لحظه  بروز رسانی 
fatemeh
ناراحتناراحت
fatemeh

@Mahyar_k67 من اول بگم ی دنیا شرمندت شدم و این

@Mahyar_k67 من اول بگم ی دنیا شرمندت شدم و این

@mahyar_k67
من اول بگم ی دنیا شرمندت شدم و این از من خیلی بعید بود فعلا ی مدت تو چشمات نگاه نمیکنم
ولی میدونم تلافیشو سرم در میاری
همیشه دلم خوش یکی سوا از جنسیت فاصله و هرچی هس ک دلم ب خودش و معرفتش و نصیحت های چرت و پرتش البته گرم {-23-}{-23-}
خودت میدونی چقدر چقدر برام عزیزی و ثابت شده
الهی امسال بهترین ها تو سرنوشتت نوشته شه و سایه ات همیشه بالا سر خانواده گلت باشه و بمونی برامون{-41-}{-41-}
امیدوارم امسال خبر عمه شدنمو بهم بگی
تولدت مبارک ب رسم قدیمی جبار{-33-}{-33-}

مشاهده همه ی 6 نظر
fatemeh
ناراحتناراحت
fatemeh

#سلام عزیز برادرم #اینجا برا همه دعا کن

#سلام عزیز برادرم #اینجا برا همه دعا کن

عزیز برادرم

برا همه دعا کن
که هیچکی از تو جا نمونه

هم نمیکردم انقدر آروم شم بعد از اومدن ب اینجا

محمود رادمهر

مشاهده همه ی 3 نظر
fatemeh
ناراحتناراحت
fatemeh

مرا بی رحمانه یاد نمیکنی اما باز هم دلم تو

مرا بی رحمانه یاد نمیکنی
اما باز هم دلم تو را میخواهد
چه غرور بی غیرتی داری
ای دل من

مشاهده همه ی 1 نظر
fatemeh
ناراحتناراحت
fatemeh

< #متن_دلبر✨ > ما هیچوقت بلد نبودیم دلبر

< ✨ >

ما هیچوقت بلد نبودیم دلبر باشیم..
بلد نبودیم به موقع ناز کنیم..
بلد نبودیم وقتی عاشقیم، کم باشیم تا تشنه مون بشین..
بلد نبودیم وقتی بغلمون کردین، از ذوق جیغ نکشیم و وانمود کنیم حسی نداریم..
بلد نبودیم پیاماتونو دیر جواب بدیم،
بلد نبودیم وقتی زنگ میزنید روی گوشی شیرجه نزنیم.. کلاس بذاریم و در جوابِ "میخوام ببینمت" گفتنتون، بگیم: ببخشید وقت ندارم!
اینجوری شد که ما شدیم زاپاس..
زاپاسِ وقتایی که نازِ بقیه رو کشیدین و خسته شدین..
زاپاسِ وقتایی که بهتون خیانت شد و یه آغوشِ بی منت و دمِ دستی خواستین برای فراموشی..
زاپاسِ وقتایی که آدمِ اصلیتون قهر بود و تنها شدین..
زاپاسِ شبای بیخوابیتون که هیچکس جوابتونو نداد و ما از ذوق با چشمای خوابالو انقدر تایپ کردیم که گوشی به دست، خوابمون برد..
همیشه با خودتون گفتید: "خب این که همیشه هست، هرچقدرم اذیتش کنیم بازم هست.. بازم دوستم داره"..
ما دوستتون داشتیم فقط بلد نبودیم "بازیگر" باشیم، نمیخوایمم که بازیگر باشیم..
اما
درسته که آدمِ اصلیِ زندگیتون نبودیم،
ولی
"آدم" که بودیم..
"دل" که داشتیم..

مشاهده همه ی 37 نظر
fatemeh
ناراحتناراحت
fatemeh

حس ‌های زیادی هستند که نه می‌توان آن‌ها را به زبان

حس ‌های زیادی هستند که نه می‌توان آن‌ها را به زبان آورد .. نه می‌توان نوشت‌شان
یا اگر هم به زبان بیایند یا نوشته شوند باز هم حق مطلب ادا نمی‌شود
مثلا وقت‌هایی که دلت میخواهد کسی را بدون هیچ ناخالصی و فارغ از همه چیز، در آغوش بگیری
در آغوش بگیری تا برای تمام روزهای دلتنگی، تنهایی و بی‌قراری ذخیره داشته باشی
گاهی اما
گاهی مجال هیچ چیز نمی‌یابی!
گاهی فقط باید از دور کسی را تماشا کرد
و تمام حسرت‌ها را توی بقچه‌ای پیچید و گذاشت روی طاقچه ی دل
درست مثل تو

مشاهده همه ی 15 نظر
fatemeh
ناراحتناراحت
fatemeh

هم قواره ی من نبود پیراهن گلداری که

هم قواره ی من نبود
پیراهن گلداری که
در کمدت پنهان کرده بودی !
حتم داشتم
این وصله های ناجور
به تن من و رویاهایم
نمیچسبد ...

مشاهده همه ی 4 نظر
fatemeh
ناراحتناراحت
fatemeh

🍃 من به تمام آدم هایی که به هر بهانه

🍃
من به تمام آدم هایی که به هر بهانه ای در طول شبانه روز با تو در ارتباطند"حسادت میکنم".
به دوستانت وقتی از ته دل برایشان میخندی و لحظاتت را با آنها ثبت میکنی.
به همسایه ی کناری خانه ات که هر روز صبح قبل از هر کسِ دیگر با تو چشم در چشم میشود و روزش را با جذابیت نگاهت آغاز میکند.
به دختر گل فروش سر چهار راه که با لبخند های خاص و مهربانت دلش را بدست می آوری و نرگس هایش را یک جا میخری.
من به عابران پیاده ای که شانه به شانه از کنارشان رد میشوی "حسادت میکنم".
به تمام آنهایی که با تو قدم زدن را تجربه کرده اند...
به تمام آنها و همه ی آن خیابان ها...
من حتی به پیراهنت که هر روز یک دل سیر " تو" را در آغوش میکشد " حسادت میکنم".
و به دستانت بیشتر، که هر بار دکمه ی پیراهنت را محکم میبندند.
و به پاهایت که هر ثانیه همراهت هستند.
بین خودمان بماند اما....
من...
حتی...
به صفحه ی تلفن همراهت که با دقت به آن خیره میشوی و برایش وقت میگذاری
"حسادت میکنم"....
و به هر کس و هرچیزی که برای دقیقه ای، ساعتی و لحظه ای تو را خواهد داشت....
آخر خودت که بهتر میدانی
"تو"...
دوستداشتنی ترین
بی احساسِ
دنیای
منی...
🍃

مشاهده همه ی 6 نظر
fatemeh
ناراحتناراحت
fatemeh

قربان آن حوصله‌ی نداشته‌ات بشوم! من و تو حرف زدن را

قربان آن حوصله‌ی نداشته‌ات بشوم! من و تو حرف زدن را فراموش کردیم و بحث کردن را یاد گرفتیم!

حالا نوبت توست! حمله کن …!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
fatemeh
ناراحتناراحت
fatemeh

من پرم از تو از تويی كه نبايد بهت فكر

من پرم از تو
از تويی كه نبايد بهت فكر كنم
از تويی كه نبايد در موردت حرف بزنم
از تويی كه يک سكوت بی‌رحمی و
مثل غريبه ها از كنارم رد می‌شی
من پرم از تو
از تويی كه نيستی...
بعضی وقت‌ها
يک‌جوری دلتنگ می‌شی كه
از خودت بدت مياد
به اين فكر می‌كنی كه
تا كجا می‌شه
اولويت يه نفر نبود ...

مشاهده همه ی 1 نظر
fatemeh
ناراحتناراحت
fatemeh

می دانستم رویا بود . مــَــن و تــو !؟

می دانستم رویا بود ...
مــَــن و تــو !؟
بَعید بـود آن هَمه خـوشبختی
حَتی در تَصور ِخُـدا هم نبود...
حَق داشت که برآورده نکرد !

مشاهده همه ی 11 نظر