دلنوشته های مرد تنهای شب
بی‌حالبی‌حال
دلنوشته های مرد تنهای شب

جنگلی سر سپرده به آواز، و دارکوبی

 لینک
جنگلی سر سپرده به آواز، و دارکوبی

جنگلی سر سپرده
به آواز،
و
دارکوبی خسته از تقلا
خسته ی غربت است
و
تنهایی بی یار
صدای جغد پیر جنگل،
پیچیده در،
شاخه ی درخت شکسته
بازیگوشی، پروانکی
بر روی گلبرک تازه شکفته
میگوشد جنگل صبگاها
پچ پچ عاشقانه ی
دو‌ درخت معشوق بهم،
و
تازه میشود
روزگار دور ش،
و

اندوهی از غربت


دل


://delneveshtehaietanha.blogfa.com/
های مرد تنهای شب
سپید

غم الود

مشاهده همه ی 4 نظر
دلنوشته های مرد تنهای شب
بی‌حالبی‌حال
دلنوشته های مرد تنهای شب

جنگلی‌آسوده از غبار و کلبه ی مخروب قدیمی،

جنگلی‌آسوده از غبار و کلبه ی مخروب قدیمی،

جنگلی‌آسوده از غبار
و
کلبه ی مخروب قدیمی،
سرگذشت غمبار ،
و دردی جانکاه
تنهایی مفرد معشوق
رهایی بخش ز، دام عشق
بهار‌ ، ز چه پروار است؟
مگر نه سوز،زمستان بود انروز
غافل از سردی خموش بهار،
و برفی‌زمستانی آغوش ها،
اه جنگلی دل شکسته
زخمی ،رهگذران خوشپوش
ساده اندیشی درختی،
زغوغای درون
جنگلی آسوده از صوت ها
و کلبه ای خفته ز،غم ها
تنهاي شب
خاموش
های مرد تنهای شب

سپید
delneveshtehaietanha.blogfa.com#

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
دلنوشته های مرد تنهای شب
بی‌حالبی‌حال
دلنوشته های مرد تنهای شب

در پشت نقاب شب، تیک‌تاک‌ساعت

در پشت نقاب شب، تیک‌تاک‌ساعت

در پشت نقاب شب،

تیک‌تاک‌ساعت

ملحفه ای‌سپید

وتختی کنارپنجره

ومرور یک رویا
تک فشنگ،اسحله ی دیوار
غم پنهانی چشم هایش
و سکوتی که از زبان جاری شد
صدای ماشه ی کشیده شده
و
دست هایی سرد
و
جسمی به تنگ آمده
ذهنی الوده به عصیان
و
روحی مملو پریشانی
زبانی که لکنت گرفت
و طغیان دردی در مخ
لب هایی که بسته شد
وقلب یک، لحضه ایستاد
سرنوشت پایان یافت
وتنها
یک ماشه بجاماند
# نوشته های من

مشاهده همه ی 2 نظر
دلنوشته های مرد تنهای شب
بی‌حالبی‌حال
دلنوشته های مرد تنهای شب

حزنی در درونم هست؛ پیدا و پنهان یک غریبه‌گی

حزنی در درونم هست؛ پیدا و پنهان یک غریبه‌گی

حزنی در درونم هست؛
پیدا و پنهان
یک غریبه‌گی
تازه فهمیدم که یا من زیادی‌ام ،در این شهر
یا کسی اینجا کم است...
جان یوجل

نظرات برای این پست غیر فعال است
دلنوشته های مرد تنهای شب
بی‌حالبی‌حال
دلنوشته های مرد تنهای شب

احـسـاسـم را بـاور نکـرد مـنی کـه دوسـت داشـتنم را

احـسـاسـم را بـاور نکـرد مـنی کـه دوسـت داشـتنم را

احـسـاسـم را بـاور نکـرد
مـنی کـه دوسـت داشـتنم را
بـه هـر زبـانی گـفـتــم،
و او ....
هـرروز سـردتر از
دیـروز مـیـشـد.
انگــار کـسـی، جـایـی
مـنتظـرش بـود ...!

نظرات برای این پست غیر فعال است