لحظه  بروز رسانی 
donya
شیطونشیطون
donya

دختره داشت نماز میخوند یکی از کنارش رد شد گفت

دختره داشت نماز میخوند
یکی از کنارش رد شد گفت آفرین !
نمازشو قطع کرد گفت تازه، روزه ام هستم.
میای منو بگیری


 (۰۰)
 <;) )>
 _//_

مشاهده همه ی 5 نظر
donya
شیطونشیطون
donya

ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﺰﻥ ﮐﻪ . ﺑﺎ ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯼ ﮐﻠﻤﺎﺗﺖ

ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﺰﻥ ﮐﻪ ...
ﺑﺎ ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯼ ﮐﻠﻤﺎﺗﺖ ﺁﺷﻨﺎﺳﺖ
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ...
ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮏ ﮐﻮﻩ ﯾﺨﯽ ﻣﯽﺷﻮﯼ
ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺁﺑﺖ ﮐﻨﺪ ...
ﺁﺭﺍﻡ ...
ﺁﺭﺍﻡ ...

ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ...
ﯾﻌﻨﯽ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺖ ﺟﺎﯾﯽ ﮔﯿﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ

ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻔﺘﻪ ﺗﻮﺭﺍ ﺑﻔﻬﻤﺪ ...
D

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
donya
شیطونشیطون
donya

یک دقیقه سکوت  ،  بخاطر خجالت کشیدن مردی که درامدش

یک دقیقه سکوت  ،
 بخاطر خجالت کشیدن مردی که درامدش کفاف زندگیشو نمی دادچه برسد به خرید عید و پای رفتن به خونه رو نداشت..

یکدقیقه سکوت
 بخاطر شرمندگی مردی که لباس چروکیده دست دوم رو بنام جنس خارجی تن بچش کرد برویش خندید و در خفا اشک ریخت...
 
یکدقیقه سکوت
بخاطر زنی بی سرپرست که نخواست شرافت و ناموسش لکه دار شود غرورش را زیر پا گذاشت و خونه تکونی دیگران رو انجام داد و خانم خونه  اربابی کرد براش ...

یکدقیقه سکوت
بخاطر تبسم مصنوعی بر کنج لب زنی که چرخ کرده سنگدونی مرغ رو بجای گوشت چرخ کرده بخورد بجه ی در آرزوی کبابش داد ...

یکدقیقه سکوت
بخاطر مستاجری که سر درد رو بهونه کرد و دستمال بر سر بست و پتو بر سر کشید و گریه کرد برای عید که صاحبخونه در قبال اجاره های عقب افتاده جوابش کرده بود

یکدقیقه سکوت
بخاطر بچه ای که خجالت کشید و تو کوچه نیومد و با حسرت از لای در همبازیهای لباس نو بر  تن رو دید زد..
شب عیدی مواظب همدیگه باشیم،مخصوصا مواظب اونایی که ضعیفترن،هممون اگه خوب به اطرافمون نگاه کنیم میبینیمشون.

مشاهده همه ی 8 نظر
donya
شیطونشیطون
donya

ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﺑﺮﺍﻡ ﭘﯿﺶ ﺍﻭﻣﺪﻩ ! ﺍﻭﻥ ﮔﺮﮔﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﮓ ﻣﯿﮕﻪ

ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﺑﺮﺍﻡ ﭘﯿﺶ ﺍﻭﻣﺪﻩ !
ﺍﻭﻥ ﮔﺮﮔﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﮓ ﻣﯿﮕﻪ ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺮﻩ ﺑﻤﺐ ﻭ ﻧﺎﺭﻧﺠﮏ
ﺑﺨﺮﻩ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﭘﻮﻝ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺑﺮﻩ ﯾﻪ ﻣﺮﻍ ﺑﺨﺮﻩ ﮐﻮﻓﺖ ﮐﻨﻪ؟ ! |:

مشاهده همه ی 5 نظر
donya
شیطونشیطون
donya

میخام واسه سال جدید یه تیشرت بخرم روش بنویسم: به تو

میخام واسه سال جدید یه تیشرت بخرم
روش بنویسم:
به تو هیچ ربطی نداره درسم کی تموم میشه...
و به تو هیچ ربطی نداره کی ازدواج میکنم...

جلو مهمونا بپوشم :که دیگه براشون سوال پیش نیاد .

والااااااااااااا.........

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
donya
شیطونشیطون
donya

مروز تو تاکسی بودیم رانندهه رفت بنزین بزنه با یه راننده

مروز تو تاکسی بودیم رانندهه رفت بنزین بزنه با یه راننده دیگه دعواش شد، یارو به راننده ما گفت "تو مسافرکشی؟ تو عن کشی..

ما ۴تا تو ماشین :|

مشاهده همه ی 2 نظر
donya
شیطونشیطون
donya

قدیما مردم الکی حلقه دست میکردن ؛ که بقیه فکر کنن

قدیما مردم الکی حلقه دست میکردن ؛ که بقیه فکر کنن متاهل هستن ، و کسی مزاحمشون نشه .... امروز اونایی که ازدواج کردن ؛ قایم میکنن که موارد جدید رو از دست ندن

مشاهده همه ی 3 نظر