افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
بروز رسانی 
azize
azize
وقتی که به تو فکر میکنم ؛ انگار تمامِ روح و جسمم صیقل میخورد ، نمیدانم جاذبه ی تو دلیلش میشود یا اشتیاقِ من.. هرچه که هست دوستش دارم و همین لحظه هاست که بیشتر رغبت میکنم برایت بنویسم تا بدانی که چه حالی دارم ، چون میدانم زبانِ شاعرانه مان بیشتر به مذاقت خوش می آید..

دلم که تنگ می شود سرم را روی شانه های کاغذ می گذارم و واژه واژه می گریم... تو هیچ وقت نمی آیی و هیچ وقت نمی دانی ساعت دلتنگی های من چقدر ثانیه به ثانیه اش سخت می گذرد... شاید اصلا نباید هم بیایی اگر همیشه باشی و فاصله ای نباشد آن وقت شعرهای من آفریده نمی شوند این همه درد نمی کشم و مدام بیقرار صدای قدم هایی که نمی دانم از کدام طرف می آید دوان دوان خودم را به پنجره نمی رسانم...

دوست دارم عادی زندگی کنم ... اما حالا دیگر نمی توانم من دردهایی را کشیده ام که نمی گذارند زندگی به این اندازه عادی باشد! از تو چه پنهان دوست دارم عادی باشم... آنقدر عادی که وقتی از خیابانی می گذرم حواسم را درخت ها پرت نکنند، جسد نیمه جان گنجشکی را که گوشه پیاده رو افتاده است نبینم... قد خمیده پیرزنی که می گذرد یا انتظار چشم های پیرمردی که روی صندلی نشسته است را نبینم... دلم می خواهد شبیه ادم هایی که مدام به ساعت شان خیره می شوند... مدام تنه می زنند... و حتی فرصت ایستادن برای هیچ چراغ قرمزی را ندارند عجله داشته باشم! عجله برای رسیدن به چیزی که اگر دیر کنی از دست می رود... راستی چرا اینقدر خسته و سرد و فرتوتم؟! شاید مرده ام... نمی دانم!

اما آدم هایی که می میرند خیلی آرام اند... آنقدر آرام که خیال می کنی خوابیده اند... این همه هیاهو یکباره خاموش می شود... آرام می شود! نباید مرده باشم که درد را حس میکنم... که سنگینم... چرا من هیچ وقت نمی ترسم که دیر کرده باشم... دلم می گیرد... آدم گاهی چقدر تنهایی اش بزرگ می شود... آنقدر که احساس می کند همه این آسمان بی انتها را می تواند در دلش جای بدهد... می تواند تمام ستاره هایش را در گوشه گوشه دلش بنشاند و به قدر تمام باران هایی که نمی بارد بگرید...

وقتی باران می آید ؛ حتما سری به پنجره بزن ... باران ، قرارِ همه ی لحظاتی ست که بغض کرده ای و سنگینی اش داشته خفه ات میکرده ... همه ی آدم هایی که دلتنگِ همند ... باران که می آید ؛ یادِ همه ی چیزهایی می افتم که از دستشان داده ام ... همه ی آدم هایی که دوستشان دارم و ندارمشان ... همه ی غزل ها ... اشک ها ... تنهایی ها ...
غربتِ باران را عاشقم ... باران دارد صدایم میزند ... تو داری صدایم میزنی ... و من مینشینم در پناهِ پنجره ؛ چشم در چشم ِ آسمانی که میگرید ...
پـــرستـــو های عــاشق
مشاهده همه ی 1 نظر
✋ www.geology2017.ir ✋
مو قشنگمو قشنگ
✋ www.geology2017.ir ✋
آموزش فرق کردن پیج بوردر در صفحه های مختلف ورد 2016
 لینک
نظرات برای این پست غیر فعال است