لحظه  بروز رسانی 
ĦѦღi∂ɛн
شیطونشیطون
ĦѦღi∂ɛн

هندونه بده قاچ کنیم لپاتو بده ماچ کنیم

شب یلدا

هندونه بده قاچ کنیم

لپاتو بده ماچ کنیم

غماتو بده چال کنیم

بخند تا ما حال کنیم

یلدا مبارک

مشاهده همه ی 4 نظر
ĦѦღi∂ɛн
شیطونشیطون
ĦѦღi∂ɛн

حسن ۱ حسن ۲ حسن گران کننده حسن

حسن ۱
حسن ۲
حسن گران کننده
حسن آزاد کننده
حسن بنزین رو یهو
چرا سه تومنی کرده

حسن ۳ حسن ۴
حسن دنده به دنده
حسن بشقاب پرنده
حسن به ریش ملت
ببین چطور میخنده

حسن ۵ حسن ۶
حسن وعده بسیار
حسن ناله ز اغیار
حسن دولت بیمار
حسن خلق گرفتار

حسن۷ حسن ۸
حسن دولت نرمش
حسن وارث محمود
حسن دولت کمبود
حسن در همه جا گیر
حسن دولت تدبیر
حسن بنزین آزاد
حسن مردم غمباد
حسن در دل تحریم
حسن دولت تصمیم

مشاهده همه ی 5 نظر
ĦѦღi∂ɛн
شیطونشیطون
ĦѦღi∂ɛн

وقتی برای دیگران لقمه بزرگتر از دهانشان باشی، آنها چاره ای

وقتی برای دیگران لقمه بزرگتر از دهانشان باشی، آنها چاره ای ندارند جز آنکه "خردت" کنند، تا برایشان اندازه شوی.
پس مراقب معاشرت هایت باش ...
ساعت زندگیت را به افق آدمهای ارزان قیمت کوک نکن؛ یا خواب میمانی یا از زندگی عقب ..

مشاهده همه ی 3 نظر
ĦѦღi∂ɛн
شیطونشیطون
ĦѦღi∂ɛн

مردی که ساعت ها به عکست خیره میشود قربان صدقه

مردی که ساعت ها به عکست خیره میشود
قربان صدقه ات میرود
چشمانت را میبوسد
میان دلشوره میخندد
والله دیوانه نیست
دلتنگ شده است
تو در عکس هایت ادویل تزریق کرده ای!
که اینگونه رام میشود
که موهایت را از روی صورتت کنار میزند
که آرایشت را پاک میکند
که این جنون را گریه میکند
فریاد میکشد
بهانه ات را میگیرد
پاسخ سکوت دیوار را با فنجان میدهد
تو در عکس هایت میخندی
و بی خبری که خنده هایت...
وارث آشفته بازار شعرهای مردی هستند....
که برای تک تک لحظات بودنت نقشه میکشد.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ĦѦღi∂ɛн
شیطونشیطون
ĦѦღi∂ɛн

نخند جانم ! نخند ! آدم دست و پای

نخند جانم !
نخند !
آدم دست و پای دلش ...
میان چال گونه ات می شکند...
تو نخند...
می ترسم نقاش ها لبخندت را ...
نقاشی کنند...
عکاس ها لبخندت را ثبت کنند...
شاعرها از لبخندت غزل بگویند...
نویسنده ها کتابت کنند...
بعد منِ دست و پا شکسته ...
چطور با یک شهر رو به رو شوم...؟
رحم کن...
یواشکی بخند ...
فقط برای من !

مشاهده همه ی 4 نظر
ĦѦღi∂ɛн
شیطونشیطون
ĦѦღi∂ɛн

و آغوش است درمانِ دلی که گاه میگیرد! پناه اخرِ

و آغوش است درمانِ دلی که گاه میگیرد!
پناه اخرِ قلبم تویی هرگاه میگیرد!

به سمت تو کجا کی باز راهی شد دلِ تنگم؟!
که از بغضِ دلم گاهی دلِ این راه میگیرد!

تو زیبایی و دلبر هم، تو را من ماه میگویم!
برای این منِ بی کس، دل آن ماه می‌گیرد؟!

ولی هرجا که میگیرد دلت ای ماهِ قلب من!
الهی من فدای تو که دل بیگاه میگیرد!

کجا باید بگردم من به سمت بویی از مویت!
که باران عطر مویت را به خود دلخواه میگیرد!

بغل کن چون جهان دیگر برایم جای امنی نیست!
و آغوش است درمانِ دلی که گاه میگیرد ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ĦѦღi∂ɛн
شیطونشیطون
ĦѦღi∂ɛн

برایم آرزوی خواب های رنگی نکن سیاه سفید هم

برایم آرزوی
خواب های رنگی نکن
سیاه سفید هم باشد به دیده منت
فقط تو را ببینم
تو را ببوسم
تو را نفس بکشم

مشاهده همه ی 2 نظر