دلنوشته های مرد تنهای شب
بی‌حالبی‌حال
دلنوشته های مرد تنهای شب

مثل اشک در تو پنهانم و تو پنهان

مثل اشک در تو پنهانم

و تو پنهان در غم ،

مثل باران در تو گم ام

تو در دل شب ،

در ویرانگی تو پنهانم

تو در جان من ،

من آغازم مثل بهار

تو پایانی چو زمستان ،

مثل باران بهاری

من مثل باران پاییزی ،

تو گمشده در دریائی

من آوار در اسمان ،

مثل شعر نویی

من غزلی مانده در دل ،

چو تراوش بارانی

من مثل مرگ ارام .....


تنهای شب

مشاهده همه ی 2 نظر