لحظه  بروز رسانی 
ماهـڪ
خواب آلودخواب آلود
ماهـڪ

People come and go but true friends always stay Happy

People come and go but true friends always stay Happy

People come and go but true friends always stay
Happy birthday
مردم می آیند و می روند اما دوستان واقعی همیشه می مانند
پیشاپیش تولدت مبارک عزیزدلم!

@elaaahenaaaz

مشاهده همه ی 11 نظر
elahe
elahe

"زیستن در فضای تک‌جنسیتی"

"زیستن در فضای تک‌جنسیتی"



حقیقت تلخ



بعد از اتمام یکی از سمینار‌ها، زمانی که در حال جمع کردن کیف و کتاب و خروج

از سالن بودم، خانمی موقر و محجبه، حدودا چهل و خرده‌ای ساله آمد و گفت با من

کاری دارد.

ایستادم.



شروع کرد به شرح دادن این که دختر جوانش(کسی که آفتاب و مهتاب ندیده، حتی

دانشگاه هم نرفته و زانو به زانوی مادرش، در خانه بزرگ شده)، یک سال است

ازدواج کرده اما زندگی‌اش سخت درگیر مشکل است.

از این گفت که دامادش دخترش را درک نمی‌کند.

رفیق‌باز است. تعهدی به زندگی مشترک ندارد.

در هنگامه‌ی عصبانیت کنترل خودش را از دست می‌دهد و...

خلاصه این‌که با هم تفاهم ندارند.



گفتم در جلسه‌ی بعدی همین نشست‌ها، به دخترتان بگویید تشریف بیاورند تا خودشان

در این‌باره صحبت کنند.

جوابی که آن مادر داد مرا به بهت و حیرت فرو برد.

گفت: دخترم خیلی کم‌رو است. "نمی‌تواند" با آقایان صحبت کند.



چند جمله‌ای درباره‌ یکی از دردناک‌ترین معضلات بغرنج اجتماعی بنویسم.



"فروید" می‌گوید: تمامی مشکلات بشر به‌دلیل ممنوعیت‌ها، محدودیت‌ها و ترس‌ها و

وحشت‌های ناشی از این محدودیت‌ها است.



ما اما در تمام زندگی‌مان مواجهیم با محدودیت، ممنوعیت، تحریم و ترس‌های ناشی

از آن‌ها.



بدون استثنا، تمامی روابط و برساخت‌های اجتماعی ما، اول از همه، توسط فاکتور

جنسیت تعیین می‌شود.

یعنی خطی نامرئی، محکم و ناگسستنی میان مردان و زنان می‌کشیم و به فرزندان‌مان

می‌آموزیم در این چارچوب تعیین‌شده زندگی کنند.



کودک اگر دختر باشد در فضای زنانه و میان زن‌ها نفس می‌کشد.

پسرها بالعکس

حتی ترجیح والدین بر این است که هم‌جنس‌ها با هم بازی کنند و وقت بگذرانند.

به سن‌و‌سال مهدکودک که می‌رسند وارد فضایی می‌شوند که هیچ هم‌سنی از جنس

مخالف در آن‌جا نیست.



در دوران مدرسه، دوازده سال در محیطی زندگی می‌کند که همان نظام حاکم است.

و در طول تمام این سال‌ها، سوال بی‌پاسخی که ذهن دانش‌آموز را درگیر کرده این

است که دلیل این جدایی چیست؟

چرا پسر و دختر نباید کنار هم درس بخوانند؟

چرا خط قرمز وجود دارد؟

چرا معاشرت و گفت‌و‌گو با شخصی از جنس مخالف، ممنوع است و محکوم می‌شود؟





صف‌های خانم‌ها و آقایان را جدا از هم می‌بینیم.

در اتوبوس و مترو محل استقرار جداست.

در کلاس‌های دانشگاه، دختران و پسران در ردیف‌های مجزایی می‌نشینند.

سالن مطالعه جدا. سلف جدا.

خوابگاه جدا. سالن‌های ورزشی جدا. پادگان جدا.

مراسم شادی و عزا، جدا. چند سالی هم هست که آژانس بانوان داریم یا حتی پارک

بانوان (پارکی محصور به دیوارهایی بلند و مملو از نگهبان و دوربین که مبادا هیچ

زنی در تیررس هیچ مردی قرار گیرد.)



اصل اولی که والدین به فرزندان می‌آموزند این است که جامعه ناامن است

و پر از گرگ‌های دریده. (خصوصا گرگ‌هایی که از جنس مخالف هستند.) پس در

این فضا باید ضعف و در معرض آسیب بودن و در نتیجه نیاز به حامی داشتن را

پذیرفت.



چند سوال پیش می‌آید:



- دقت کردید که این مرزبندی‌ها به عمق ذهن و ضمیر ناخودآگاه‌مان رخنه کرده؟ در

مهمانی‌های خانوادگی یا سفرهای دسته‌جمعی، خانم‌ها بیشتر باهم وقت می‌گذرانند و

آقایان باهم.

این تقسیم‌بندی سر سفره یا هنگام گفت‌وگو‌های چند نفره هم شکل می‌گیرد.



- دقت کردید که زوج‌ها، به‌جای این‌که مسائل و مشکلات‌شان را برای هم مطرح کنند

و با گفت‌وگو درصدد حل آن باشند، ترجیح می‌دهند با دوستان هم‌جنس خودشان حرف

بزنند؟



- حواس‌تان هست که چند هزار گروه در فضای مجازی هست که مختص یک جنس

است؟ که سردرشان نوشته ورود خانم‌ها/آقایان ممنوع.



- فکر کرده‌اید که اصلی‌ترین دغدغه‌ی حاکم بر ذهن نوجوان و جوان ما چیست؟

رشد؟ خودشناسی؟ پیشرفت؟ مسائل جنسی و عاطفی؟ از خودشان بپرسید.

- این حجم از مزاحمت‌های خیابانی، متلک‌پرانی‌ها، دور دور، تک‌چرخ‌ زدن‌‌های

جلوی دبیرستان دخترانه و... از کجا نشات می‌گیرد؟



- از آمار تجاوز‌ها خبر دارید؟ از میزان رابطه‌های مسموم و برمبنای منفعت‌طلبیِ

صرف چطور؟





- دلیل چند درصد طلاق‌ها عدم تفاهم و درک متقابل است؟



- این زندگی‌های پر از مشکل و نارضایتی نتیجه‌ی چیست؟

و اصلی‌ترین سوال این که برای شناخت جنس مخالف و درک صحیح از خلق‌و‌خو،

نیازها، خصوصیات رفتاری و اخلاقی و شخصیتی او، چه فرصتی در اختیار ماست؟

کجا و چگونه باید به این شناخت رسید؟



بیایید یا تمامی زنان را بفرستیم به مریخ و مردان‌ را هم به

مشاهده همه ی 11 نظر
elahe
elahe

"زیستن در فضای تک‌جنسیتی" حقیقت تلخ

"زیستن در فضای تک‌جنسیتی"

حقیقت تلخ

بعد از اتمام یکی از سمینار‌ها، زمانی که در حال جمع کردن کیف و کتاب و خروج
از سالن بودم، خانمی موقر و محجبه، حدودا چهل و خرده‌ای ساله آمد و گفت با من
کاری دارد.
ایستادم.

شروع کرد به شرح دادن این که دختر جوانش(کسی که آفتاب و مهتاب ندیده، حتی
دانشگاه هم نرفته و زانو به زانوی مادرش، در خانه بزرگ شده)، یک سال است
ازدواج کرده اما زندگی‌اش سخت درگیر مشکل است.
از این گفت که دامادش دخترش را درک نمی‌کند.
رفیق‌باز است. تعهدی به زندگی مشترک ندارد.
در هنگامه‌ی عصبانیت کنترل خودش را از دست می‌دهد و...
خلاصه این‌که با هم تفاهم ندارند.

گفتم در جلسه‌ی بعدی همین نشست‌ها، به دخترتان بگویید تشریف بیاورند تا خودشان
در این‌باره صحبت کنند.
جوابی که آن مادر داد مرا به بهت و حیرت فرو برد.
گفت: دخترم خیلی کم‌رو است. "نمی‌تواند" با آقایان صحبت کند.

چند جمله‌ای درباره‌ یکی از دردناک‌ترین معضلات بغرنج اجتماعی بنویسم.

"فروید" می‌گوید: تمامی مشکلات بشر به‌دلیل ممنوعیت‌ها، محدودیت‌ها و ترس‌ها و
وحشت‌های ناشی از این محدودیت‌ها است.

ما اما در تمام زندگی‌مان مواجهیم با محدودیت، ممنوعیت، تحریم و ترس‌های ناشی
از آن‌ها.

بدون استثنا، تمامی روابط و برساخت‌های اجتماعی ما، اول از همه، توسط فاکتور
جنسیت تعیین می‌شود.
یعنی خطی نامرئی، محکم و ناگسستنی میان مردان و زنان می‌کشیم و به فرزندان‌مان
می‌آموزیم در این چارچوب تعیین‌شده زندگی کنند.

کودک اگر دختر باشد در فضای زنانه و میان زن‌ها نفس می‌کشد.
پسرها بالعکس
حتی ترجیح والدین بر این است که هم‌جنس‌ها با هم بازی کنند و وقت بگذرانند.
به سن‌و‌سال مهدکودک که می‌رسند وارد فضایی می‌شوند که هیچ هم‌سنی از جنس
مخالف در آن‌جا نیست.

در دوران مدرسه، دوازده سال در محیطی زندگی می‌کند که همان نظام حاکم است.
و در طول تمام این سال‌ها، سوال بی‌پاسخی که ذهن دانش‌آموز را درگیر کرده این
است که دلیل این جدایی چیست؟
چرا پسر و دختر نباید کنار هم درس بخوانند؟
چرا خط قرمز وجود دارد؟
چرا معاشرت و گفت‌و‌گو با شخصی از جنس مخالف، ممنوع است و محکوم می‌شود؟


صف‌های خانم‌ها و آقایان را جدا از هم می‌بینیم.
در اتوبوس و مترو محل استقرار جداست.
در کلاس‌های دانشگاه، دختران و پسران در ردیف‌های مجزایی می‌نشینند.
سالن مطالعه جدا. سلف جدا.
خوابگاه جدا. سالن‌های ورزشی جدا. پادگان جدا.
مراسم شادی و عزا، جدا. چند سالی هم هست که آژانس بانوان داریم یا حتی پارک
بانوان (پارکی محصور به دیوارهایی بلند و مملو از نگهبان و دوربین که مبادا هیچ
زنی در تیررس هیچ مردی قرار گیرد.)

اصل اولی که والدین به فرزندان می‌آموزند این است که جامعه ناامن است
و پر از گرگ‌های دریده. (خصوصا گرگ‌هایی که از جنس مخالف هستند.) پس در
این فضا باید ضعف و در معرض آسیب بودن و در نتیجه نیاز به حامی داشتن را
پذیرفت.

چند سوال پیش می‌آید:

- دقت کردید که این مرزبندی‌ها به عمق ذهن و ضمیر ناخودآگاه‌مان رخنه کرده؟ در
مهمانی‌های خانوادگی یا سفرهای دسته‌جمعی، خانم‌ها بیشتر باهم وقت می‌گذرانند و
آقایان باهم.
این تقسیم‌بندی سر سفره یا هنگام گفت‌وگو‌های چند نفره هم شکل می‌گیرد.

- دقت کردید که زوج‌ها، به‌جای این‌که مسائل و مشکلات‌شان را برای هم مطرح کنند
و با گفت‌وگو درصدد حل آن باشند، ترجیح می‌دهند با دوستان هم‌جنس خودشان حرف
بزنند؟

- حواس‌تان هست که چند هزار گروه در فضای مجازی هست که مختص یک جنس
است؟ که سردرشان نوشته ورود خانم‌ها/آقایان ممنوع.

- فکر کرده‌اید که اصلی‌ترین دغدغه‌ی حاکم بر ذهن نوجوان و جوان ما چیست؟
رشد؟ خودشناسی؟ پیشرفت؟ مسائل جنسی و عاطفی؟ از خودشان بپرسید.
- این حجم از مزاحمت‌های خیابانی، متلک‌پرانی‌ها، دور دور، تک‌چرخ‌ زدن‌‌های
جلوی دبیرستان دخترانه و... از کجا نشات می‌گیرد؟

- از آمار تجاوز‌ها خبر دارید؟ از میزان رابطه‌های مسموم و برمبنای منفعت‌طلبیِ
صرف چطور؟


- دلیل چند درصد طلاق‌ها عدم تفاهم و درک متقابل است؟

- این زندگی‌های پر از مشکل و نارضایتی نتیجه‌ی چیست؟
و اصلی‌ترین سوال این که برای شناخت جنس مخالف و درک صحیح از خلق‌و‌خو،
نیازها، خصوصیات رفتاری و اخلاقی و شخصیتی او، چه فرصتی در اختیار ماست؟
کجا و چگونه باید به این شناخت رسید؟

بیایید یا تمامی زنان را بفرستیم به مریخ و مردان‌ را هم به سیاره‌ای دیگر، یا زوج و
فرد کنیم روزهای تردد هر جنس را در سطح شهر، یا دیواری بتنی در همه‌ی نقاط
این سرزمین بین دختر و پسر بکشیم و یا این که دست از دگماتیسم حاکم بر ذهن‌های
سنتی عقب‌مانده‌ی عهد قجری‌مان برداریم و متفاوت بیاندیشیم.

اگر خواستید دنبال مقصر باشید
به آینه نگاهی بیاندازید.

مشاهده همه ی 4 نظر
SASHA→SARAB
SASHA→SARAB

The one who was pretending to calm the fuck Torre

The one who was pretending to calm the fuck Torre

اونى كه تظاهر به آرامش ميكنه ، ازهمه داغون تره !!

متن عاشقانه
مشاهده همه ی 2 نظر
elahe
elahe

كسي كه دوسِت داشته باشه حتي اگه خسته و داغونم باشه

كسي كه دوسِت داشته باشه حتي اگه خسته و داغونم باشه واست وقت ميذاره چون دردِ دلتنگي و دوري خيلي سخت تر از خستگيه جسمه


مثلا😂😂😂😂😂

مشاهده همه ی 8 نظر