌شود در تصمیم‌های اسرائیل و روابطش با دیگر کشورها دید این موضوع را، 3-حسادت نشان‌دهنده ناتوانی و ضعف شخص است چون دنبال کسب کردن نمی‌رود بلکه به دنبال خراب کردن موقعیت بقیه است.

خلاصه کلام گروهی به نام یهود و تفکر یهودیت فقط به خود و هم دین خود فکر می‌کند و توقع دارد که تمام دنیا برده و زیردست او باشد چون خودش را بزرگ‌ترین وبرترین نژاد دنیا می‌داند، چطور خودمان در کشور ژن خوب و برتر داریم یهودی‌ها خودشان را از این ژن‌های برتر مهم‌تر می‌دانند.

برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به تفاسیر مجمع‌البیان، اثناعشر، البرهان.

مشاهده همه ی 4 نظر
داود
داود

روحیه و خودخواهی یهود: أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ فَإِذاً

روحیه و خودخواهی یهود: أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ فَإِذاً

روحیه و خودخواهی یهود:
أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ فَإِذاً لا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيراً (سوره مبارکه نساء، آیه: 53)؛ ترجمه: آيا آن‌ها يهود سهمى در حكومت دارند كه بخواهند چنين قضاوتى كنند؟ درحالی‌که اگر چنين بود به مردم هيچ حقى نمى‏دادند و همه‌چیز را در انحصار خود مى‏گرفتند.
بیشترین جنگ‌هایی که تابه‌حال رخ‌داده و جان عده بسیار زیادی انسان بی‌گناه را گرفته است می‌توان نسبت داد به‌جاهایی که یهود دست در ماجرا داشته و دعوای اصلی را او شروع کرده است، مثل جنگ با آلمان، امروزه جنگ با فلسطین، ترور جد و عموی پیامبر که یهود ناکام ماند از این عمل کرد و طایفه‌های یهودی که باوجود پیامبر در مدینه ازآنجا هجرت کردند و رفتند تا پیامبر صلی‌الله علیه و اله را نبینند. (1) و جنایاتی که تاریخ شاهد است علیه یهود که قصد دارد تمام دنیا را صاحب شود.
یکی دیگر از این اتفاقات منحصر دانستن تمام منافع در یهود بر طبق عقاید یهودیان است که قرآن می‌فرماید: نباید به آن‌ها بهاداده شود که به خود اجازه بدهند در بین مردم حکومت کنند و قضاوت را هم بر عهده بگیرند در بین مردم، این به چه دلیل است چون روحیه انحصارطلبی این طایفه (یهودیان) آن‌قدر زیاد است که حتی خودشان را مالکان اصلی زمین می‌دانند و می‌گویند: همه‌چیز برای ما خلق‌شده، حتی نبوت پیامبر صلی‌الله علیه و اله را هم نمی‌پذیرفتند و می‌گفتند: نبوت در بین یهودیان منحصر شده و هیچ پیامبری نیست مگر اینکه از بین ما باشد.
1- فروغ ابدیت، آیت‌الله جعفر سبحانی.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید