لحظه  بروز رسانی 
هلیا
عاشقعاشق
هلیا

کودکان گل فروش را می بینی !؟

دیگر زمین بوی زندگی نمی دهد

کودکان گل فروش را می بینی !؟
مردان خانه به دوش
دخترکان تن فروش
مادران سیاه پوش
کاسبان دین فروش
محرابهای فرش پوش
زبانهای عشق فروش
انسانهای آدم فروش
همه را می بینی …. ؟!

می خواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم
دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد … !!!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
هلیا
عاشقعاشق
هلیا

مهربانم تو بگو بعد از تو از

مهربانم تو بگو...

مهربانم تو بگو بعد از تو از کدام دریچه، آسمان را به تماشا بنشینم؟
و با کدام واژه عشق را معنا کنم!!!

بازگرد
که با تو زندگی رنگ و بوی دگر دارد
باور کن من هنوز هم به قداست چشمان تو ایمان دارم…

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
هلیا
عاشقعاشق
هلیا

پس به افتخار اینکه تا چند لحظه دیگه کاربر فعال میشم

پس به افتخار اینکه تا چند لحظه دیگه کاربر فعال میشم




این گلا تقدیم به همه...........
{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}


بزن کف قشنگرو

{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}

مشاهده همه ی 10 نظر
هلیا
عاشقعاشق
هلیا

لعنت به من چه ساده دل سپردم

لعنت به من چه ساده دل سپردم

لعنت به من چه ساده دل سپردم
لعنت به من، اگر واسش می مردم
دست من و گرفته و بعد ولم کرد
لعنت به اون کسی که عاشقم کرد
******
یکی بگه که ماه من کی بوده
مسبب گناه من کی بوده
سهم من از نگاه تو همین بود
عشق تو بدترین قسمت بهترین بود
******

تو دل باد من و عاشقم کرد
بین زمون و آسمون ولم کرد
یکی بگه چه جوری شد که این شد
سهم تو آسمون و من زمین شد
******
لعنت به من چه ساده دل سپردم
لعنت به من، اگر واسش می مردم
دست من و گرفته و بعد ولم کرد
لعنت به اون کسی که عاشقم کرد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
هلیا
عاشقعاشق
هلیا

کسی میدونه کاربر فعال چه امتیازی باید داشته باشه؟

کسی میدونه کاربر فعال چه امتیازی باید داشته باشه؟



{-26-}{-26-}{-26-}{-26-}{-26-}{-26-}{-26-}{-26-}{-26-}{-26-}{-26-}

مشاهده همه ی 7 نظر
هلیا
عاشقعاشق
هلیا

سر به هوا نیستــــم امــــا همیشـــــه چشــــم به آسمان

سر به هوا نیستــــم


امــــا
همیشـــــه چشــــم به آسمان دارم
حال عجیبـــی ست
دیدن ِ همان آسمان که
شاید "تـــــو"
دقایقی پیش
به آن نگاه کـــرده ای…!!!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
هلیا
عاشقعاشق
هلیا

دلم برایت تنگ می شود گرچه اینجا

دلم برایت تنگ می شود

دلم برایت تنگ می شود
گرچه اینجا نیستی
هر جا می روم
یا هر کار می کنم
صورت تو را در خیال می بینم
و دلم برایت تنگ می شود
دلم برای همه چیز گفتن با تو تنگ می شود
دلم برای همه چیز نشان دادن به تو تنگ می شود
دلم برای چشم هایمان تنگ می شود که
پنهانی به هم دل می دادند
دلم برای نوازشت تنگ می شود
دلم برای هیجانی که با هم داشتیم تنگ می شود
دلم برای همه چیزهایی که با هم سهیم بودیم تنگ می شود

دلتنگی برای تو را دوست ندارم
احساس سرد و تنهایی است
کاش می توانستم با تو باشم
همین حالا
تا گرمای عشق ما
برف های زمستان را آب کند
اما چون نمی توانم
همین حالا با تو باشم
ناچارم به رویای زمانی که
دوباره با هم خواهیم بود
قانع باشم.
همیشه با تو

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
هلیا
عاشقعاشق
هلیا

از نردبان ِ موهایت که پایین می

ایستگاه اول قلب تو

از نردبان ِ موهایت که پایین می آیم،
در حیاط خلوت شانه هات …
مهمانم کن به نوشیدن ِ یک فنجان
لبریز از شراب سرخ  لبت !
و راهی ام کن …
راه ِ زیادی نمانده
مقصد بعدی:
" ایستگاه  اول  قلب  تو"

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید