لحظه  بروز رسانی 
حسام
مهربونمهربون
حسام

تا بداند که شب ما به چه سان می‌گذرد غم

تا بداند که شب ما به چه سان می‌گذرد
غم عشقش‌ده‌ و عشقش‌ده‌ و بسیارش ده

"مولانا"

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حسام
مهربونمهربون
حسام

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن ، در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است . (دکتر علی شریعتی)

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حسام
مهربونمهربون
حسام

سبقت از سایه ها به بیشتر دویدن نیست … به

سبقت از سایه ها به بیشتر دویدن نیست …
به سوی نور که باشی
سایه ها در پس تو اند.
حتی آنگاه که ایستاده ای …

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حسام
مهربونمهربون
حسام

از بادها خسته ام ازدریا دلم گرفته همچون

از بادها خسته ام
ازدریا
دلم گرفته
همچون قایقی
که بر دستِ آب مانده
نمی دانم
کجای جهان
آرام
خواهم گرفت

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حسام
مهربونمهربون
حسام

میخواهم بگویم فقر همه جا سر میکشد.فقر گرسنگی نیست،عریانی هم نیست.فقر

میخواهم بگویم فقر همه جا سر میکشد.فقر گرسنگی نیست،عریانی هم نیست.فقر چیزی را نداشتن است ولی آن چیز پول نیست،طلا و غذا نیست.فقر همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروشی مینشیند.فقر تیغه های برنده ی ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خرد میکند.فقر کتیبه ی 3000 ساله ایست که روی آن یادگاری نوشته اند. فقر پوست موزی است که از پنجره ی یک اتومبیل به خیابان انداخته می شود. فقر همه جا سر می کشد. فقر شب را بی غذا سر کردن نیست. فقر روز را بی اندیشه سر کردن است.

مشاهده همه ی 3 نظر