افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
لحظه  بروز رسانی 
حمید
حمید

برد شیرین تیم ملی فوتبال برابر تیم ملی مراکش مبارک

مشاهده همه ی 2 نظر
حمید
حمید

دوستت دارم ولی میترسم عنوانش کنم
قصد دارم تا ابد چون راز پنهانش کنم

نذر کردم گر گذر از کوچه قلبم کنی
رد پایت را ببوسم جان به قربانش کنم

یا اگر حتی به خوابم سرزده ره گم کنی
سد راهت میشوم تا بوسه مهمانش کنم

کوچه را مامور کردم تا بماند دیده بان
وعده دادم گر بیایی من چراغانش کنم

جغد شوم قصه را گفتم رَود از خانه ام
جای آن بلبل بیاید تا غزل خوانش کنم

بی وفایی می کند بیداد یابم باوفا
چون در آغوشش بگیرم سخت زندانش کنم

اوشودسنگ صبوری برمن سنگ صبور
مو به مو گویم سخن محرم به اسرارش کنم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حمید
حمید
WEBPAGE_۲۰۱۸۰۵۲۱_۱۰۰۲۲۴.jpg

سلامی چو بوی خوش آشنایی
بدان مردم دیده ی روشنایی

مشاهده همه ی 2 نظر
حمید
حمید
WEBPAGE_۲۰۱۷۰۷۰۳_۲۲۴۹۲۷.jpg

مولوی

مشاهده همه ی 5 نظر
حمید
حمید

بنمای رُخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قندِ فراوانم آرزوست

ای آفتاب حُسن بُرون آ دَمی زِ اَبر
کان چهره ی مُشعشع تابانم آرزوست

بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز
باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست

گفتی زِ ناز بیش مَرنجان مرا بُرو
آن گفتنت که بیش مَرنجانم آرزوست

وآن دَفع گفتنت که بُرو شَه به خانه نیست
وآن ناز و باز و تُندی دَربانم آرزوست

در دست هر کی هست زِ خوبی قراضه​هاست
آن معدن مَلاحت و آن کانم آرزوست

این نان و آب چرخ چو سیل​ است بی​وفا
من ماهیم نهنگم عَمانم آرزوست

یعقوب وار وا اسفاها هَمی​ زَنَم
دیدار خوبِ یوسفِ کنعانم آرزوست

والله که شهر بی​تو مرا حَبس می​شود
آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست

زِین هَمرهان سُست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دَستانم آرزوست

جانم مَلول گشت زِ فرعون و ظلم او
آن نور روی موسی عمرانم آرزوست

زِین خلق پُرشکایت گریان شدم مَلول
آن​های هوی و نَعره مَستانم آرزوست

گویاترم زِ بُلبل اما زِ رَشک عام
مُهرست بر دهانم و اَفغانم آرزوست

دِی شیخ با چراغ هَمی​گشت گردِ شهر
کَز دیو و دَد مَلولم و انسانم آرزوست

گفتند یافت می​نشود جُسته​ایم ما
گفت آنک یافت می​نشود آنم آرزوست

هر چند مُفلسم نپذیرم عقیق خُرد
کان عقیق نادر ارزانم آرزوست

پنهان زِ دیده​ها و همه دیده​ها از اوست
آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست

خود کار من گذشت زِ هر آرزو و آز
از کان و از مکان پِی اَرکانم آرزوست

گوشم شنید قصه ایمان و مَست شد
کُو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست

یک دست جام باده و یک دست جَعدِ یار
رقصی چُنین میانه ی میدانم آرزوست

می​گوید آن رُباب که مُردم زِ انتظار
دست و کنار و زَخمه ی عثمانم آرزوست

من هم رُباب عشقم و عشقم ربابی​ست
وآن لطف​های زَخمه ی رحمانم آرزوست

باقی این غزل را ای مُطرب ظریف
زِین سان هَمی​شُمار که زِین سانم آرزوست

بنمای شمس مفخر تبریز رُو زِ شَرق
من هُدهُدم حضورِ سُلیمانم آرزوست

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حمید
حمید

مکان امن و هوای لطیف و جنس ردیف*
چو دست زاهد عاقل نمی‌رسد هی پیف؟

کباب عالی و نوشابهٔ سیاه و پیاز
زغال خوب و متاع قوی و نفس ضعیف

من این پکیج به دنیا و آخرت ندهم
اگرچه منع کنندم مدرسان شریف

فزرت کار جهان کامپلیت قمصور است
هزار بار من این جزوه کرده‌ام تألیف

بخور ز توبره و میل کن از آخور، لیک
به هوش باش و مکن بهر این و آن تعریف

به مأمنی رو و فرصت شمر غنیمت رانت
بجوی جوی تمیز و بشوی پول کثیف

در این طریقت تنهاخوری و مفت‌بری
اگر دقیق بگازی نمی‌شوی توقیف

به شرط آنکه در این بین اعتنا نکنی
به سایت‌های حریف و به حرف‌های سخیف

بیا، که دور امید است و اعتدال و فلان
فقط دقیق بگو کی می‌آوری تشریف


به خنده گفت که آتش زدم به مالم ها
ببین که تا به چه حدّم همی‌دهد تخفیف

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*در بعض نسخ هوای ردیف و جنس لطیف مضبوط است

مشاهده همه ی 1 نظر
حمید
حمید
۲۰۱۷-۰۵-۲۶-۰۳-۱۱-۳۱--1647750094.jpeg

حال من خوبست اما با تو بهتر میشوم

مشاهده همه ی 6 نظر
حمید
حمید

هر چنـد نداری تو ز احـساس نشـانی
من عـاشـق لبــخند توام، گـــرچه ندانی

مـغرور و بداخــلاق بــشو با هـــمه امّا
«با من بهْ ازین باش که با خلق جهانی»
 

مشاهده همه ی 1 نظر
حمید
حمید

چرخی بزن و رقص کنان شور به پا کن
خورشید منی ولوله کن  نور به پا کن

صبح است بیا تا غزل عشق بخوانیم
معشوق و لب و باده و ماهور به پا کن.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حمید
حمید

منم زخمی ترین عاشق،تویی تنها پرستارم
به شوق با تو بودن ها تمام عمر بیمارم

برای عشق شیرینت بریدم از همه عالم 
به جز تو از همه وابستگی ها سخت بیزارم 

سراپا شور وخواهش می شوم وقتی که می بینم 
تب تند نگاهت را به وقت وگاه دیدارم 

شکوه هیبت اسطوره های قرن پیشینی 
ومن آن عکس افسرده که گاهی روی دیوارم

از این بیگانه بودن ها رهایم کن که می دانم
تو هم عاشق ترینی و نداری قصد آزارم

کنارم باش و دنیا را به خوابی خوش تو دعوت کن 
حسادت می کند خورشید هم ،وقتی تو را دارم..

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید