لحظه  بروز رسانی 
فاطـ❤ـمه
آروم و عادیآروم و عادی
فاطـ❤ـمه

فقــــــــــط بـراے تـو “ساڪتــــــــــم” نہ

فقــــــــــط بـراے تـو

“ساڪتــــــــــم”

نہ اینڪہ فرامـوشتــــــــــ ڪرده باشـــــم

صبـــــر ڪردم ببینــــــم تـو هـــــم

دلتنگــــــــــم مے شـوے

.🌹
mahstan2@

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
فاطـ❤ـمه
آروم و عادیآروم و عادی
فاطـ❤ـمه

و عمق عشق هیچگاه شناخته نمی شود

و عمق عشق

هیچگاه شناخته نمی شود

مگر در زمان فراق…

جبران خلیل جبران


.🌹
mahstan2@

مشاهده همه ی 2 نظر
فاطـ❤ـمه
آروم و عادیآروم و عادی
فاطـ❤ـمه

شادی و غم منی بحیرتم خواهم از تو، در تو

شادی و غم منی بحیرتم
خواهم از تو، در تو آورم پناه
موج وحشیم که بی خبر ز خویش
گشته‌ام اسیر جذبه‌هاي‌ ماه

فروغ فرخزاد


.🌹

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
فاطـ❤ـمه
آروم و عادیآروم و عادی
فاطـ❤ـمه

در ببندید و بگویید که من جز از

در ببندید و بگویید که من

جز از او همه کَس بگسستم

کَس اگر گفت چرا؟ باکم نیست

فاش گویید که عاشق هستم..!

فروغ فرخزاد

.🌹

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
فاطـ❤ـمه
آروم و عادیآروم و عادی
فاطـ❤ـمه

بزن بارون ڪہ دلتنگم ڪہ دلگیرم

بزن بارون ڪہ دلتنگم

ڪہ دلگیرم

ڪہ من بی‌عشق میمیرم

بزن بارون بازم نم‌نم

واسہ زخمم بشہ مرحم


.🌹

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
فاطـ❤ـمه
آروم و عادیآروم و عادی
فاطـ❤ـمه

بی تو با قافله ی غصه و غم

بی تو با قافله ی

غصه و غم ها چه کنم؟!

تار و پودم تو بگو

با دل تنها چه کنم ؟!

شهریار

.🌹

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
فاطـ❤ـمه
آروم و عادیآروم و عادی
فاطـ❤ـمه

یه جمـله اي هسـت که همیـشه ورده زبونمـه “دوستـت

یه جمـله اي هسـت
که همیـشه ورده زبونمـه
“دوستـت دارم”
هـر چنـد…
واسـه وجوده با ارزشـت
خیلـی کمـه

.🌹

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
فاطـ❤ـمه
آروم و عادیآروم و عادی
فاطـ❤ـمه

شبی را سکوتی را ریزش

شبی را

سکوتی را

ریزش یک قطره اشکی را

برایت آرزو دارم…!

که شاید یاد من باشی

.🌹

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
❤ســـارا❤مدیرگروه بی تـــوهرگز*
❤ســـارا❤مدیرگروه بی تـــوهرگز*

به رفتنتم عادت میکنم مث کیوی خوردنای با پوست

به رفتنتم عادت میکنم مث کیوی خوردنای با پوست

به رفتنتم عادت میکنم
مث کیوی خوردنای با پوست
مث لبخندای خشکِ زورکی
مث دیراومدنای شبونه
مث خوابیدن تا کله ی ظهر
مث اصلاح نکردنای با تیغ
مث سیگار کشیدنای زیاد
مث سکوت کردنای تکراری
مث خیره شدنای عمیق
مث کفر در آوردنای مامان
مث کفتر بازیای پشت بوم
مث سوت زدن از بیحوصلگی
مث شیکوندن پنجره های خونه
مث خط خطی کردن دیوارای اتاق
مث رگ زدنای از سر دلتنگی
مث خون به دل کردنای بابام
مث بُق کردنای شب عروسی
مث خفه خون گرفتنای همیشگی
آره برو خیالت تخت
به رفتنتم عادت میکنم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
❤ســـارا❤مدیرگروه بی تـــوهرگز*
❤ســـارا❤مدیرگروه بی تـــوهرگز*

مرا فراموش کن مثل من که تو را مگذار

مرا فراموش کن مثل من که تو را مگذار

مرا فراموش کن
مثل من که تو را
مگذار یادت بیاید با هم بودن هایمان را
خاطراتمان را هم در بقچه ای بپیچ و به صندوق خانه ی سردابه ای متروک تبعید کن
دور از هیاهوی تمدنها آنقدر فریاد بزن تا پوست طبل خنده هایمان کنده شود
و اما چشمانت را هر روز و هر ساعت بشوی بلکه زودتر رنگ تصویرم از قاب نگاهت برود
شبها که تنهایی میخوردَت
تردید نکن
ورق دل را ضربدری قرمز بزن و اعتراضش را مردود کن
سپس ریشه ی درخت کاشها را از بیخ و بن بکَن
که هیچ ثمری ندارد داستانی که در آن درخت ای کاش قد برافراشته باشد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید