لحظه  بروز رسانی 
عشق
عاشقعاشق
عشق

زندگی را طعم لب های تو گیرا می کند عطر

زندگی را طعم لب های تو گیرا می کند عطر

زندگی را طعم لب های تو گیرا می کند
عطر یاد تو دلم را غرق رویا می کند
چشم هایم خیره بر تو مست و بی پروا شده
هر نگاهت را نگاهم عشق معنا می کند
تا که چشمک می زنی من بی خود از خود می شوم
چشم مستت با نگاهی فتنه بر پا می کند
دست هایم گیسوانت را به رقص آورده است
وه که دستان تو اعجاز مسیحا می کند
دور باشم یا که با تو ، باز دلتنگ توام
بی حضورت در دل من غصه ماوا می کند
شعر هایم با تو بوی مستی و غم می دهد
من که میدانم مرا این شعر رسوا می کند

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
عشق
عاشقعاشق
عشق

یادم باشد دیگر هرگز خاطره هایم را کند و کاو نکنم!

یادم باشد دیگر هرگز خاطره هایم را کند و کاو نکنم!

یادم باشد دیگر هرگز خاطره هایم را کند و کاو نکنم!
مثل آتش زیر خاکستر می ماند...
حساب از دستم در رفته...
چندمین بار است که با یاد نگاه آخرت آتش می گیرم...؟

آوای زندگی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
عشق
عاشقعاشق
عشق

دَسـتِ مـَــن خــــالیسـت اَز بـــــودنِ تــُــــــو !

دَسـتِ مـَــن خــــالیسـت اَز بـــــودنِ تــُــــــو !

دَسـتِ مـَــن

خــــالیسـت اَز بـــــودنِ تــُــــــو !

امـــــا دلـَــــــم

تــا دِلـــت بخـــواهـَـد از تـــــــــو پــُـــــــر اســــــت ...

هـمسفر عشـقـ...
مشاهده همه ی 2 نظر
عشق
عاشقعاشق
عشق

مجنون به گوشه‌­ای ز جفای زمانه رفت؛ دیوانه

مجنون به گوشه‌­ای ز جفای زمانه رفت؛ دیوانه

مجنون به گوشه‌­ای ز جفای زمانه رفت؛

دیوانه اش مخوان،که عجب عاقلانه رفت.....

لبـخنـدعـشـق
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
عشق
عاشقعاشق
عشق

نشسته ام جاى هميشگى ،روى پله هاى حياط اينبار

نشسته ام جاى هميشگى ،روى پله هاى حياط اينبار

نشسته ام جاى هميشگى ،روى پله هاى حياط
اينبار تنها ، به حوض کوچکمان نگاه ميکنم
به ماهى هاى قرمزى که خريده بودى
گفتى بايد حس کنند خونه خودشونه
گفتى خونه ما قشنگترين جاى دنياست
براى من آغوش تو امن ترين جاى دنياست
بهشت تو آسمون هفتم نبود
بهشت ،تو خونه کوچک من و تو بود ...
تو برايم چهار فصل سال بودى
مهربانى بهاريت
گرمى تابستانيت
قشنگى پاييز و باران زمستانيم بودى...
ماه هاست که رفته اى
و زندگى ام صحراى بى رنگى شده...
بدون تو
بهشت همان آسمان هفتم است...
حالا که مى آيى
ديگر شعر نخواهم گفت
نخواهم نوشت
ميخواهم به همان تک درخت توت خانه ى کودکى هايمان بگويم
بى فصل ميوه بدهد
سبز شود...
آن چند پرنده نيز ،آواز خواهند خواند برايمان
همه دوستت خواهند شد...
و من عاشق تر... 

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
عشق
عاشقعاشق
عشق

⦉تـو همان یک‌دانه‌ایِ مَنی؛ که تو را با بی‌نهایت‌های جهان،

⦉تـو همان یک‌دانه‌ایِ مَنی؛ که تو را با بی‌نهایت‌های جهان،

⦉تـو همان یک‌دانه‌ایِ مَنی؛
که تو را با بی‌نهایت‌های جهان،
عوض نخواهم کرد...‌‌!

مشاهده همه ی 2 نظر
عشق
عاشقعاشق
عشق

به جناب عشق گفتم تو بیا دوای ما باش که

به جناب عشق گفتم تو بیا دوای ما باش که

به جناب عشق گفتم تو بیا دوای ما باش
که به پاسخم بگفتا تو بمان و مبتلا باش ...

مشاهده همه ی 2 نظر
عشق
عاشقعاشق
عشق

⁩هوا سرد است ! نه اینکه برف ببارد

⁩هوا سرد است ! نه اینکه برف ببارد

⁩هوا سرد است !
نه اینکه برف ببارد

نه اینکه باد بیاید
هیچ کدام نیست !

فقط سرد است و من عاشق اینم
که هوا سرد باشد،آب سماور بجوشد

در خانه ی تنهایی ام با آرامش
کنار لب تابم دراز بکشم

عکس های قشنگ پروفایلت را ببینم
و در دل بگویم : آه!عزیز الان چه می کند؟
من عاشق اینم
در خیالم میز بانت شوم

برایت آش رشته با پیاز داغ درست کنم
چای زنجبیلی تازه دم کنم
و هول شوم از حضورت !!!

تو بگویی : آرام باش عزیز !
تنها نشستنت کنارم کفایت می کند !

آن گاه با لحنی خاص
چشم در چشمانم بدوزی و بگویی

چشم عسلی من !!
سردم است
کمی برای چند ثانیه بغلم کن

و حجب و حیای زنانه دوباره بیاید
لپ هایم را گلگون کند

در میان هاله ی شرم و ناز !!!
تبدیل به شعرهایی با بوی سادگی شود!


راستی !!
وقتش نرسیده است
شعری با بوی سادگی سروده شود عزیز ؟!

هـمسفر عشـقـ...
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
عشق
عاشقعاشق
عشق

چرا نمی کُشد مرا ، خدای چشم‌های تو میان آب

چرا نمی کُشد مرا ، خدای چشم‌های تو میان آب

چرا نمی کُشد مرا ، خدای چشم‌های تو
میان آب و آتشم برای چشم‌های تو
قسم به ساحت غزل ، دقیقه ای هزار بار
دلم عجیب می کند هوای چشمهای تو
چقدر با ستاره ها به لحن ِ آب و آینه
شبانه حرف می زنم به جای چشم‌های تو
از آن شبی که دیدمت ، همان یکی دو قرن پیش
نشسته ام کنار دل ، به پای چشم‌های تو
سکوت گاه گاه تو ، مرا شکنجه می دهد
خدا کند که بشنوم صدای چشم‌های تو
اگر چه شرم می کنم بگویمت که شاعرم
ولی تمام این غزل ، فدای چشم‌های تو

گروه سرای شادی
مشاهده همه ی 1 نظر