افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
[​IMG]
سلام به همه دوستان عزیزم
خیلی خیلی خوش اومدین

ازتون انتظار دارم اگه عضو نیستید لطفا عضویت و هواداری خودتونو در گروه ثبت کنید
با ارسال پست های زیباتون گروه رو گل بارون کنید
و در نهایت لایک وبازنشر و گذاشتن نظرات با ارزشتونو فراموش نکنید


1472405751814694_large.jpg


a.gifz.gife.gifr.gif               m.gifa.gifm.gife.gif

بروز رسانی 
اویس
اویس

کلاهبرداری با عنوان وزارت اطلاعات و بیت رهبری در روز روشن! + عکس و فیلم

*ماجرای تیم جاعلی که با اسم اطلاعات و نهاد رهبری کلاهبرداری می کردند

توضیح و اسناد در

http://oweis.ir/?p=39018

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
اپلیکیشن دنج آپ
آروم و عادیآروم و عادی
اپلیکیشن دنج آپ
 لینک
۲۰۱۷۱۱۱۹_۱۶۲۰۱۸.jpg

💐دوستان گرامی سلام🌹

🍃 لطفا از ما حمایت کنید🙏
اپلیکیشن دنج آپ را نصب نمایید و باسایر دوستان به اشتراک بگذارید

📲 اپلیکیشن شارژ دنج آپ📱
》 خرید شارژ فوری (بدون اتصال اینترنت)
》 خرید بسته های اینترنت
》 پرداخت قبض
》 پرداخت جرایم رانندگی
》 خرید گیفت کارت
》 نصب بهترین آنتی ویروس

🎁 هر ماه 13 هدیه ویژه 🛍

🖕
برای دانلود و نصب اپلیکیشن روی لینک بالای صفحه کلیک کنید

لینک اپلیکیشن دنج آپ در کافه بازار 👇
http://goo.gl/jexGhH

لینک کانال هدیه و قرعه کشی دنج آپ👇
https://goo.gl/9CDcCi

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ミ★♥ღ zeinabbanooミ★♥ღ
ناراحتناراحت
ミ★♥ღ zeinabbanooミ★♥ღ
1053500x500_1511178998482626.jpg

<#039a02>من از تو مزد نوکریم را نخواستم...
تنها مرا به خاطر کم کاریم ببخش

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سرباز کوچک اسلام
قبراققبراق
سرباز کوچک اسلام



روز دوشنبه اول ماه ربیع الاول
1396/08/29

به جهت گشایش رزق و روزی این ختم از مجربات هست حتما انجام بشه و برای دیگران بفرستید تا بهره ببرند

مرحوم مجلسی در طریقه ختم سوره واقعه از امام سجاد(ع)نقل کرده که حضرت فرمود:
هرگاه روز اول ماه قمری روز دوشنبه باشد شروع به خواندن سوره واقعه کن تا چهاردهم و در روز اول یک مرتبه و روز دوم دومرتبه تا روزچهاردهم بخواند و روزهای پنجشنبه بین این چهارده روز بعد از قرائت سوره واقعه این دعا را یک مرتبه بخوانید .
(این سوره‌ها را می‌توان در طول روز و به مرور زمان خواند.)



یا واجِدُ یا ماجِدُ یا جوادُ یا حلیمُ و یا حَنّانُ یا مَنّانُ یا کریمُ اسئلُک تُحفَهً مِن تُحفاتِکَ تَلُمَّ بِها شَعَثی و تُقضی بِها دَینی و تُصلِحُ بِها شَأنی برحمتِک یا سیِدیاللهم اِن کان رِزقی فِی السَّماءِ فَاَنزِلهُ و اِن کان فِی الارضِ فاَخرِجهُ و اِن کان بَعیداً فَقَرِّبهُ و اِن کانَ قَریبا فَیَسِّرهُ و اِن کان قَلیلاً فَکثِرهُ و اِن کان کَثیراً فَبارِک لی فیهُ فاَرسِلهُ عَلی اَیدی خِیارِ خَلقِک وَ لا تَحوَجنَ اِلی شُرِارِ خَلقِکَ و اِن لَم تَکُن فَکَونِهِ بکَینُونِیَّتِکَ و وحدانِیّتِکَ اللهم اِنقَلب اِلی حَیثُ اکُونُ و لا تنقُلُنی اِلیه حَیثُ یَکُونُ اِنَّک علی کلِّ شَی ءٍ قدیرٍ یا رَحیمُ یا غِنِیٌ و صل علی محمدٍ اَتمِم عَلَینا نِعمَتِکَ و هنِئنا کَرامتِکَ یا ارحَمَ الراحمینَ.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
الهم تند و تیز
الهم تند و تیز

امروز در زاغانوس دعاهای مستحب برای قنوت و سجده نماز را ذکر می کنیم انشالله دعا گوی ما باشید .

http://zaghanvs.ir/product.php?id=821

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
میثم
میثم

کوثر اشک من از ساغر و پیمانه، توست
دل آتش‌زده‌ام، شمع عزاخانه تـوست
جگر سوخته، خاکستر پروانه تـوست
شعله‌های دلم از آه غریبـانه تـوست
ای تـراب قـدم زائـر کویت گُل من
وی خراسان تو تا صبح قیامت دل من
****
درد جان را تو طبیبی تو طبیبی تو طبیب
بزم دل را تو حبیبی تو حبیبی تو حبیب
بی تولّای تو دل را نه قرار و نه شکیب
تو غریب الغربایی و همه خلق، غریب
نه خراسان که سماوات و زمین حائر توست
دور و نزدیک ندارد، دل ما زائر توست

****
ای قبـول غـم تـو گریـه ناقـابل ما
آتش عشق تو در روز جزا حاصل ما
مایـه از خاک خراسان تو دارد گل ما
ما نبودیم که می‌سوخت به یادت دل ما
سال‌ها آتش غم شمع صفت آبت کـرد
زهر در سینه شراری شد و بی تابت کرد
****
تو به خلقت پدری و تو به زهرا پسری
مثـل جد و پدرت از همه مظلوم‌تری
تـو جگـر پاره پیغمبر و پاره جگری
بلکه بی‌تاب‌تر از بسمل بی‌بال و پری
میزبان تو شد ای جان جهان قاتل تو
کس ندانست ندانست چه شد با دل تو

****
تـو کـه سـر تـا بـه قدم آینه توحیدی
به چه تقصیر چو بسمل به زمین غلطیدی
مرگ را دور سرت لحظه به لحظه دیدی
همچنـان مـار گزیده به خودت پیچیدی
که گمان داشت که با آن غم پیوسته تو
قتلگاه تو شـود حجـره در بستـه تو؟
****
«بابی انت و امی» که چـه آمد به سرت
داغ معصومه مظلومه به جان زد شررت
تو زدی بال و پر و کـرد تماشا پسرت
بس که بر شمس رُخت ریخت ستاره قمرت
شـرر آه بـر آمـد ز نهـادت مــولا
صورتت شسته شد از اشک جوادت مولا

****
طایر روح غریبانه پرید از بدنت
قاتلت اشک فشان بود به تشییع تنت
خبر از غربت تن داشت فقط پیرهنت
کرد با خون جگر دست جوادت کفنت
چوب تابوت تو بر شانه جان همه بود
جای معصومه تو اشک فشان فاطمه بود
****
بانـوان چشم ز مهریـه خود پوشیدند
دور تابوت تو پـروانه صفت گردیدند
اشک‌ها بود که بـر غربت تو باریدند
لاله از خون جگر بر سر راهت چیدند
مردها مثل زنان شیونشان برپا بود
دور تابوت تو ذکر همه یا زهرا بود

****

ای خدا سوختم از گریه، دل از کف دادم
کاش می‌سوخت فلک از شرر فریادم
کاش مـی‌داد غـم شـام بـلا بـر بادم
یاد خاکستر و سنگ لب بـام افتـادم
پای تابوت رضا چنگ و نی و دف نزدند
همه سیلی زده بر صورت خود، کف نزدند
****
دور تابوت تو بر چهره اگر چنگ زدند
لیک پای سر جد تو همه چنگ زدند
دور تابوت تو ناله ز دل تنگ زدند
دور زینب همه از چار طرف سنگ زدند
تا شرار از جگر و ناله ز دل برخیزد
اشک «میثم» به تو و جد غریبت ریزد

مشاهده همه ی 2 نظر
میثم
میثم

خراسان می دهد بوی مدینه

خراسان کوه غم دارد به سینه
خراسان را سراسر غم گرفته
در و دیوار آن ماتم گرفته
خراسان! کو امام مهربانت؟
چه کردی با گرامی میهمانت؟
خراسان راز دل ها با رضا داشت
چه شب هایی که ذکر یا رضا داشت
خراسان کربلای دیگر ماست
مزار زاده ی پیغمبر ماست
خراسان! می دهد خاکت گواهی
ز مظلومی، شهیدی، بی گناهی
به دل داغ امامت را نهادند
امامت را به غربت زهر دادند
دریغا! میهمان در خانه کشتند
چه تنها و چه مظلومانه کشتند
امامِ اِنس و جان را زهر دادند
به تهدید و به ظلم و قهر دادند
ز نارِ زهرِ دشمن، نور می سوخت
سراپا همچو نخل طور می سوخت
ز جا برخاست با رنگ پریده
غریبانه، عبا بر سر کشیده
گهی بی تاب و گه در تاب می شد
همه چون شمع روشن آب می شد
میان حجره ی در بسته می سوخت
نمی زد دم ولی پیوسته می سوخت
ز هفده خواهر والا تبارش
دریغا کس نبودی در کنارش
به خود پیچید و تنها دست و پا زد
جوادش را، جوادش را صدا زد
دلش دریای خون، چشمش به در بود
امیدش دیدن روی پسر بود
پدر می گشت قلبش پاره پاره
پسر می کرد بر حالش نظاره
پدر چون شمع سوزان آب می شد
پسر هم مثل او بی تاب می شد
پدر آهسته چشم خویش می بست
پسر می دید و جان می داد از دست
پسر از پرده ی دل ناله سر داد
پدر هم جان در آغوش پسر داد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
alireza مديرگروه پرسمان نما
آروم و عادیآروم و عادی
alireza مديرگروه پرسمان نما

«یسع بن حمزه» می گوید: در مجلس امام رضا (ع) مشغول گفت و گو بودیم که مردی وارد شد و گفت: سلام بر تو ای فرزند پیامبرخدا! من مردی از دوستان شما هستم. اکنون از زیارت خانه خدا بازگشته ام و چیزی که بتوانم با آن خود را به خانه برسانم ندارم. مرا به دیارم بفرست، من دارای نعمت و دولت هستم و مستحق صدقه نیستم. آنچه به من ببخشی از سوی شما صدقه خواهم داد. امام (ع) از او خواست بنشیند بعد از پایان جلسه حضرت به خانه رفت و لحظاتی بعد در را بست ؛ سپس دستش را از بالای در بیرون آورد و پرسید آن مرد خراسانی کجاست؟ مرد پاسخ داد: این جا هستم. امام(ع) فرمود: این دویست دینار را بگیر و با آن هزینه سفرت را تأمین کن. یکی از یاران حضرت پرسید: فدایت شوم به او مهربانی کردی و چهره پنهان ساختی؟!

حضرت فرمود: چون نیازش را برآوردم، نخواستم خواری خواهش را در چهره اش ببینم. آیا این حدیث پیامبر(ص) را نشنیده ای که فرمود: کار نیکی که پنهان انجام شود، برابر هفتاد حج است.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید