‏من اینجا بس دلم تنگ‌ست
و هر سازی که می‌بینم بدآهنگ‌ست...
بروز رسانی 
ֆǟʀǟ
شیطونشیطون
ֆǟʀǟ

و چقــــــدر دیر می فهمیم که زندگــــــی همین روزهاییست

و چقــــــدر دیر می فهمیم
که زندگــــــی
همین روزهاییست که منتظــــر گذشتنش هســتیم.

مشاهده همه ی 1 نظر
ֆǟʀǟ
شیطونشیطون
ֆǟʀǟ

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﻣﯿﺪﻫﺪ ،

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﻣﯿﺪﻫﺪ ،
ﺍﻣﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﻻﻧﻪ ﺍﺵ ﻧﻤﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﺩ

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ֆǟʀǟ
شیطونشیطون
ֆǟʀǟ

خدا را در قلب کسانی دیدم که بی

خدا را
در قلب کسانی دیدم
که بی هیچ توقعی ،
مهربانند ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ֆǟʀǟ
شیطونشیطون
ֆǟʀǟ

نترسید که روزی خورشید متلاشی شود وهمگی ازسرما بمیریم

نترسید که روزی خورشید متلاشی شود
وهمگی ازسرما بمیریم
بترسید که روزی برسد
زن ها بخواهند محبت را از ما
مردها دریغ کنند،
آنوقت همگی از سرما خواهیم مرد...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ֆǟʀǟ
شیطونشیطون
ֆǟʀǟ

وقتی یک دانه ی گیاه میکاری، هزاران هزار دانه میشود، همه

وقتی یک دانه ی گیاه میکاری، هزاران هزار دانه میشود، همه اش برای تو.وقتی یک گل به کسی میدهی، هزاران هزار گل از دیگران میگیری؟ می دانی عزیز ، تو روی گنج داری زندگی میکنی و امیدوارم این را بدانی.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ֆǟʀǟ
شیطونشیطون
ֆǟʀǟ

در زندگی همیشه غمگین بودن از شاد بودن آسان تر است

در زندگی همیشه غمگین بودن از شاد بودن آسان تر است
ولی من اصلا از آدم هایی خوشم نمی آید که آسان ترین راه را انتخاب میکنند

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ֆǟʀǟ
شیطونشیطون
ֆǟʀǟ

کاش می شد تیشه ای باشد بَهرِ شکستن بُت !

کاش می شد تیشه ای باشد بَهرِ شکستن بُت !
نه شکستن بُت خدایان !
بتی که عُمریست از غرورمان ساخته ایم …
غروری که اجازه دوستت دارم ها را از ما گرفت …
غروری که محبت را به عزیزانمان حرام و بهای آن، برابر شد با شکسته شدن دلشان …
غروری که اشتباهاتمان را هم در جامه درست بودن جلوه میداد …
غروری که حسرت یک آغوش، یک دوستت دارم و بوسه هایی را بر دل ما نهاد که می دانیم هیچگاه در زندگی تکرار نخواهد شد …
کاش می شد تیشه ای به دست بگیریم بهر شکستن،
شکستنِ بُتی که از ” غــرور ” ساخته ایم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ֆǟʀǟ
شیطونشیطون
ֆǟʀǟ

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند … فرشته

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند …
فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته …
شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت …
فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت …
خدا گفت : دیگر تمام شد … دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود …
زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود ، زمین برایش کوچک است …
و فرشته ای که مزه عشق را بچشد ، آسمان برایش کوچک

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ֆǟʀǟ
شیطونشیطون
ֆǟʀǟ

زندگی تعداد دم و بازدم ها نیست بلکه لحظاتی هست

زندگی تعداد دم و بازدم ها نیست
بلکه لحظاتی هست که قلبت محکم میزند
بخاطر خنده بخاطر اتفاق های خوب غیره منتظره ،
بخاطر شگفتی،بخاطر شادی ،
بخاطر دوست داشتن های بی حساب ،
بخاطر عشق ، بخاطر مهربانی
شادی ات را به اطرافت بپراکن
و با حد و حصر هایی که گذشته به تو تحمیل کرده، مبارزه کن
زندگی زیباست!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ֆǟʀǟ
شیطونشیطون
ֆǟʀǟ

اگر توانم باشد که یک دل را از شکستن باز دارم

اگر توانم باشد که یک دل را از شکستن باز دارم
به بیهودگی زندگی نخواهم کرد
اگر یارای آن داشته باشم که یک تن را از رنج برهانم
یا دردی را تسکین بخشم
یا انسانی تنها را یاری کنم
که دیگر بار بسوی شادی باز گردد
به عبث زندگی نخواهم کرد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید