لحظه  بروز رسانی 
فرشید
آروم و عادیآروم و عادی
فرشید

‌ دستان تو. نقاشان ماهرند. طرحی کشیده‌اند در

‌ دستان تو. نقاشان ماهرند. طرحی کشیده‌اند در


دستان تو...
نقاشان ماهرند...
طرحی کشیده‌اند در من...
مختصر به نام عشق...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
فرشید
آروم و عادیآروم و عادی
فرشید

هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی می

هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی می

هیچ صیادی
در جوی حقیری
که به گودالی می ریزد
مرواریدی صید نخواهد کرد.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
فرشید
آروم و عادیآروم و عادی
فرشید

هر ردپای آهویی را که دیدی دنبال نکن

هر ردپای آهویی را که دیدی دنبال نکن

هر ردپای آهویی را که دیدی
دنبال نکن
این روزها زیادند
گرگهایی که
با کفش آهو
...راه میروند

مشاهده همه ی 2 نظر
فرشید
آروم و عادیآروم و عادی
فرشید
پست شماره 321259160 از فرشید

...

مشاهده همه ی 2 نظر
فرشید
آروم و عادیآروم و عادی
فرشید

‏مگر دریادلی داند كه ما را چه طوفان‌هاست

‏مگر دریادلی داند كه ما را چه طوفان‌هاست

‏مگر دریادلی داند كه ما را

چه طوفان‌هاست در این سینه‌ی تنگ...!

مشاهده همه ی 2 نظر
فرشید
آروم و عادیآروم و عادی
فرشید
پست شماره 321254258 از فرشید

...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
فرشید
آروم و عادیآروم و عادی
فرشید
پست شماره 321254252 از فرشید

...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
فرشید
آروم و عادیآروم و عادی
فرشید

غیرِ آن چشم‌های بی‌کم و کاست همه چیزِ جهان زیادی

غیرِ آن چشم‌های بی‌کم و کاست همه چیزِ جهان زیادی

غیرِ آن چشم‌های بی‌کم و کاست
همه چیزِ جهان زیادی بود...!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
فرشید
آروم و عادیآروم و عادی
فرشید
پست شماره 321244699 از فرشید

...

مشاهده همه ی 2 نظر
فرشید
آروم و عادیآروم و عادی
فرشید

ببار ای بارون ببار با دلم گریه کن خون ببار در

ببار ای بارون ببار با دلم گریه کن خون ببار در
بارون....خسرو آواز ایران زنده یاد محمد رضا شجریان

ببار ای بارون ببار با دلم گریه کن خون ببار در شبهای تیره چون زلف یار بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون دلا خون شو خون ببار بر کوه و دشت و هامون ببار دلا خون شو خون ببار بر کوه و دشت و هامون ببار دلا خون شو خون ببار بر کوه و دشت و هامون ببار به سرخی لبهای سرخ یار به یاد عاشقای این دیار به کام عاشقای بی مزار ای بارون ببار ای بارون ببار با دلم گریه کن خون ببار در شبهای تیره چون زلف یار بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون ببار ای ابر بهار با دلم به هوای زلف یار داد و بیداد از این روزگار ماه رو دادن به شبهای تار ای بارون ببار ای بارون ببار با دلم گریه کن خون ببار در شبهای تیره چون زلف یار بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون دلا خون شو خون ببار بر کوه و دشت و هامون ببار دلا خون شو خون ببار بر کوه و دشت و هامون ببار به سرخی لبهای سرخ یار به یاد عاشقای این دیار به کام عاشقای بی مزار ای بارون ببار ای بارون ببار با دلم گریه کن خون ببار در شبهای تیره چون زلف یار بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون با دلم گریه کن خون ببار در شبهای تیره چون زلف یار بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید