لحظه  بروز رسانی 
فاطمه کریمی
آروم و عادیآروم و عادی
فاطمه کریمی

اسفند را اینگونه دوست ندارم ! اسفند برای من شور

اسفند را اینگونه دوست ندارم !
اسفند برای من شور و‌ هیجان و قیل وقال دستفروشان،
سرو صدای سه شنبه بازار و شنبه بازار است؛
با رنگهای چشم نوازِ بساطِ زنانِ سبزی فروش و هارمونی رنگ سبزی هایِ تازه با تربچه های سرخ نقلی
ترکیبِ بویِ ماهیِ تازه و بوی سنبل
با جَرو بحثِ زوج ها بر سر خریدن و‌ نخریدن !

اسفند برای من یعنی قدم زدنِ بدون واهمه در بلوار منتهی به دریا؛ برای دیدن میموزاهای پیام آور سال نو !

اسفند، یعنی قرار با دوستان برای دورهمیِ شامِ شبِ چهارشنبه سوری با دغدغه ی "چی بپوشم؟"
و دلمشغولیِ بزرگتر: سفره ی هفت سین و رنگ و ظروفش و...

یادم باشد اسفند دیگری که بیاید و‌من باشم؛
فقط به تماشا بنشینم، بدون نق زدن و غرولند،
برای خرید هل و گلاب ساعتها در عطاری شلوغ شهر تماشا کنم سفارش های جورواجور زنان و دختران را، چشم هایم را ببندم و بِچِشم عطر و‌طعم شیرینی های را که خواهند پخت ، لبخند برلب، بی هیچ شتابی!

یادم باشد اسفند بعد، از گرانیها شکوه نکنم، برای رنگ و‌مش موهایم به در و دیوار نکوبم !
پرده های تور قدیمی را با عشق بشویم و بیاویزم به پنجر ه هایی که برقشان انداختم.
هفت سین را با کاسه های گلسرخی جهیزیه ام که دوستشان ندارم بیارایم و در مسابقه عکس هفت سین شرکت کنم، چه اهمیتی دارد اگر مرا اُمُل بخوانند؛
حتی اگر ماهی شب هم بر سفره نباشد ، با شادی از ته دل سبزی پلو بدون ماهی را در بهترین ظرفی که دارم به زیباترین شکل تزیین کنم و با تحویل سال، همه ی آنانی را که دوستشان دارم در آغوش بگیرم و به تلافی امسال سخت به سینه بفشارمشان !

این اسفند یادم باشد و قدر بدانم همه ی انچه را که فکر میکردم ساده و پیش پا افتاده است، اما نبود !



اسفند ۹۸

🌹

مشاهده همه ی 4 نظر
فاطمه کریمی
آروم و عادیآروم و عادی
فاطمه کریمی

قطع شدن اینترنت ، با همه ی بدی ها و معایبش

قطع شدن اینترنت ، با همه ی بدی ها و معایبش ؛ یه حُسنِ خوب داشت ...

اونم این بود که :
فهمیدیم فارغ از هیاهوی دنیای مجازی ، فارغ از تلگرام و اینستا ، فارغ از این دوستی ها ...

چقدر تنهاییم ...
تنها تر از اونی که فکرشو میکردیم ...

فهمیدیم که با از کار افتادن یه دکمه ی گوشیمون
کلی آدم هستن که از زندگیاشون حذف میشیم ...
کلی آدم که اگه نت نداشته باشن ، دیگه ما رو به یاد نمیارن ، دیگه کنارمون نیستن ...
آدمایی که بین بودن و نبودنشون ، فقط یه مرز به اسمِ اینترنت هست ...

آره ... این یه تلنگر بود به همه مون که بفهمیم واقعاً چقدر تنهاییم ... و دنیای مجازی چقدر ما رو از دنیای واقعی فاصله داده........

مشاهده همه ی 3 نظر
فاطمه کریمی
آروم و عادیآروم و عادی
فاطمه کریمی
😊

😊

مشاهده همه ی 1 نظر
فاطمه کریمی
آروم و عادیآروم و عادی
فاطمه کریمی
😊

😊

مشاهده همه ی 4 نظر
فاطمه کریمی
آروم و عادیآروم و عادی
فاطمه کریمی

ڪم باش! اصلا هم نگرانِ ڪم شدنت نباش،

ڪم باش!
اصلا هم نگرانِ
ڪم شدنت نباش،
آنڪس ڪہ اگر
ڪم باشی گمت ڪند،
همانيست ڪہ اگر زياد باشی،
حيفت می ڪند!
سعی نڪن متفاوت باشی،
فقط خوب باش!
اين روزها خوب بودن
بہ اندازہ ڪافی متفاوت است.🍁

مشاهده همه ی 6 نظر
فاطمه کریمی
آروم و عادیآروم و عادی
فاطمه کریمی

اینجا رادیو دل است صدای مرا از عمق قلبم میشنوید

اینجا رادیو دل است صدای مرا از عمق قلبم میشنوید

اینجا رادیو دل است
صدای مرا از عمق قلبم میشنوید
این یک پیامک نیست
یک احساس پاک است
که میگوید...
فراموشی در مرام ما نیست

زیبایی دنیا گلهای زندگیتون
ونگاه مهربون خدا همراهتون

مشاهده همه ی 2 نظر
فاطمه کریمی
آروم و عادیآروم و عادی
فاطمه کریمی

بعضی‌ها بوی نان می‌دهند، کنارشان که باشی. بودن‌شان را که نفس

بعضی‌ها بوی نان می‌دهند، کنارشان که باشی... بودن‌شان را که نفس بکشی... اشتهایت را برمی‌انگیزند برای ادامه زندگی!
.
بعضی‌ها هم بوی خاک نم‌خورده می‌دهند... بوی امنیت! بوی روزهای کودکی‌... بویی که هر از گاهی دوست‌ داری بپیچد توی لحظه‌هایت و برای چند ثانیه‌ای از دغدغه‌های نامرد زندگی دور کند

خیلی‌ها هم بوی هلوی تازه می‌دهند... هلویی که هنوز در بالاترین شاخه درخت مانده تا دست تو برای چیدنش دراز شود... بوی هلویی که جان تازه می‌بخشد به چشم‌هایت... به روزگارت! بوی قشنگ هلوی تازه در بالاترین شاخه درخت حال دلت را خوب خوب می‌کند!
.
تو اما، اگر به دیدنم آمدی
چند دانه کوچک قهوه درون جیب‌های پیراهن چهارخانه‌ات بگذار...
درست توی جیبی که روی سینه‌ات نشسته است...
بگذار گرمای تنت بوی کافه بدهد
بوی قرارهای عاشقانه‌ای
بوی عصرهای جمعه
بوی شعر
بوی یک تلخی
خوشایند که عجیب مستم می‌کند🌸🍃

مشاهده همه ی 5 نظر
فاطمه کریمی
آروم و عادیآروم و عادی
فاطمه کریمی

ميگردى بين مخاطب هايى كه، تمامِ هفته را كنارشان گذراندى

ميگردى بين مخاطب هايى كه،
تمامِ هفته را كنارشان گذراندى...
ميگردى بين تمامِ آنهايى كه،
كِيفَت كنارشان كوك است...
ميگردى بين صميمى ترين ها
با معرفت ترين ها...
تا پيدا كنى يك نفر را؛
كه جمعه ات را
غروبِ جمعه ات را
برايت بسازد
برايت شيرين بسازد...
نيست!
نه اين هفته
تا آخرِعمرت هم بگردى،
پيدا نمى شود
جمعه يار ميخواهد...
غروبِ جمعه يار ميخواهد...
يار اگر نباشد،
تمامِ دلتنگى ها
تمامِ خستگى ها
تمامِ نا اميدى هاى هفته ات،
بغض ميشود در گلويت و،
نميتركد كه نميتركد

مشاهده همه ی 5 نظر
فاطمه کریمی
آروم و عادیآروم و عادی
فاطمه کریمی

این شنبه ای که میاد ساعت ۵ و ۴۳ دقیقه و

این شنبه ای که میاد ساعت ۵ و ۴۳ دقیقه و

این شنبه ای که میاد ساعت ۵ و ۴۳ دقیقه و ۲۱ ثانیه ؛ تنها وقتی هست که تمام اعداد کنار هم قرار میگیرن و هر 100 سال فقط یکبار اتفاق می افتد.

میشه :
۵:۴۳:۲۱ ؛ ۹۸/۷/۶
۹۸۷۶۵۴۳۲۱

این لحظه با هزاران آرزوی خوب تقدیم همه ی شما خوبان

مشاهده همه ی 3 نظر