لحظه  بروز رسانی 
hadi
hadi

پیام محمد رضا شاه ازبهشت؛؛؛؛ سلام برملت ایران،،، چه خبر؟؟؟؟ دین

پیام محمد رضا شاه ازبهشت؛؛؛؛ سلام برملت ایران،،، چه خبر؟؟؟؟ دین وایمانتون برقراره؟؟؟؟؟ فاحشه ها ازخیابان جمع شدن؟؟؟ دیگه زندانها خالی شده؟؟؟؟ جوان هاتون روشکنجه نمیدن؟؟؟ الان دیگه آب وبرق مجانیه؟؟؟ بنزین لیترى 1 ریال بود حالا لیتری چنده فقط نگی هزار تومان که اصلا باورم نمی شود مگه ميشه ده هزار برابر شده باشه؟؟؟؟ پوله نفت میاد به حسابتون ؟؟؟ بدونه ویزا میتونید برید آمریکا؟؟ دلار هنوز 68ریاله؟؟ مشکله اعتیاد ریشه کن شد،؟؟؟ دیگه همه حجابو رعایت میکنن؟؟؟ میگفتین بگذرد این روزگارتلخ تر اززهر،،، حالاروزگارچون شکرتون اومد،، دیو رفت فرشته ی امام برسرتون در اومد.. قبرستونا که زمان من پرشده بود الان دیگه خالیه؟؟؟ عربها هنوزم ازتون حساب میبرن وهنوزم آقای خلیج فارسین؟؟؟ من هم بدنیسم..اولش وضعم خوب نبودولی انقدر گفتید خدابیامرزتت رفتم بهشت........

مشاهده همه ی 4 نظر
hadi
hadi

رفيق روزهاي قشنگم! زمستان هم رسيد.سردت شدخبرم كن تا برايت بسوزم

رفيق روزهاي قشنگم! زمستان هم رسيد...سردت شدخبرم كن تا برايت بسوزم.. بهانه هاي دنيا تورا ازيادم نخواهد برد، من تورادرقلبم دارم.. هفته ات پر برف و لبت پرخنده باد) يلدا مبارك

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
hadi
hadi

ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻗﺸﻨﮕﺘﺮﯾﻦ ﻋﺸﻖ، ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ ﺍﺳﺖ،

ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻗﺸﻨﮕﺘﺮﯾﻦ ﻋﺸﻖ، ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ ﺍﺳﺖ، ﭘﺲ ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﺳﭙﺎﺭﻡ ﻭ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺗﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﭘﺸﺘﺖ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﻫﺮﺍﺱ ﻫﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ

مشاهده همه ی 1 نظر
hadi
hadi

مورد داشتيم طرف شماره دوست دخترش رو تو تلفنش بنام "low

مورد داشتيم طرف شماره دوست دخترش رو تو تلفنش بنام "low battery" ذخیره کرده بود. هروقت دوست دخترش زنگ مى زد و خودش نبود، زنش تلفنش رو میزد به شارژ خداییش این خلاقیت مدال داره هنر نزد مردان ایران است و بس

مشاهده همه ی 1 نظر
hadi
hadi

لره با دوست دخترش میرن جنگل گم میشن. دختره میپرسه حالا

لره با دوست دخترش میرن جنگل گم میشن. دختره میپرسه حالا چیکار کنیم؟ میگه تو برو خونه من خودم یه کاریش میکنم.

مشاهده همه ی 1 نظر
hadi
hadi

پایین شهر . ساعت 12 شب یه زن 24 . 25

پایین شهر . ساعت 12 شب یه زن 24 . 25 ساله خوشگل . از ماشین پیاده شد یه دستش چند تا پیتزا بود یه دستش یه عروسک هفت هشت هزار تومنی .زیر نگاه سنگین زنای هسایه سرشو انداخت پایین و داشت میرفت خونش زنای همسایه : این با این شوهر معتادش که یه تومن کار نمیکنه چه خرجایی میکنه . پیتزا میخره یکی دیگش : آره دیگه خانم خوشگل . ساعت دوازده شب برگرده خونه بقیه خانما : خدا خودش ببخشش برا پول چه کارا میکنن ولی . ولی . ولی هیچ کدومشون نفهیدن اون خانم خوشگل رفته بود بالا شهر کلفتی .هیچ کدوم نفهمیدن پیتزا ها پس مونده غذای جایی بود که توش کلفتی کرده بود . عروسک هفت هشت هزار تومنی اوج ول خرجیش بود برا کادو تولد دختر کوچولوش خانمای همسایه امید وارم امشب سر نمازش حلالتون کرده باشه ...
..........hadi soley..............

مشاهده همه ی 2 نظر
hadi
hadi

ﺻﺎﺩﻕ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﭼﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﮔﻔﺖ : ﺣﺎﻝ ﻣﺎ ﺑﺎ ﺩﻭﺩ ﻭ

ﺻﺎﺩﻕ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﭼﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﮔﻔﺖ : ﺣﺎﻝ ﻣﺎ ﺑﺎ ﺩﻭﺩ ﻭ ﺍﻟﮑﻞ ﺟﺎ ﻧﻤﯿﺎﯾﺪ ﺭﻓﯿﻖ .... ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﺎ ﻧﻤﯿﺎﯾﺪ ﺭﻓﯿﻖ ... ﺭﻭﺣﻤﺎﻥ ﺁﺑﺴﺘﻦ ﯾﮏ ﻗﺮﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺖ .... ﻃﻔﻞ ﺣﺴﺮﺕ ﻧﻮﺵ ﻣﺎ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﻤﯿﺎﯾﺪ ﺭﻓﯿﻖ .... ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺧﻮﺩﺕ "ﻫﺎ " ﮐﻦ ﺍﮔﺮ ﯾﺦ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ... ﺍﺯ ﻟﺐ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﻫﺎﻣﺎﻥ "ﻫﺎ " ﻧﻤﯿﺎﯾﺪ ﺭﻓﯿﻖ ... ﻫﻀﻢ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻮﺝ ﺁﺳﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ ... ﺁﺏ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﯽ ﺳﺒﺐ ﺑﺎﻻ ﻧﻤﯿﺎﯾﺪ ﺭﻓﯿﻖ ... ﯾﺎ ﺷﺒﯿﻪ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺑﺎﺵ ﯾﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻤﺎﻥ ... ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺳﻤﺖ ﺩﻝ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ ﺭﻓﯿﻖ

مشاهده همه ی 3 نظر
hadi
hadi

ﺭﻓﺘﻢ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺧﺮﯾﺪﻡ . . دﺧﺘﺮ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﭼﺮﺍ ﺑﺴﺘﯿﺶ؟؟

ﺭﻓﺘﻢ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺧﺮﯾﺪﻡ ... . دﺧﺘﺮ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﭼﺮﺍ ﺑﺴﺘﯿﺶ؟؟ ﻣﯿﮕﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻧﺮﻩ ... ﻣﯿﮕﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﮔﻪ ﻣﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻧﻤﯿﺒﺴﺘﯿﺶ؟؟ ﺍﻻﻥ 2 ﺳﺎﻋﺘﻪ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻢ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﻩ ﻣﺎﺩﺱ،ﻣﯿﮕﻪ ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺑﺎﺯﺵ ﻧﻤﯿﮑﻨﯽ؟؟ ﻣﯿﮕﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻧﺮﻩ !! ﻣﯿﮕﻪ ﻣﻨﻮ ﺍﺳﮑﻮﻝ ﮔﯿﺮ ﺁﻭﺭﺩﯼ؟ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺩﻭﺟﻨﺴﻪ ﻫﻢ ﻣﮕﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ ؟؟؟!!! .

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
hadi
hadi

اين جمله روبخون واگه لبخندزدی این لبخندو به دیگری هم هدیه

اين جمله روبخون واگه لبخندزدی این لبخندو به دیگری هم هدیه کن :  (بی سروصدا وسايلتونوجمع کنيد،باصف بريدتوحياط،امروزمعلم نداريد)  "..یادش بخیر.." یادتونه؟تو نیمکت ها باید سه نفری مینشستیم بعد موقع امتحان باید نفر وسطی میرفت زیر میز یادتونه؟نوک مداد قرمزای سوسمار که زبون میزدی خوشرنگ تر میشد . یادتونه؟موقع امتحان باید کیف میذاشتیم بینمون که تقلب نکنیم  یادتونه؟یه مدت از این مداد تراشای رومیزی مد شده بود هرکی از اونا داشت خیلی باکلاس بود.            یادتونه؟پاک کن های جوهری که یه طرفش قرمز بود و یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش میخواستیم خودکار رو پاک کنیم همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره میکردیم یا سیاه و کثیف میشد. یادتونه؟گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون نقاشی میکشیدیم بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن.            یادتونه؟زنگ تفریح که تموم میشد مامورای آبخوری دیگه نمیذاشتن آب بخوریم. یادتونه کیفمون همیشه بوی نون پنیر میداد.. یادتونه؟سرکلاس تخمه ریز خوردن یواشکی چه حالی میداد؟  یاد روزهای خوش کودکی بخیر  الان اشک تو چشات جمع نشد؟

مشاهده همه ی 7 نظر