به گروه خودتون خوش اومدید..


❤️✨زندگی حکایت
قدیمی کوهستان است


صدا میکنی و میشنوی

❤️✨پس به نیکی صدا کن


تا به نیکی


به تو پاسخ دهد...!!!

بروز رسانی 
فاطمه پیمان
آروم و عادیآروم و عادی
فاطمه پیمان

ببار ای باران که دل کویری ام

ببار ای باران
که دل کویری ام
تشنه قطره ای از باران عشق است
ببار ای باران پاک
بر قلب غبارآلودم که ترا می طلبد
می خواهم بدون چتری
در زیر باران قدم زنم
و هم نوا با موسیقی قطرات باران سرود از نو شدن سر دهم
و انگاه با نگاهی خیس از قطرات زیبای بارانی
به زندگی لبخند زنم
همانگونه که زمین با بارش آن به وجد می اید
و روح زندگی را در کالبد تمام خسته دلان رهگذر می دمد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
kajal
kajal

ترس یعنی: باران بیاید من و تو زیر یک

ترس یعنی:
باران بیاید
من و تو زیر یک چتر باشیم
من با تو حرف بزنم
تو نگاهم کنی
بعد، باران که بایستد
تو را از آغوشم شسته باشد
ترس یعنی
تو فقط خیال باشی!

👤شیما_سبحانی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
kajal
kajal

عشق اگر عشق باشد پايش برسد جان

عشق اگر عشق باشد
پايش برسد
جان هم بايد در راهش داد
چه برسد غروركه مفت هم نمی ارزد...

👤عادل دانتيسم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
❤_❤
❤_❤

جز عشق نبود هیچ دمساز مرا نی اول و

جز عشق نبود هیچ دمساز مرا نی اول و

جز عشق نبود هیچ دمساز مرا
نی اول و نی آخر و آغاز مرا...


❀✦•┈┈❁مولانای جان❁┈┈•✦❀

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
فرهاد - عاشقانه ی آرام
فرهاد - عاشقانه ی آرام

The authentic question is "who am I?" And the

The authentic question is "who am I?"
And the only way to know is to be silent .
Be ...... . be aware . watch your thoughts and let them disappear
One day . you will find all has become silent …. Not even a murmur of thought.
Every thing has stopped as if time has stopped . and suddenly you are awake from a long dream from a nightmare.
پرسش کلیدی این است :
" من کیستم ؟ "
وتنها راه دریافت پاسخ آنست که :
سکوت پیشه کنی ، هوشیار باشی وآگاه
افکارت را بنگری وبگذاری که بگذرند
روزی در خواهی یافت که سکوت حاکم گشته و حتی نجوایی از فکر به گوش نمی رسی
همه چیز ساکن شده ، گویی زمان از حرکت باز ایستاده است .
وناگهان از خوابی چندین ساله بر می خیزی .
از چنگال کابوس رهایی یافته ای .
بشنو از این خموش/ شری راجنیش اوشو/ عبالعلی براتی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
فرهاد - عاشقانه ی آرام
فرهاد - عاشقانه ی آرام

The authentic question is "who am I?" And the

The authentic question is "who am I?"
And the only way to know is to be silent .
Be ...... . be aware . watch your thoughts and let them disappear
One day . you will find all has become silent …. Not even a murmur of thought.
Every thing has stopped as if time has stopped . and suddenly you are awake from a long dream from a nightmare.
پرسش کلیدی این است :
" من کیستم ؟ "
وتنها راه دریافت پاسخ آنست که :
سکوت پیشه کنی ، هوشیار باشی وآگاه
افکارت را بنگری وبگذاری که بگذرند
روزی در خواهی یافت که سکوت حاکم گشته و حتی نجوایی از فکر به گوش نمی رسی
همه چیز ساکن شده ، گویی زمان از حرکت باز ایستاده است .
وناگهان از خوابی چندین ساله بر می خیزی .
از چنگال کابوس رهایی یافته ای .
بشنو از این خموش/ شری راجنیش اوشو/ عبالعلی براتی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
❤_❤
❤_❤

🍃🌺🌺🌼🌼🌺🌺🍃 زن بودن بزرگی روح می خواهد! زنانگی

🍃🌺🌺🌼🌼🌺🌺🍃 زن بودن بزرگی روح می خواهد! زنانگی

🍃🌺🌺🌼🌼🌺🌺🍃
زن بودن
بزرگی روح می خواهد!
زنانگی یعنی دوست داشتن همه ی تو
از دور ... دور دور ... خیلی دور ...❤️✨

🍃🌺🌺🌼🌼🌺🌺🍃

مشاهده همه ی 5 نظر
❤_❤
❤_❤

🌼🍃🌺🌺🌼🌼🌺🌺🍃🌼 ❤یک جور دوستت دارم❤

🌼🍃🌺🌺🌼🌼🌺🌺🍃🌼 ❤یک جور دوستت دارم❤

🌼🍃🌺🌺🌼🌼🌺🌺🍃🌼
❤یک جور دوستت دارم❤

❤که بودنت را با هیچ کس عوض نمی کنم❤

🌼🍃🌺🌺🌼🌼🌺🌺🍃🌼

مشاهده همه ی 3 نظر
فرهاد - عاشقانه ی آرام
فرهاد - عاشقانه ی آرام

مگر مهم است چقدر در جیبم دارم ؟

مگر مهم است چقدر در جیبم دارم ؟

تنها همینقدر که دستهایم در جیبم احساس بی کسی نکنند کافیست

پرنده ِ مهاجر داریوش باشد یا دیوار سنگی ِ گوگوش

همینکه در گوشم بهانه ای برای نشنیدن دیگران است آرامم میکند

قدم میزنم بی منت چشم هایی که لباس هایم را تحویل میگیرند یا نه

آزادم ... آزاد ... نه در قامت یک پرنده ... که در اوج انسان بودن و درگیری هایش آزادم

خاطراتم برای دیروز و آینده نگری ها برای فردا ...

امروز را در امروز نفس بکش

اصلا روی همین خط عابر پیاده زندگی کن .

آنقدر درکش کن که مهم نباشد برای دیگران خنده داری یا نه

حفظ آبرو باشد برای هر کس که تاییدش را از چشم دیگران گدایی میکند ...

آسمانت را با هیچ کس قسمت نکن

حتی نگذار بادبادک حسابت کنند

بادبادک تنها همان قدر از آسمان سهم میبرد که نخش به او اجازه دهد

اما خود را با خیال در زمین نبودن آرام میکند

نگذار هیچ نخی به تو وصل باشد

نخ ها تنها لایق عروسک های خیمه شب بازی هست و بس

درد دارد روزی بفهمی تمام حرکاتی که از تو سر می زند بابت تفکریست

که اکثریت به ذهنت القا کرده است

اسارت به میله های دورت نیست ... به حصار های دور تفکرت هست

تو تا وقتی محدود میشودی که از درونت محدود شدنی باشی

همه ی این حرف ها را هم کنار بگذار ...

دست خودت را بگیر و بی خیال تمام آنها که دو به دو قدم میزنند ، به دنیا سرک بکش

این روز ها شب نمی شوند که دوباره روز شوند

این روز ها را صرف کن ... از هر لحظه اش زندگی بیرون بکش
آنقدر که جانی برایش نماند و شب شود
تمام دغدغه های فلسفی ات را چند دقیقه گل بگیر

حتی بگذر از سوال همیشگی که خدا وجود دارد یا نه

تمام اعتقاداتت را چند لحظه کنار بگذر و ... زندگی کن

آزاد از هر اعتقادی ... که تو را محکوم به باید و نباید میکند

همان چند لحظه کافیست ... تا تنهاییت را بی ارزش نبینی

که درک کنی درد هایت به تو اصالت دارند

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید