لحظه  بروز رسانی 
مهدی یار
مهدی یار

غمت در نهانخانه دل نشیند بنازی که لیلی به محمل

غمت در نهانخانه دل نشیند بنازی که لیلی به محمل

غمت در نهانخانه دل نشیند
بنازی که لیلی به محمل نشین

به دنبال محمل سبکتر قدم زن
مبادا غباری به محمل نشیند

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
زبامی که برخاست مشکل نشیند

بنازم به بزم محبت که آنجا
گدایی به شاهی مقابل نشیند

به پا گر خلد خار آسان بر آرم
چه سازم به خاری که بر دل نشیند

به دنبال محمل چنان زار گریم
که از گریه ام ناقه در گل نشیند

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
مهدی یار
مهدی یار

سلام بر دوستای خوبم پیامبر صلی الله علیه

سلام بر دوستای خوبم پیامبر صلی الله علیه

سلام بر دوستای خوبم

پیامبر صلی الله علیه و آله در بحار، ج1، ص97 فرمودند :

أوَّلُ ما خَلَقَ اللّه ُ العَقلَ .
نخستين چيزى كه خدا آفريد، خرد است.

مولانا میگه
"نی که اول دستبرد آن مجید
از دو عالم پیشتر عقل آفرید"

توضیح اینکه، خداوند سبحان ابتدا عقل را آفرید، بعد از اون، عقل خود تمام آسمان ها و زمین را صورت داد.
نکته اینکه تمام محسوسات و صورت دنیا در خور ظرفیت عقلی و قوای ادراکی انسان آرایش شده

"لطف شیر و انگبین عکس دل است
هرخوشی را آن خوش از دل حاصل است"

ذهن و دل انسان به شیر و انگبین شیرینی و لذت میده و بالذات و در اصل میتونه لذیذ نباشه!

چه بسا لذت ها و خوشی هایی رو که انسان خودش خوشی پنداشته ولی در اصل سختی و عذاب باشه و برعکس

قال الله تعالی :

…عَسی أن تکرَهوا شَیئاً وهو خیرٌ لکم وَعسی أن تُحِبّوا شیئاً وهو شَرٌّ لکم…

(سوره بقره/ آیه 216)

چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید ،‌حال آن که خیر شما در آن است ؛ ویا چیزی را دوست داشته باشید ،‌حال آن که شرشمادر آن است.

مشاهده همه ی 12 نظر
مهدی یار
مهدی یار

من بی‌مایه که باشم که خریدار تو باشم حیف باشد

من بی‌مایه که باشم که خریدار تو باشم حیف باشد

من بی‌مایه که باشم که خریدار تو باشم
حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم

تو مگر سایه لطفی به سر وقت من آری
که من آن مایه ندارم که به مقدار تو باشم

خویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندم
که تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشم

هرگز اندیشه نکردم که کمندت به من افتد
که من آن وقع ندارم که گرفتار تو باشم

هرگز اندر همه عالم نشناسم غم و شادی
مگر آن وقت که شادی خور و غمخوار تو باشم

من چه شایسته آنم که تو را خوانم و دانم
مگرم هم تو ببخشی که سزاوار تو باشم

گر چه دانم که به وصلت نرسم بازنگردم
تا در این راه بمیرم که طلبکار تو باشم

نه در این عالم دنیا که در آن عالم عقبی
همچنان بر سر آنم که وفادار تو باشم

مشاهده همه ی 9 نظر
مهدی یار
مهدی یار

سلام یه نکته وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي

سلام یه نکته وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي

سلام
یه نکته

وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِينَ «205» اعراف

و پروردگارت را از روى خوف وتضرّع، آهسته و آرام در دل خود و در هر صبح و شام ياد كن و از غافلان مباش.

بین دعا و مناجات دو تا فرق هست
اول اینکه دعا حالت مونولوگ و مناجات حالت دیالوگ داره
دوم اینکه دعا اثرات اجتماعی داره و آشکار خوانده میشه اما مناجات اثرات فردی داره و باید در خفا و پنهانی و آهسته خوانده بشه

توضیح اینکه، ریشه کلمه مناجات از نجوی بین دو نفر بصورت آهسته میاد. در مناجات صحبت دوطرفه اس و خدا هم با انسان صحبت میکنه.

حضرت علی در نهج البلاغه میفرمایند :

" وَ لِلَّهِ عِبَادٌ نَاجَاهُمْ فِی فِکْرِهِمْ (برای خداوند بندگانی است که در اندیشه های ایشان با آنان نجوا می­ کند) وَ کَلَّمَهُمْ فِی ذَاتِ عُقُولِهِمْ (و با عقل هایشان با آن ­ها تکلم می­ کند)"

بنابراین طبق دستور خداوند در قرآن، آداب دیالوگ و مناجات با خداوند آهسته و در خفا و با تضرع و خشوع دل هستش

"ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً ۚ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ"
اعراف 55

مشاهده همه ی 12 نظر
مهدی یار
مهدی یار

هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدن هست عاشق

هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدن هست عاشق

هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدن
هست عاشق هر زمانی بیخود و شیدا شدن

عاقلان از غرقه گشتن بر گریز و بر حذر
عاشقان را کار و پیشه غرقه دریا شدن

عاقلان را راحت از راحت رسانیدن بود
عاشقان را ننگ باشد بند راحت‌ها شدن

و آنک باشد در نصیحت دادن عشاق عشق
نیست او را حاصلی جز سخره سودا شدن

عشق بوی مشک دارد زان سبب رسوا بود
مشک را کی چاره باشد از چنین رسوا شدن

عشق باشد چون درخت و عاشقان سایه درخت
سایه گر چه دور افتد بایدش آن جا شدن

بر مقام عقل باید پیر گشتن طفل را
در مقام عشق بینی پیر را برنا شدن

مشاهده همه ی 4 نظر
مهدی یار
مهدی یار

امام على عليه السّلام می‌فرماید: لَيْسَ بَلَدٌ بِاَحَقَّ

امام على عليه السّلام می‌فرماید: لَيْسَ بَلَدٌ بِاَحَقَّ

امام على عليه السّلام می‌فرماید:

لَيْسَ بَلَدٌ بِاَحَقَّ بِكَ مِنْ بَلَد، خَيْرُ الْبِلادِ ما حَمَلَكَ؛

شهرى براى تو شايسته تر از شهر ديگر نيست، بهترين شهرها شهرى است كه پذيراى تو باشد.

نهج البلاغه، حکمت ۴۴۲

"بهترین شهرها اونجاست که برای زندگی نیازی به تکلف و تزویر و ریا نداشته باشی و تو رو بخاطر خودت بخوان و خودت باشی.

هیچ گاه حضرت نگفتند که بهترین جاها برای زندگی، مملکت اسلامی یا سکولار یا سوسیالیست یا دموکراتیک و غیره است"

مشاهده همه ی 10 نظر
مهدی یار
مهدی یار

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را الله الله

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را الله الله

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را
الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را

قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد
سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را

گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی
دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را

خنک آن درد که یارم به عیادت به سر آید
دردمندان به چنین درد نخواهند دوا را

سر انگشت تحیر بگزد عقل به دندان
چون تأمل کند این صورت انگشت نما را

همه را دیده به رویت نگرانست ولیکن
خودپرستان ز حقیقت نشناسند هوا را

هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را
قل لصاح ترک الناس من الوجد سکاری

مشاهده همه ی 2 نظر
مهدی یار
مهدی یار

از زندگی از این همه تکرار خسته ام از های

از زندگی از این همه تکرار خسته ام از های

از زندگی از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام

دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام

بیزارم از خموشی تقویم روی میز
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام

از او که گفت یار تو هستم ولی نبود
از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام

تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید
از حال من مپرس که بسیار خسته ام

مشاهده همه ی 8 نظر
مهدی یار
مهدی یار

سلام طاعات و عبادات قبول حضرت

سلام طاعات و عبادات قبول حضرت

سلام
طاعات و عبادات قبول

حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «خذوا من اجسادکم فجودوا بها علی انفسکم》
نهج البلاغه، خطبه 183

از تن هاتان بگیرید و به جان هاتان ببخشید

بنظرم اینکه فلسفه روزه را تنها فهمیدن حال نیازمندان و گرسنگان تعریف کنیم، الحق به این عبادت عظیم و نورانی جفا کردیم !

روزه ریاضت تن و جسم برای ارتقای روح و جان آدمیست

ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد

ترک عادت و طریق مانوس برای شادابی و ارتقا و شستشوی روح و جان

هرچه خلاف آمد عادت بود
قافله سالار سعادت بود

مشاهده همه ی 15 نظر
مهدی یار
مهدی یار

نعره زد عشق که خونین جگری پیدا شد حسن لرزید

نعره زد عشق که خونین جگری پیدا شد حسن لرزید

نعره زد عشق که خونین جگری پیدا شد
حسن لرزید که صاحب نظری پیدا شد

فطرت آشفت که از خاک جهان مجبور
خود گری خود شکنی خود نگری پیدا شد

خبری رفت ز گردون به شبستان ازل
حذر ای پردگیان پرده دری پیدا شد

آرزو بیخبر از خویش به آغوش حیات
چشم وا کرد و جهان دگری پیدا شد

زندگی گفت که در خاک تپیدم همه عمر
تا ازین گنبد دیرینه دری پیدا شد

سلام
یکی از مهمترین تفاوت های بین انسان و حیوانات دراین ویژگی نهفته است که انسان به خود و رفتار خود مینگرد، احساس پشیمانی و ملالت میکند و خودشکن میشود و در نهایت تلاش در ساختن خود و خودگری میکند.
این ویژگی متاثر از بار امانت بزرگی بود که آسمان و زمین تاب و توان تحمل آن را نداشتند، چراکه از عواقب بار مسئولیت آن واهمه داشتند و ترجیح در جبر ورزیدند؛ اما انسان این بار امانت و مسئوایت الهی را برعهده گرفت و اشرف مخلوقات گردید

"إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ ۖ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا" (احزاب 72)

آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه فال بنام من دیوانه زدند ...

و آن امانت چیزی نبود جز "اختیار" ...

این مفاهیم در این غزل بغایت زیبا از مرحوم اقبال لاهوری بدان اشاره شده است.

مشاهده همه ی 4 نظر