لحظه  بروز رسانی 
سهیل
عاشقعاشق
سهیل

با یار به گلزار شدم رهگذری بر گل نظری

با یار به گلزار شدم رهگذری
بر گل نظری فکندم از بی خبری
دلدار به من گفت شرمت بادا
رخسار من اینجا و تو بر گل می نگری

مشاهده همه ی 5 نظر
سهیل
عاشقعاشق
سهیل

محبت تنها چیزیست که با بخشیدن زیاد میشود

محبت
تنها چیزیست
که با بخشیدن زیاد میشود
و همیشه لازم نیست
چیز های با ارزش ببخشی
گاهی یک لبخند
بهترین محبت است


ماندگار ترین اثر هنری انسان محبت است

مشاهده همه ی 10 نظر
سهیل
عاشقعاشق
سهیل
پست شماره 319845172 از سهیل

.

مشاهده همه ی 10 نظر
سهیل
عاشقعاشق
سهیل

عجب جملات قشنگی 1-گاهی باید فرو ریخته شوی برای

عجب جملات قشنگی
1-گاهی باید فرو ریخته شوی برای بنای جدید
2-بعضی ها انقدر فقیرهستند که تنها چیزی که دارند پول است
3-روی بالشی که ازپر پرنده ها پًر است نمی توان خواب پرواز دید
4-همیشه خودت باش ... دیگران به اندازه کافی هستند
5-انسانهای خوب همانند گل های قالیند نه انتظار باران دارند و نه دلهره چیده شدن ،دایمی اند
6-پول همیشه بلندتر از قد ماست ... برای رسیدن به آن مواظب باشیم پایمان را روی چه چیز های می گذاریم
7-بعضی ادمها نقش صفر را بازی می کنند تو زندگی ،اگر ضرب بشن تو زندگیت همه چیزت را از بین می برند
8-طلا باش تا اگر روزگار آبت کرد ...روز بروز طرح های زیباتری از تو ساخته شود
سنگ نباش ..تا اگر زمانه خردت کرد ، تی پا خرده هر بی سر و پا باشی
9-ای کاش یاد بگیریم واسه خالی کردن خودمون ... کسی رالبریز نکنیم
10- داشتن مغز دلیل بر انسان بودن نیست ، پسته و بادام هم مغز دارد برای انسان بودن باید شعور داشت

مشاهده همه ی 2 نظر
سهیل
عاشقعاشق
سهیل

يک شبي مجنون نمازش را شکست بي وضو

يک شبي مجنون نمازش را شکست

بي وضو در کوچه ليلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

سجده اي زد بر لب درگاه او

پر زليلا شد دل پر آه او

گفت يا رب از چه خوارم کرده اي

بر صليب عشق دارم کرده اي

جام ليلا را به دستم داده اي

وندر اين بازي شکستم داده اي

نشتر عشقش به جانم مي زني

دردم از ليلاست آنم مي زني

خسته ام زين عشق، دل خونم مکن

من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد اين بازيچه ديگر نيستم

اين تو و ليلاي تو ... من نيستم

گفت: اي ديوانه ليلايت منم

در رگ پيدا و پنهانت منم

سال ها با جور ليلا ساختي

من کنارت بودم و نشناختي

عشق ليلا در دلت انداختم

صد قمار عشق يک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد

گفتم عاقل مي شوي اما نشد

سوختم در حسرت يک يا ربت

غير ليلا برنيامد از لبت

روز و شب او را صدا کردي ولي

ديدم امشب با مني گفتم بلي

مطمئن بودم به من سرميزني

در حريم خانه ام در ميزني

حال اين ليلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بيقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو ليلا کشته در راهت کنم

مشاهده همه ی 7 نظر
سهیل
عاشقعاشق
سهیل
پست شماره 319688174 از سهیل

.

مشاهده همه ی 1 نظر
سهیل
عاشقعاشق
سهیل
پست شماره 319513109 از سهیل

.

مشاهده همه ی 1 نظر