لحظه  بروز رسانی 
elena مدیر ارشد گروه گرگها
مهربونمهربون
elena مدیر ارشد گروه گرگها

در دنیای ما شغالها وکفتارها و گرگها توبه کرده اند لاشخورها

در دنیای ما شغالها وکفتارها و گرگها توبه کرده اند

لاشخورها لاشخوری نمی کنند

اما امان از آهوهای تازه به دوران رسیده

امااااان ...

مواظب دیو سیرتان پری رو که جز فرافکنی و دریدن کاری بلد نیستند باشید!!!!

امروز هوا بس ناجوانمردانه پر نیرنگ است

با کپسول صداقت نفس بکشید ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
elena مدیر ارشد گروه گرگها
مهربونمهربون
elena مدیر ارشد گروه گرگها

اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند*

اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند*


*دیگر گوسفند نمی درند*


*به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند...*

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
elena مدیر ارشد گروه گرگها
مهربونمهربون
elena مدیر ارشد گروه گرگها

زوزه گرگها از تنهاییست. ولی گرگها دسته جمعی زوزه میکشند

زوزه گرگها از تنهاییست...

ولی گرگها دسته جمعی زوزه میکشند.
(در دنیای گرگها اعتماد یعنی شک و تردید)
باهمه باش اما تنها

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
elena مدیر ارشد گروه گرگها
مهربونمهربون
elena مدیر ارشد گروه گرگها

حکایت عجیبی ست.!! میگن اگه یه گرگ خواست بهت حمله کنه

حکایت عجیبی ست...!!
میگن اگه یه گرگ خواست بهت حمله کنه سریع عریان شو !!!
اونوقت فقط میاد تنتو بو میکشه و راهشو میگیره و میره..!!!

و تا اخر عمرش بوى تنتو از یاد نمیبره...
و اگه بازم تو رو ببینه از بوى تنت تو رو به یاد میاره....و بهت حمله نمیکنه...!!!
اما...امان از ادمیزاد...
عریان نشده تو را چنان میدرد..
که تا اخر عمرت فراموشت نشود...

گـــــرگ بـــاش...


مشاهده همه ی 16 نظر
elena مدیر ارشد گروه گرگها
مهربونمهربون
elena مدیر ارشد گروه گرگها

در جنگل من هوا سرد است. آهو ها با کفتارها

553201_aMUbThMw.jpg

در جنگل من هوا سرد است...
آهو ها با کفتارها می چرخند...
روباه ها قصد فریبم را دارند...
دیگر گرگی وجود ندارد...
با وجود سختی ها و زخم های روی تنم...
من هنوز گرگ مانده ام...
با وجود اینکه آسمان را ابرهای تیره فرا گرفته...
من هنوز به خورشید خیره می شوم...
با وجود اینکه همه چیز بر علیه من است...
ولی من هنوز بر فراز کوه با غرور زوزه می کشم...
ای سرنوشت من...
بدان که طوفان سختی هایت...
آتش وجودم را خاموش نخواهد کرد...
من تا آخر ایستاده ام..

مشاهده همه ی 2 نظر
elena مدیر ارشد گروه گرگها
مهربونمهربون
elena مدیر ارشد گروه گرگها

میگن گرگ وقتی میره زیر ماشین وزخمی میشه به زور خودشو

میگن گرگ وقتی میره زیر ماشین وزخمی میشه به زور خودشو میکشونه اونور جاده....
انتظارنداره کسی کمکش کنه وزخماشو ببنده...
انتظار نداره کسی یه کاسه آب بزاره جلوش...
فقط میاد بره یه جایی کز کنه وبا درد خودش بسازه بره یه جایی که حداقل کسی بهش سنگ نزنه!!!میدونی رفیق؟؟؟دارم خودمو میرسونم اونور جاده...نمی خوام بغلم کنی...نمی خوام حالمو بپرسی یا زخمامو ببندی...فقط..فقط اون سنگی که تومشتت قایم کردی یا بنداز زمین یا همین الآن بزن وبعدش برو!!!خیلی خستم رفیق...خیلی خستم ولی امان ازروزی که دوباره پاشم....!!!

مشاهده همه ی 1 نظر
elena مدیر ارشد گروه گرگها
مهربونمهربون
elena مدیر ارشد گروه گرگها

گـُـرگــی دســت بــه خــودکــُشـی زد در وصـیــت نــامــه اش نــوشـتــه





تنهارزبلاگ بهترین وبلاگ تفریحی و فان - کلیک کنید

گـُـرگــی دســت بــه خــودکــُشـی زد


در وصـیــت نــامــه اش نــوشـتــه بــود :


» پـوسـتــم را بـســـوزانـیــد تــا هـیــچ وقـت


شـغــالـی در آن نـقــش مــا رابــازی نـکـنــد


کــه فــردا نــفــریــن بــّـره ای پـشــت ســرمــان بــاشــد...


مشاهده همه ی 4 نظر
elena مدیر ارشد گروه گرگها
مهربونمهربون
elena مدیر ارشد گروه گرگها

تغییر سرآغاز.کامل شدن است. جایی که عقاب ها و گرگ ها

تغییر سرآغاز...کامل شدن است...
جایی که عقاب ها و گرگ ها دست به دست هم میدهند...
جایی که قدرت های زمین و آسمان با هم یکی می شوند...
آنجاست که گرگ ها هم پرواز میکنند...به سان عقاب ها...
اما در بالا ترین کرانه ی آسمان...گرگ ها سقوط میکنند...
آری سقوط...گرگ ها سقوط را برمی گزینند
وقتی میبینند...
کلاغ ها هم پرواز میکنند...به سان عقاب ها...

سقوط رستگاریست وقتی کلاغ ها پرواز می کنند

%D8%B9%DA%A9%D8%B3 %DA%AF%D8%B1%DA%AF gorg picasia ir عکس گرگ های زیبا در سایز بزرگ در اندازه 1200×1600

مشاهده همه ی 21 نظر