لحظه  بروز رسانی 
SOHILA
آروم و عادیآروم و عادی
SOHILA

این متن دیوونت میکنه. زیبا شده بود.بااون لباس سفید دنباله

این متن دیوونت میکنه... زیبا شده بود....بااون لباس سفید دنباله دارو صورت آرایش کرده،درست عین فرشته

این متن دیوونت میکنه...
زیبا شده بود....بااون لباس سفید دنباله دارو صورت آرایش کرده،درست عین فرشته ها شده بود...ولی آروم نبود....
بی قرارتر از همیشه بود،چون کسی که امشب قراره دستاشو بگیره،عشقش نیست.
چشا اون چشما نیست...
آغوش اون آغوش نیست...
وجود اون وجود نیست.....
دختر نیم ساعتی بود که داخل آرایشگاه طول و عرض اون جا و سانت کرده بود.....
چطور میتونست به عشقش بگه که قراره مال یکی دیگه بشه؟! چطور؟! چطور؟!
چطور امشب تن به این عشق الکی میداد؟ عشقی که نمیخوادش و نتیجه زوره خانوادشه....چطور؟!
از اولشم همه با عشقشون مخالف بودن...ولی اونا کم نمی آوردن....با هم بودن...کل روزو....با فکر هم میخوابیدن و بلند میشدن....
پسره برا به دست آوردن دختررفت سرکار...ساعت و نوع کارو و پولش مهم نبود...
چون عاشق بود......پس رفت....
خستگی مهم نبود چون عاشق بود....پس رفت.....
عاشق دختری که الان تو لباس سفید منتظر یه مرد دیگه بود....
دختر با لرزش دست و قلبش...رفت سمت گوشی...
شماره عشقشو گرفت....
بعد از مدت کوتاهی جواب داد.....
پسر: سلام عشقم،نفسم،جیگرم،زندگیم،خانوم زندگیم.....
دختر: سلام خوبی؟
پسر: صدا عشقمو بشنوم و بد باشم؟
خعلییی خوبم...تو چطوری؟
دختر: منم خوبم...ببین من دارم از زندگیت میرم بیرون واسه همیشه....
پسر: سرکارم گذاشتی باز؟ جون عشقت اذیتم نکن....سرکارم،خیلی هم خستم...عشقمم نیست ماساژم بده یه خورده....
دختر: جدی میگم.
پسر: بسه دیگه...خب کجایی..چیکارا میکنی؟
دختر: من عاشقت نبودم...عشقم بهت دروغ بود.عاشقت نبودم....دیگه نه زنگ بزن نه اس بده.....
پسر: باورم نمیشه.
دختر: لعنتی چرا این قد بهم اعتماد داری؟
پسر: چون عشق منی...په ساکت شو...عشق من و تو پاک ترین و بی ریا ترین عشقه...په ساکت...
دختر: بسه..بسه...
پسر: چی شده عشقم؟ گریه میکنی؟ عشق من چرا گریه میکنی؟ هااان!؟
دختر: منو ببخش...فقط ببخشم...نتونستم من....نتونستم...
پسر: چی شده لامصب؟ با حرفات منو داغون نکن..با گریه هات خوردم نکن...خواهش میکنم....
دختر: خداحافظ
پسر: زهر مار...خداحافظ نداشتیم...کاری نکن بیام دم خونتون بندازمت تو ماشین یه جایی ببرمت که دست خدا هم بهت نرسه ها....
دختربا صدای بلندی فریاد زد: دیییگه دوووووووسسسسیت نداررررررم.....
و بعدش گوشی و قطع کرد......
همه جا چراغونی بود..
بوی اسپند کل فضا و پر کرده بود...
لبخندای پدرومادر دختر....شادی و کف زدنای فامیل.....همه چی به ظاهر خوب بود....
ولی کی به فکر دل این دختر بود؟
کی به فکر اشکایی بود که زیر تور ریخته میشد.....؟!
کی به فکر دست یخ زده ی دختری بود که تو دست یه مرد دیگس!؟
کی به فکرش بود؟
کی به فکر روح و جسم این دختر بود، که قرار بود امشب تسلیم یه مرد دیگه بشه!!!!!
کی به فکرش بود؟
داماد با لبخندی به دختر نگاهی انداخت و گفت : راستی! دوستمو دیدی که برام عزیزه قد داداش؟؟؟؟؟؟
دختره که دلش نمیخواست اشکاشو کسی ببینه...سرشو بلند نکرد...
ولی بعدش یه صدای آشنا گفت: * عشقم*
دختر سرشو بالا آورد و عشقشو تو کت و شلوار مشکی روبه روش دید....
شدت اشک ریختن دختر بیشتر شد...
پسر: عه...گریه نکن عزیزم..دختر که تو شب عروسیش گریه نمیکنه،باید بخنده..پس بخند...بخند لامصب..بذار پاهام بیشتر از این سست نشن ...گریه هات،اشکات،منو به زانو در میاره....امشب دوستم گفت که عروسیشه،گفت که منم دعوتم....ولی نمیدونستم عروس این مجلس تویی.
دختر: به خدا نفسم داره بند میاد.به خدا نتونستم...تحت فشار بودم.
پسر: اگه مال من بودی و این طوری جلوم گریه میکردی محکم بغلت میکردم و کلی بوست میکردم تا گریه از یادت بره.
دختر: من تو رو میخوام...نمیخوام انگشت یکی دیگه هم بهم بخوره...خدایا چرا صدامو نمیشنوی....من این پسرو میخوام....
پسر: یادته چ قدر راجع به شب 5 حرف میزدیم؟ یادته عکس بچه میفرستادم برات و میگفتم فک کن این بچه من و توئه....یادته چه قد میخندیدم؟؟؟ یادته عزیزم؟؟؟؟
یادته گفتی وقتی بچمون داشت دندون در می آورد از دندوناش عکس بگیریم و بفرستیم برا همه مخالفای رابطمون؟ یادته؟؟؟؟
دختر: تو رو خدا بهم رحم کن....نذار مال یکی دیگه بشم...منو بکش....خواهش میکنم...
پسر: این حرف و نزن..تو به اندازه یه زندگی خوب از این دنیا سهم داری..شوهرت پسر خوبیه...من همیشه حواسم بهت هست...اگه نازک تر از گل بهت حرفی زد از رو زمین برش میدارم.....
دختر: نمیخوام .....نمیخوام.
پسر: اگه دوسم داری فقط زندگی کن...من اون قدر خودخواه نشدم که زندگی زندگیمو نابود کنم...
فقط یه سئوال.....
چطوری بهت کمتر فک کنم؟؟
با کار کردن شبانه روزی؟
سیگار کشیدن...
با آرامبخش چطور؟
گوش کردن آهنگ با صدای بلند چی؟
نه......
نمیتونم.....
بامردن میشه؟؟؟؟
نه...حتی با مردنم نمیشه...
حتی اگرم بمیرم..
حسرت بچه ای که هر شب واسه داشتنش ذوق میکردم و نتونستم داشته باشمش...
فقط بدون همیشه عاشق ترینت میمونم....تو هر شرایطی باهاتم....
پسر: مبارک باشه زن داداش.....


مشاهده همه ی 21 نظر
......fatemeh........
قبراققبراق
......fatemeh........

کسی رو داری که . وقتی اعصاب نداری درکت کنه. وقتی

کسی رو داری که ..

وقتی اعصاب نداری درکت کنه...

وقتی دلت گرفته قربون صدقه ات بره...

وقتی بهونه میگیری .. بفهمتت و صبور باشه..

و از همه مهم تو رو دوستت داشته باشه و ..

تو هم دوستش داشته باشی ...

اگه داری قدرشـــــــو بدون و هیچ جوری...

از دستش نده.. !!

مشاهده همه ی 1 نظر
......fatemeh........
قبراققبراق
......fatemeh........

هیــــــس. . . اگه ماله منی. . .اجازتم دست منه.

هیــــــس. . .
اگه ماله منی. . .

اجازتم دست منه. . .

همه چیزتم مال منه. . .

پس چروک پیشونیتم مال منه. . .

تنها جایی که بت اجازه میدم ناراحت شی. . .

زیر تابوت منه. . .

پس فقط برام بخند. . .(!)

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
......fatemeh........
قبراققبراق
......fatemeh........

یه وقتایی واقعا لازمه کرکره ی زندگیمونوبکشیم پایین!  یه پارچه سیاه بزنیم

یه وقتایی واقعا لازمه کرکره ی زندگیمونوبکشیم پایین!

 

 یه پارچه سیاه بزنیم رو درش بنویسیم...

 

 کسی نمرده فقط دلمون گرفته...!

مشاهده همه ی 2 نظر
......fatemeh........
قبراققبراق
......fatemeh........

بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی

بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم

 

بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی

 

 نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی

 

اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،

 

صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم

 

اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم

 

اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست

 

اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما همیشه به پات میمونم که برگردی

 

اگه یه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون

 

"من قبل از تو میمیرم"

مشاهده همه ی 2 نظر
......fatemeh........
قبراققبراق
......fatemeh........

می خواهی قضاوتم کنی ؟ کفش هایم را بپوشراهم را قدم

می خواهی قضاوتم کنی ؟


کفش هایم را بپوش

راهم را قدم بزن

دردهایم را بکش

سال هایم را بگذران

بعد قضاوت کن !

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید