لحظه  بروز رسانی 
MEHREGAN
ناراحتناراحت
MEHREGAN

منم مشتاق دیدار نگاه مست جادویت بدون بال می آیم

منم مشتاق دیدار نگاه مست جادویت بدون بال می آیم

منم مشتاق دیدار نگاه مست جادویت
بدون بال می آیم.. میان هر دو بازویت

چه شرمی در نگاهت بود آن وقتی که میبوسید
لب خشک مرا..لبهای تبدار غزل گویت

هنوز آن کوچه دلتنگ صدای خنده های توست
لبت پر خنده کن تا دل.. رسانم بر سر کویت

لبان بسته را وا کن. تمام راز افشا کن
تمام شهر در گیر سکوت پر هیاهویت

شدم اهل خیابانت همه شبهای تنهایی
ببویم کاش یک لحظه از آن گلهای شب بویت

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
MEHREGAN
ناراحتناراحت
MEHREGAN

بخند ممنوع من که با هر بوسه، هزار تازیانه می‌نویسند

بخند ممنوع من که با هر بوسه، هزار تازیانه می‌نویسند

بخند ممنوع من
که با هر بوسه، هزار تازیانه می‌نویسند
فرشتگانِ شانه‌ها
که هیچ دستی آن ها را لمس نکرده‌است
فرشتگان حسود
همه چیز را خواهند نوشت

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
MEHREGAN
ناراحتناراحت
MEHREGAN

عطر رازقیِ آغوشت را در آغوشم جا بگذار. بگذار

عطر رازقیِ آغوشت را در آغوشم جا بگذار. بگذار

عطر رازقیِ آغوشت را
در آغوشم جا بگذار....
بگذار حواسِ تک تک آدمهای شهر را
در این هوای دو نفره
پرت تمام دوستت دارمهایی کنم
که با ضربان قلبم
در آغوشت بغل بغل عاشقانه خلاصه می شوند
و در لحظه لحظه ی طنینِ نبضِ احساسم
آهنگ قلبم برایت ضرب به ضــرب
دیوانه وار دوستت دارم می شود..

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
MEHREGAN
ناراحتناراحت
MEHREGAN

تا از تو جدا شده ست آغوش مــرا از گریه

تا از تو جدا شده ست آغوش مــرا از گریه

تا از تو جدا شده ست آغوش مــرا
از گریه کسی ندیده خاموش مرا

در جان و دل و دید فراموش نه ای
از بهر خـدا مکن فراموش مرا


اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
MEHREGAN
ناراحتناراحت
MEHREGAN

من بر خلاف مردم هر وقت شمال می

من بر خلاف مردم هر وقت شمال می

من بر خلاف مردم

هر وقت شمال می روم غمم می گیرد

دست خودم نیست خوشحال نمی شوم

هی به این فکر می کنم

یک نفر آن جا آن قدر

انتظار معشوقه اش را کشیده که این همه

زیر پایش علف سبز شده

مگر این حجم انتظار

شادمانی دارد؟


| رسول ادهمی |

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ALIREZA
خوشحالخوشحال
ALIREZA

حسودی‌ام می‌شود به لباس‌هایت که هر روز تو

حسودی‌ام می‌شود به لباس‌هایت

که هر روز تو را در آغوش می‌گیرند

حسودی‌ام می‌شود به بالِشَت

که هر شب سرت را

روی سینه‌اش می‌گذاری

حسودی‌ام می‌شود..7

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ALIREZA
خوشحالخوشحال
ALIREZA

#زبان_عشق این فصل آخـــر اســــت ، زمــان عادلانــه نیـســـت

#زبان_عشق این فصل آخـــر اســــت ، زمــان عادلانــه نیـســـت


این فصل آخـــر اســــت ، زمــان عادلانــه نیـســـت

فصـل شڪـفتن اســت، تـــوان جـــوانـــه نیـســـت

هی تیــر می‌ڪشد هـــمه جــایِ وجــــــــود مـــــن

عاشق شــدن گــناه مــن است و بـهــــانــه نیــــست

مجرم منم؛! بزن ڪــه بیافـتـم بــه پــایــ عــشـــق

وقـتی ڪـه عـشــق در دل و جــانِ تــرانـه نیـســ

قلبم بـــجـــای ڪُـــــل جـــهــــان درد می‌ڪـــشـــد

وقـتــی دگــــر صادقــانــــه نیــســـت

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ALIREZA
خوشحالخوشحال
ALIREZA

تقصیر دلم بود که چشمان تـو

تقصیر دلم بود که چشمان تـو

تقصیر دلم بود

که چشمان تـو

را خواست

این سر به هوا

مثل خودم

عاشق دریاست

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
علی احمدی (بابک حادثه)
ناراحتناراحت
علی احمدی (بابک حادثه)

از صدای سخن عشق ،،جنون می گیرم بیخود

از صدای سخن عشق ،،جنون می گیرم بیخود

از صدای سخن عشق ،،جنون می گیرم

بیخود از خود شده ،آتش زِ درون می گیرم



بر سر کوی نگارم روم و از لب او

بوسه با قیمت یک کاسه خون می گیرم


بابک حادثه

گروه عاشقی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ALIREZA
خوشحالخوشحال
ALIREZA

آه، ای شباهت دور! ای چشم های مغرور !

آه، ای شباهت دور! ای چشم های مغرور !

آه، ای شباهت دور!
ای چشم های مغرور !
این روزها که جرأت دیوانگی کم است
بگذار باز هم به تو برگردم !
بگذار دست کم
گاهی تو را به خواب ببینم!
بگذار در خیال تو باشم!
بگذار ...
بگذریم!
این روزها
خیلی برای گریه دلم تنگ است !

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید