لحظه  بروز رسانی 
fardin
آروم و عادیآروم و عادی
fardin

دموکراسی برحسب یکی ازتعاریف آن،مجموعه ای ازنهاداست که هدف آن به

دموکراسی برحسب یکی ازتعاریف آن،مجموعه ای ازنهاداست که هدف آن به حداقل رساندن خطاهای مدیریت سیاسی ازطریق به حداکثررساندن مشارکت مردم وتقلیل نقش شخصی فرددراتخاذتصمیمات سیاسی است.دموکراسی نظریه ای است علمی وانسانی برای اداره جامعه وروش موثری است برای تبدیل انقلابات به اصلاحات.دراین میان سوسیالیسم مدعی است که نظریه ای برای توزیع عادلانه ثروت است،درحالیکه دموکراسی توزیع صحیح قدرت رادرجامعه مدنظردارد.هرچندکه درآغازنمایندگان سوسیالیسم،دموکراسی راساخته وپرداخته بورژوازی برای دفاع ازثروتمندان میدانستند،امابعدهادریافتندکه هریک بدون دیگری توهم محض است درواقع هردوآنهابادیکتاتوری سروکارداشتند،دیکتاتوری سرمایه ودیکتاتوری فرمانروایان.وهردوباعدالت وحقوق بشرسروکارداشتند.بررسی دقیق لیبرالیسم معلوم میداردکه این نظام بریک نظریه شناخت متکی است وآن نظریه جایزالخطابودن انسان است .بنابران نظریه حقیقت آشکارنیست وانسانهاموجودات حایزالخطاهستندکه بایدبصورت جمعی درپی یافتن حقیقت تلاش کنند.حرکت درجهت توزیع ثروت وقدرت به ادامه دموکراسی کمک خواهدکرد.عشق مفرط به قدرت یاعطش ثروت موانع زیانباری برسرراه دموکراسی محسوب میشوند.ثروت یاقدرت رابایدوسیله دانست نه هدف.به همین سبب نفی ثروت وقدرت میتواندکمک بزرگی برای رشدورونق دموکراسی باشد.دموکراسی یکی ازلوازم مهمش اینست که کاری نبایدکردکه دران کاربه ثروت وقدرت عظیم حاجت باشد،که نفی صوفیانه ثروت وقدرت این خاصیت دل انگیزرادارد.غالبابرسنتهای صوفیانه خرده میگیرندکه به امورجهان بی اعتنایی میکنندوثروت وقدرت راخوارمیشمارند.درست است که به زحمت میتوان عارفانه زیستن راباسیاست زمانه ی ماسازگارکرد،بااین وصف انکارنمیتوان کردکه بی اعتنایی به این دوعامل میتوانددربه تعویق افکندن زایش دیکتاتوریهانقش گرانبهایی داشته باشد.فرهنگهای ملهم ازپرستش قدرت یامتمایل به جمع ثروت کمترمستعدعدالت اجتماعی ودموکراسی اند.دراین میان اهمیت احترام به علم نیزکم نیست.بین احترام به دموکراسی وتعهدکسب دانش ویاترویج آن همبستگی مثبتی وجوددارد.درجامعه دموکراتیک اقتداردانش برهراقتداردیگری غلبه میکندودیکتاتوری استدلال قوی تر،جایگزین دیکتاتوری اراده های خودخواهانه میشود.بدون دموکراسی علمی وجودنخواهدداشت وبدون علم دموکراسی ای.اماخدا،هرمذهبی معرف رابطه خاصی بین انسان وخداست وهمین رابطه خاص شکل دهنده سمت گیری های مومنان بایکدیگراست.اعتقادبه خدای رحیم نوعی رفتارراایجاب میکندواعتقادبه خدایی که اوراتصویری ازارزوی انسان دربندبدانی نوعی رفتاردیگرراموجب میشود.دموکراسی نیازمندمعیارهای عالی اخلاقی است وازاینرودرسنتهای مذهبی که خدایشان رعایت این معیارهاراواجب نمیشمرد،دموکراسی دست یافتنی نیست واینکه دموکراسی به انباشت قدرت بیش ازثروت حساسیت داردوبنظرمیرسدکه تساهل واجماع رابالاترازحقیقت مینشاندواگراین دونقض به نحوموثری رفع میشدندبشرسعادتمندمی بود.

ارکان فرهنگی دموکراسی،
فربه ترازایدیولوژی 
عبدالکریم سروش

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
fardin
آروم و عادیآروم و عادی
fardin

آنان که دنبال فطریات آدمی می گردند، به تاریخ بنگرند که

آنان که دنبال فطریات آدمی می گردند، به تاریخ بنگرند که بهترین جلوه گاه انسان طبیعی و مختار است.آدمی ستایی نکنند و هر چه را آدمی دو پا به دو دست خود و به طبع و اختیارش به وجود آورده، ببیند او را چنان که خود را نموده بشناسند و به جای تأویل تاریخ، خویشتن را تأویل کنند، و به راز سخن وحی آشنا شوند که آدمی را آنهمه به اوصاف هلوع و جزوع و عجول و ظلوم و جهول و کفور و ... توصیف کرده است.
از یاد نبریم شیطان تا روز قیامت مهلت تزیین و تفتین یافته است و به جِدّ در کار اضلال و افسونگری است و چون خون در عرق بنی آدم جاری است و با بودنش نه تنها کار را از دست خداوند بیرون نبرده، بلکه خود یکی از کارگزاران خدواند است. خداوند عادل است اما عدل ، قلمرو سلطنت و نفوذ او را تنگ نمی کند و جبار است اما جباریت او نیکی او را نمی سترد.خداوند، جهانِ انسانی را بی شیطان نیافریده است و از این رو « او را تهی از شیطان نباید تعریف کرد، همچنان که این جهان را تهی از شرور و آفات نیز نباید دانست . انسان موجودی ست همنشین با شیطان و نادراند پاک نهادانی که دیو را به دست خود مسلمان کرده اند.

✍ دکتر عبدالکریم_سروش

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
fardin
آروم و عادیآروم و عادی
fardin

برای بعضی ها مسئله خدا مسئله حل شده ای است. ممکن

برای بعضی ها مسئله خدا مسئله حل شده ای است. ممکن است تصور کنند خدا را شناختند و آن را مثل یک گوهر گرانبهایی در صندوق ذهن خود نهادند و از این پس به پرستش او مشغول خواهند شد. این شأن کسانی ست. اما آدمیان زیرک چنین نیستند.خدا برای آنها همیشه دغدغه فکری ست،همیشه مشغله فکری ست.
هر روز باید اینرا از روی طاقچه ذهن بردارند،گردگیری کنند و در این بلور نظاره بکنند و نکته ها و ابعاد تازه ای را پیدا بکنند و این کار تا وقتی انسانیت آنها و چالاکی ذهن آنها اجازه می دهد باید ادامه پیدا بکند.
 
✍دکتر عبدالکریم سروش

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
fardin
آروم و عادیآروم و عادی
fardin

فخر رازی در تفسیر بزرگ و مفصلی که بر قرآن نوشته

فخر رازی در تفسیر بزرگ و مفصلی که بر قرآن نوشته است، در تفسیر این آیه یک جمله جالبی دارد و می‌گوید به نظر من اگر همه نسخه‌های قرآن در دنیا بسوزد و هیچ نسخه‌ای از قرآن باقی نماند، فقط و فقط این آیه از قرآن باقی بماند که «لقد جئتمونا فرادا کما خلقناکم اول مره» به نظر من برای تحول زندگی همه انسانها همین یک آیه کافی است. چون اینکه ما تحول روحی پیدا نمی‌کنیم، به خاطر این است که به دیگران چشم داریم، دل بسته‌ایم به دیگران. اگر می‌فهمیدیم که واقعاً تنها هستیم، می‌آمدیم سراغ خودمان و نقاط قوت و ضعف خودمان محل توجه‌مان بود. مانع بودن‌های خودمان برای خودمان و ممد بودن‌های خودمان برای خودمان محل توجه‌مان بود. اینکه نمی‌فهمیم خودمان مانع خودمان هستیم، خودمان کمک‌کار خودمان هستیم و اینکه نمی‌فهمیم هر بیم و امیدی که هست، فقط باید معطوف به خودمان باشد به این دلیل است که دیگران را می‌بینیم. اما اگر یک روز انسان بفهمد که من در جمع تنهایان به سر می‌برم، به تعبیری که کانت می‌گفت و بعدها پیتر الورکر بر آن تأکید ورزید، ما جمع تنهایان هستیم. ما جمعیت نیستیم، جمع تنهایان هستیم. ..

✍ مصطفی_ملکیان

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
fardin
آروم و عادیآروم و عادی
fardin

گفت نايب يك به يك ما بادئيمبا سوادِ وجه اندر شادئيمهم‌چو

گفت نايب يك به يك ما بادئيم
با سوادِ وجه اندر شادئيم
هم‌چو آن زنگى كه بُد شادان و خوش
او نبيند، غير او بيند رُخَش
( مثنوي معنوي، دفتر ششم)

آيا هر يك از افراد جامعه فاسد مقصرند؟
اين حكم مطلق كه جلال‌الدين محمد مولوى درباره همه افراد كرده است، قابل اعتراض به نظر مى‌رسد. در روايتى از اميرالمؤمنين على‌بن ابيطالب (ع) چنين نقل شده است: «از امير المؤمنين على(ع) درباره فساد عموم يا عاميان پرسيده شد؟ پاسخ فرمود: فساد عاميان ناشى از فساد خواص است. علما، دليل و راهبر راه خدايند؛ پارسايان راه‌هايى به سوى خدا هستند؛ بازرگانان (و به طور عموم كسانى كه قدرت مالى در اختيار آن‌هاست)، امناى خداوندى هستند؛ مجاهدين و سربازان، يارى‌كنندگان دين خدا و حكام چوپانان و گردانندگان خلق خدايند. هنگامى كه عالم، طمع و عشق به اندوختن مال و مزاياى دنيوى بورزد، مردم به وسيله چه كسى به سوى خدا رهبرى شوند؟ وقتى كه پارسايان جامعه اسير ميل به شهرت و خودخواهى باشند، مردم از چه كسى پيروى كنند؟ وقتى كه قدرتمندان مالى خيانت‌پيشه باشند، مردم به چه كسى اطمينان بورزند؟ موقعى كه مجاهد و سرباز، رياكار و هدفش اندوختن مال باشد، به وسيله چه كسى از جامعه مسلمانان دفاع مى‌توان كرد؟ و اگر حاكم ستمكار و در حكومتش جور و جفاپيشه باشد، به وسيله چه كسى ستمديده را به ستمكار پيروز مى‌توان ساخت؟ سوگند به خدا، مردم را تلف نكرد، مگر علماى طمعكار و پارسايان اسير اميال و سوداگران خيانت‌پيشه و مجاهدين و سربازان رياكار و حكام ستم‌پيشه. و به زودى ستمكاران خواهند فهميد كه كدام سرنوشت نهايى در انتظار آن‌هاست». (غررالحكم، ح 106)
براى هر يك از طبقات فوق كه در روايت آمده است، ملحقات و مشتقاتى وجود دارد، و اين مطابق همان مضمونى است كه جلال‌الدين محمد مولوى در دفترهاى گذشته گفته بود:

نفس اول راند بر نفس دوم
ماهى از سر گنده گردد، نى ز دم

✍ استاد محمدتقی_جعفری

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
fardin
آروم و عادیآروم و عادی
fardin

مولانا و سعدی (600-691) هم روزگارند و سعدی به دلیل عمر

مولانا و سعدی (600-691) هم روزگارند و سعدی به دلیل عمر طولانی تری که یافته است دو دهه بیشتر از مولانا زیسته ، اما  سال تولد ایشان چندان دور نیست. سعدی در حدود 600 متولد شده و مولانا 604. یکی از مسائلی که حل آن دشوار می نماید مسآله دیدار این دو بزرگ است. افلاکی حکایتی آورده است که بر طبق آن یکی از حکام فارس از سعدی غزلی ممتاز درخواست و سعدی هم غزلِ مولانا را به مطلعِ « هر نفَس آوازِ عشق می رسد از چپّ و راست » برای او فرستاد و در پایان نامه خویش یادآور شد که آرزوی زیارت این بزرگوار را دارم... و سر انجام به قونیه رفت و دیدار مولانا را دریافت.
حکایت دیگری هم ،  در همین حدود و حوالی ، از آشنایی و دیدار ایشان نقل کرده اند. با این همه پذیرفتن اینگونه حکایات _ که حاصل آن شیفتگی سعدی نسبت به مولانا است _ قدری دشوار می نماید زیرا نوع سلیقه شعری سعدی به گونه ای است که نه از مولانا می توانسته به درستی لذت ببرد و نه از اسلوب او در مثنوی معنوی ، زیرا هر کدام بوطیقای ویژه خویش را دارند  که معیار های جمال شناسی اش بسیار دور از هم است. حتی بعضی کوشیده اند که سعدی منکرِ مولانا معرفی کنند و غزلی را که در بعضی از نسخه های دیوان او آمده است به مطلعِ 

از جان برون نیامده جانانت آرزوست
زنّار نابریده و ایمانت آرزوست

در پاسخ و استهزاء نسبت به مولانا دانسته اند اما حق این است که این غزل در اکثر نسخه های قدیمی و معتبر سعدی نیامده است و به احتمال قوی سروده سعدی نیست. واقیعت این است که شیفتگان شعر مولانا در آن روزگار ، بیشتر اصحاب خانقاه بوده اند و انبوهِ عاشقانِ شعر هوادارِ بوطیقای سعیده بوده اند. در عصر جدید ، آشناییِ فارسی زبانان با نظریه های مدرن نقد و بوطیقای نو ، سبب روی آوردن به غزلهای مولانا شده است.

✍ محمدرضا_شفیعی_کدکنی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
fardin
آروم و عادیآروم و عادی
fardin

تکیه گاه انسان هیچ گاه نمی تواند محصول خود آدمی باشد.تصدیق

تکیه گاه انسان هیچ گاه نمی تواند محصول خود آدمی باشد.تصدیق این معنا در عالم خارج و در مواجهه با امور مادی و جسمانی ظاهرا آسان است . انسان به بنایی که می سازد اطمینان دارد و زیر سقف آن زندگی می کند چرا که این ساخته متکی به او نیست، البته سازنده این بنا انسان است، اما انسانها در این امور فقط از مواد و نیروهای طبیعت بهره جسته اند، و خواص این مواد و نیروهای مستقل از آدمی هستند ، آدمیان اگر کاری می کنند همانا محاسبه کردن، بر هم نهادن و کنار هم چیدن این عناصر و نیروهاست. اگر بنا بود این مجموعه به انسان متکی باشد ، دیگر نمی توانست انسان را نگه دارد، بلکه انسان می بایست نگه دارنده ی آن می بود. لذا در امور مادی همگان قبول دارند که مسأله از همین قرار است. اما هنگامی که نوبت به فرآورده های روحی می رسد، این مطلب فراموش می گردد یا مورد توجه کافی قرار نمی گیرند. ما آدمیان برای آنکه پشتوانه های روحی فراهم بیاوریم تا فرو نریزیم ، دو راه بیشتر نداریم: یا به پشتوانه های مستقل از خودمان رو بیاورم و بر آ«ها تکیه کنیم ، یا پشتوانه های موهومی را به واقع متکی به ما هستند ، مستقل بپنداریم و بر آنها تکیه بزنیم ک در این صورت در واقع بی تکیه گاه هستیم .

✍دکتر عبدالکریم_سروش

Image result for ‫عبدالکریم سروش‬‎

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
fardin
آروم و عادیآروم و عادی
fardin

مشاهده همه ی 2 نظر
fardin
آروم و عادیآروم و عادی
fardin

وقتی که اب صورت می زنید و خنک می شویداین علت

وقتی که اب صورت می زنید و خنک می شوید
این علت خنک شدن شماست نه دلیل خنک شدن
وقتی شما با اتومبیل به مقصدی می رسید
اتوموبیل علت رسیدن است نه دلیل
اما وقتی کسی از شما می پرسد شما به چه دلیل مریض شدید
این سوال غلط است ما با دلیل مریض نمیشیم و به علت مریض میشم
و می توان گفت که شما به علت فلان ویروس بیمار شدید
اما اگه کسی از شما بپرسه به چه دلیل به خدا اعتقاد دارید
اینجا دیگه دلیل باید گفت یعنی اثبات عقلانی و یک استدلال که از اثبات یک یا چند گزاره منطقی می اید
اینارو گفتم برای مقدمه حرف اصلیم
همه ما کلمه تصمیم رو شنیدیم اصل این کلمه از عصم به معنای کر بودن و کری می اید جذر عصم شنیدید یا صم وبکم شنیدید یعنی کسی که کر است و نمی شنود و لذا شما زمانی می گویید که مصمم شده ام به فلان کار تصمیم گرفته ام دقیقا معناش این است که گوشم رو از حرف های دیگر کر کردم و به نتیجه اخر رسیده ام یعنی هیچ چیز را پذیرا نیستم ، این تصمیم ها گاهی با دلیل است گاهی با علت است
اگر تصمیم با علت باشد تعصب است و اما اگر تصمیم با دلیل باشد عقلانی است
می توان دینداری علت و دلیل داشته باشد ، انکس که علت داره زیاد بهایی ندارد و به فکر معیشت است و اما کسی که با دلیل ایمان اورده به فکر معرفت است و با ارزش است
کسی که با دلیل ایمان اورده گوشش به دلیل باز است و کسی که با علت ایمان اورده ، با یک علت هم ایمان او از بین می رود
کسی که امروز عاشق کسی است و حرف های او رو می پسندد فردا اگه عاشق کس دیگه ای شد حرف های دیگری را می پسندد
و به دلیل از او روی بر نمی گرداند و با علت روی بر می گرداند
و به قول مولانا : عشق را عشق دگر برد مگر
عشق رو با دلیل نمیشه خوب کرد با یه عشق دیگه میشه خوب کرد
شخصی که دلبسته چیزی است خیلی کمتر میتوانید با او بنشیند و به او بگویید دست بردار
اصلا می گن عشق کور و کر میکنه یعنی همین اصلا نمیشنوه حرف شما رو
به قول سعدی :
نصیحت گفتن اسان است ، سرگردان عاشق را
ولیکن با که می گویی که نتواند پذیرفتن
او با دلیل عاشق نشده که شما بخواهید او رو با دلیل بخواهید از عشق بر گردونید ، او با یک جذابیتی ، شیفتگی با یک شیدایی دلبسته و اگر هم راه او از طرف عوض شه با یک شیدایی دیگر عوض خواهد شد نه اینکه با استدلال و خیلی کمتر اینها پیش می روند.
دکتر #عبدالکریم_سروش
بخش کوتاهی از سخنرانی تعقل و تعبد
بعد یک سال تقریبا پست میذارم و خواستم در محفل ادبی
تایپ متن دکتر با خودمه از روی سخنرانی اگر بد بود عذر میخوام
197722_593.jpg

مشاهده همه ی 5 نظر
.dorna
عاشقعاشق
.dorna

اینبار مهمان من شدم. یک استکان چایی ؟! هر چیز




اینبار مهمان من شدم... یک استکان چایی ؟!

هر چیز از دست شما شیرین تر از قند است...

1442241372341866_large.jpg


باغ شهریار

عصرونه




دوستون دارم زیادددددددد


n8wp8id6ao5skd6y55vo.gif

مشاهده همه ی 210 نظر