لحظه  بروز رسانی 
ஜحمیدرضاஜمجــــردهاஜ
شیطونشیطون
ஜحمیدرضاஜمجــــردهاஜ

adele set fire to the rain

...

adele
set fire to the rain

ستـــارگـــان
مشاهده همه ی 8 نظر
ஜحمیدرضاஜمجــــردهاஜ
شیطونشیطون
ஜحمیدرضاஜمجــــردهاஜ
پست شماره 318456119 از ஜحمیدرضاஜمجــــردهاஜ
...

{-w67-}{-w67-}{-w67-}

ستـــارگـــان
مشاهده همه ی 1 نظر
ஜحمیدرضاஜمجــــردهاஜ
شیطونشیطون
ஜحمیدرضاஜمجــــردهاஜ

artist: Laura Branigan title: Self Control اینم اصل

Laura Branigan - Self Control

artist: Laura Branigan
title: Self Control
اینم اصل اون آهنگ که قولش رو دادم...

مشاهده همه ی 3 نظر
ஜحمیدرضاஜمجــــردهاஜ
شیطونشیطون
ஜحمیدرضاஜمجــــردهاஜ

نگو دلت با من نیست نگو از جنس سنگه بگو

...

نگو دلت با من نیست نگو از جنس سنگه
بگو چشات سر چی داره با من میجنگه
این از بخت منه که همیشه پای این عشق یه جا باید بلنگه
نگو بهم محاله تو رو بدست آوردن
منو میبری با این حرفا تا مرز مردن

اشکام از دوری تو ریختن و ندیدی از من چه آبرویی بردن
عاشقتم میدونی میتونی بمونی کنارمو
بگیری غم تو از روزگارمو تا ابد جونمو پای تو میذارمو
دیوونتم امشب میگم با تو رازمو دوباره از نو عشق و میسازمو
بمونی میگیری غمو از این سازمو


تو با این همه آزار آخه کجا رسیدی
منو تو چشم مردم به رسوایی کشیدی
بگو تهش چی میشه من راضیم حتی به هر خوابی که دیدی
همین حالی که دارم تو چشمای تو هم هست
موندن سر حرفت منو میبره از دست

نشد این اعتراف و ازت پنهون کنم که چشات مثل ستارست
عاشقتم میدونی میتونی بمونی کنارمو
بگیری غم تو از روزگارمو تا ابد جونمو پای تو میذارمو
دیوونتم امشب میگم با تو رازمو دوباره از نو عشق و میسازمو
بمونی میگیری غمو از این سازمو

♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ஜحمیدرضاஜمجــــردهاஜ
شیطونشیطون
ஜحمیدرضاஜمجــــردهاஜ

Oh the night آه، امشب is my world

Oh the night آه، امشب is my world
self control

Oh the night
آه، امشب
is my world
دنیای منه
City light
نورهای شهر
painted girls
به شکل دخترها ست
In the day
وقتیکه روزه
nothing matters
هیچی برام مهم نیست
It’s the night
امشب
time that flatters
دارم اغفال میشم
In the night
در امشب
no control
کنترلی ندارم
Through the wall
از میان دیوارها
something breaking
چیزی شکسته میشه
Wearing white as you’re walkin, Down the street of my soul
وقتی از کوچه روحم پیشم میای لباس سفید می پوشم
You take myself. . .
you take my self control
تو اعتماد به نفسم رو از من میگیری
You got me living only for the night
تو کاری می کنی که فقط امشب رو برات زنده باشم
Before the morning comes
A story’s told
قبل از اینکه روز بیاد داستان به پایان میرسه
You take myself. . . you take my self control
تو اعتماد به نفسم رو از من میگیری
Another night, another day goes by
یک شب و روز دیگه هم گذشت
I never stop myself to wonder why
هیچوقت تعجب نمی کنم که چرا
You help me to forget to play my role
تو باعث شدی که من نقشم رو فراموش کنم
You take myself. . . you take my self control
تو اعتماد به نفسم رو از من میگیری
I,I live among the creatures of the night
در بین موجوداتی که تو شب هستن زندگی می کنم
I haven’t got the will to try and fight
Against a new tomorrow
هنوز میل به مبارزه رو با فردا پیدا نکردم
So I guess I’ll just believe it
That tomorrow never comes
فکر کنم به این باور رسیدم که فردا هرگز نمیاد
a safe flight I’m living in the forest of my dream
مثل یه پرواز ایمن،تو جنگل آرزوهام زندگی می کنم
I know the night is not as it would seem
میدونم امشب اونطور که به نظر میاد نیست
I must believe in something
باید به چیزی باور داشته باشم
So I’ll make myself believe it
پس خودمو مجبور می کنم که باور کنم که
That this night will never go
امشب هیچوقت به پایان نمیرسه
Oh the night
آه، امشب
is my world
دنیایه منه
City light
نورهای شهر
painted girls
به شکل دخترها ست
In the day
وقتیکه روزه
nothing matters
هیچی برام مهم نیست
It’s the night
امشب
time that flatters
دارم اغفال میشم
I, I live among the creatures of the night
در بین موجوداتی که تو شب هستن زندگی می کنم
I haven’t got the will to try and fight
Against a new tomorrow
هنوز میل به مبارزه رو با فردا پیدا نکردم
So I guess I’ll just believe it
That tomorrow never knows
فکر کنم به این باور رسیدم که فردا هرگز نمیدونه
I safe flight I’m living in the forest of my dream
مثل یه پرواز ایمن،تو جنگل آرزوهام زندگی می کنم
I know the night is not as it would seem
میدونم امشب اونطور که به نظر میاد نیست
I must believe in something
باید به چیزی باور داشته باشم
So I’ll make myself believe it
پس خودمو مجبور می کنم که باور کنم که
That this night will never go
امشب هیچوقت به پایان نمیرسه
You take myself. . .
you take my self control
تو اعتماد به نفسم رو از من میگیری

مشاهده همه ی 8 نظر
ღ♥●•٠·˙نورا ღ♥●•٠·˙
ناراحتناراحت
ღ♥●•٠·˙نورا ღ♥●•٠·˙
@hamid-k71 ۴ سال ۴۰

@hamid-k71

۴ سال

۴۰ موضوع

۴۰۰ آزمایش

۴۰۰۰تکلیف

۴۰۰۰۰ ساعت

یک فرد عادی قادر به انجام اینها نخواهد بود،

آن ابر انسانها،«مهندس» نامیده می شوند.

روزت مبارک مهندس من {-41-}{-49-}{-49-}{-49-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}

مشاهده همه ی 14 نظر
afsane مدیر ارشد گل های با معرفت
مهربونمهربون
afsane مدیر ارشد گل های با معرفت

سپندارمذگان روز عشق ایرانی تاسف بار است که فکر کنیم

سپندارمذگان روز عشق ایرانی تاسف بار است که فکر کنیم

سپندارمذگان روز عشق ایرانی
تاسف بار است که فکر کنیم مرغ همسایه غاز است! ( سپندارمذگان نه ولنتاین!)
کی میگه این مطلبی که می خوام بگم ربطی به یاد گیری زبان ندارد؟ برای یادگیری هر زبانی اول باید با آداب و فرهنگ آن زبان آشنا شد و این خیلی تاسف بار است که با آداب و فرهنگ بیگانه بیش تر از فرهنگ خود آشنا باشیم. تاسف بار است که فکر کنیم مرغ همسایه غاز است.


برای اینکه ملتی در تفکر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است.



اقوامی که در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند،کسانی هستند که توانسته اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و اسطوره های باستانی خود را معرفی کنند و حیات خود را تا ارتفاع یک افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و آیندگان حائز اهمیت است، عدد افراد یک ملت و تعداد سربازانی که در جنگ کشته شده اند نیست؛ بلکه ارزشی است که آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد.


ملت ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و در کل جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم، شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است.


چند سالی ست حوالی ۲۵ بهمن ماه (۱۴ فوریه) که می شود هیاهو و هیجان را در خیابان ها می بینیم. مغازه های اجناس کادوئی لوکس و فانتزی غلغله می شود. همه جا اسم Valentine به گوش می خورد. از هر بچه مدرسه ای که در مورد والنتاین سوال کنی می داند که “در قرن سوم میلادی که مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد.



سپندارمذگان,سپندارمذگان روز عشق ایرانی,سپندارمذگان چیست

از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می کند. کلودیوس به قدری بی رحم و فرمانش به اندازه ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (والنتاین)،مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد.



کلودیوس دوم از این جریان خبردار می شود و دستور می دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می شود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام می شود… بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق!”

اما کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد!، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است!


جالب است بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 5 اسفند، یعنی تنها چند روز پس از والنتاین فرنگی! این روز “سپندار مذگان” یا “اسفندار مذگان” نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان “روز عشق” به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند.



بعنوان مثال روز اول “روز اهورا مزدا”، روز دوم، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی “بهترین راستی و پاکی” که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی “شاهی و فرمانروایی آرمانی” که خاص خداوند است و روز پنجم “سپندار مذ” بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن.


زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند.

سپندارمذگان,سپندارمذگان روز عشق ایرانی,سپندارمذگان چیست

در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، “مهرگان” لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.


سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می کردند.


شاید هنوز دیر نشده باشد که روز عشق را از ۲۵ بهمن (Valentine) به 5 اسفند (سپندار مذگان ایرانیان باستان) منتقل کنیم.


بیایید از همین حالا برای معرفی این روز به دوستان و آشنایان تلاش کنیم. بیایید در وبلاگ ها و سایتهایمان در موردش توضیح دهیم، امسال «سپندارمذگان» یا «اسفندارمذگان» را جشن بگیریم، شاد باشیم و به تاریخ و فرهنگ کشورمان افتخار کنیم.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید