لحظه  بروز رسانی 
جاوید
آروم و عادیآروم و عادی
جاوید

کنترل تلوزیون ما به درجه ای از عرفان رسیده که

کنترل تلوزیون ما به درجه ای از عرفان رسیده که...

اگه باتری هاشو هم دربیاری و چند بار بزنی پشتش بازم کار میکنه !

مشاهده همه ی 10 نظر
جاوید
آروم و عادیآروم و عادی
جاوید

اسپری خریدم روش نوشته : مخصوص دفع حشرات مزاحم ! الان

اسپری خریدم روش نوشته : مخصوص دفع حشرات مزاحم !
الان تازه فهمیدم که یه سری حشراتم هستن که مزاحم نیستن !!!
حالا موندم واسه اونا چی بخرم که اذیت نشن...!!!

مشاهده همه ی 1 نظر
جاوید
آروم و عادیآروم و عادی
جاوید

چرا شماها متوجه نیستین؟؟؟!!! . . . . من لايك آورِ

چرا شماها متوجه نیستین؟؟؟!!!
..
..
..
..
من لايك آورِ يه خانواده ام اونوَخ هى شماها اين لايكاتونو از من دريغ ميكنين؟؟!!
..
..
هيچ ميفهمين چشم به لايكى ينى چى؟؟!!

اصن ميدونين شبا سرِ بى لايك به بالين گذاشتن، چه حالى داره!؟؟!!{-31-}

مشاهده همه ی 8 نظر
جاوید
آروم و عادیآروم و عادی
جاوید

شما ها هم موقع نقاشی دستاتون این شکلی میشه؟

شما ها هم موقع نقاشی دستاتون این شکلی میشه؟

شما ها هم موقع نقاشی دستاتون این شکلی میشه؟

مشاهده همه ی 4 نظر
جاوید
آروم و عادیآروم و عادی
جاوید

زندگی رویاست ، زندگی خاطره‌ س ، زندگی آرزوئه ، زندگی

زندگی رویاست ، زندگی خاطره‌ س ، زندگی آرزوئه ، زندگی شادیه ، زندگی
یکی به من بگه چرا زندگی جعفر نیست  ، چرا بهرام نیست ، چرا فرشاد نیست ؟؟؟{-15-}

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
جاوید
آروم و عادیآروم و عادی
جاوید

اووووف .! مــــای گـــاد! من خیلی هَـــپی ام! چطوری مای فرندِ

اووووف ..! مــــای گـــاد!
من خیلی هَـــپی ام!
چطوری مای فرندِ من! کلی میست کرده بودم!
خدارو تنکس،همه چی اوکیه!!
وااای دَدی و مامی رو ببین!
وااااوووو تهران چقدر چینج شده!
قبلانا این میدون اونور نبود؟
آآآآخ آی لااااااو کبابِ ایرووونی با تومیتو!
ساری شما به تومیتو چی میگین ؟!
دیالوگ های پسر عمه ی اینجانب در بازگشت از سفر سه روزه به تایلند {-15-}

مشاهده همه ی 3 نظر
جاوید
آروم و عادیآروم و عادی
جاوید

خواهرم واسم اس ام اس داده: ش م خ د. هرکاری

خواهرم واسم اس ام اس داده:
ش م خ د........
هرکاری کردم نتونستم بخونم،زنگ زدم میگم چی نوشتی؟میگه واقعا
متاسفم برات که نتونستی بخونیش نوشتم:شام مهمونیم خونه داداش!!!!!!! o.O
فکر کنم باید 37 واحد کلاس رمزنگاری و رمز گشایی واسه ادامه زندگی با خانواده ام پاس کنم :)


برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
جاوید
آروم و عادیآروم و عادی
جاوید

ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻪ ﺯﻧﺶ ﮔﻔﺖ: ﺑﯿﺎ ﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﻭﺭ

ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻪ ﺯﻧﺶ ﮔﻔﺖ: ﺑﯿﺎ ﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﻭﺭ ﮐﻨﯿﻢ .
ﻣﻦ ﻣﯿﺮﻡ ﺗﻮ ﮐﺎﻓﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮﺕ ﻭ ﺗﻮ ﺑﯿﺎ ﺳﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺸﯿﻨﯿﻢ ﺣﺮﻓﺎﯼ ﻋﺎﺷﻘﻮﻧﻪ ﺑﺰﻧﯿﻢ .
ﭘﯿﺮﺯﻥ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﺮﺩ .
ﻓﺮﺩﺍ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺑﻪ ﮐﺎﻓﻪ ﺭﻓﺖ . ﺩﻭ ﺳﺎﻋﺖ ﺍﺯ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺬﺷﺖ،
ﻭﻟﯽ ﭘﯿﺮﺯﻥ ﻧﯿﻮﻣﺪ .
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺧﻮﻧﻪ، ﺩﯾﺪ ﭘﯿﺮﺯﻥ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ .
ﺍﺯﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﭼﺮﺍ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﭘﯿﺮﺯﻥ ﺍﺷﮑﺎﺷﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻧﺬﺍﺷﺖ ﺑﯿﺎﻡ ...!!!


مشاهده همه ی 4 نظر