لحظه  بروز رسانی 
حسین بهرامی
عاشقعاشق
حسین بهرامی

الهی.گاهی تمام تمنای من از نگاه همیشگی تو این میشود.که چه

الهی...

گاهی تمام تمنای من از نگاه همیشگی تو این میشود....

که چه خوب میشد که من آنقدر بزرگ بودم...

که لحظه ای حس میکردم..

هجوم  ثانیه های آرامشت را...

و چه میشد..

اگر من بزرگتر بودم

و احساسم غرق در خروش لبخندهای اجابت تو...

و چه زیباتر بود اگر...

من دیگر من نبودم...

و تو تمام من میشدی..

تمام تمام من!!

و من با تو معنی میشدم...

ای معنای تمام عشق های جاویدان....

و ای طراوت آرامش شبهای بارانی مناجات های دستو پاشکسته ام...!!

دوستت دارم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حسین بهرامی
عاشقعاشق
حسین بهرامی

زندگی از سه جزء تشکیل شده استآنچه بوده آنچه هست و آنچه خواهد

زندگی از سه جزء تشکیل شده است

آنچه بوده

 آنچه هست

 و آنچه خواهد بود.

بیائید تا از گذشته برای حال استفاده کنیم و در حال چنان زندگی کنیم که زندگی آینده بهتر باشد.

شکل دادن به زندگی وظیفه‌ی خودمان است به صورتی که آن‌را بسازیم، این بازسازی مایه‌ی زیبایی و یا مایه‌ی شرمساری ما می‌شود.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حسین بهرامی
عاشقعاشق
حسین بهرامی

ای بلند مرتبه مهربان ناتوانم تنها به نگاهت به وجودت به

ای بلند مرتبه مهربان

ناتوانم تنها به نگاهت به وجودت به حضورت در زندگانیم محتاجم

خدایا قلبم را برای رسیدن به خودت به نهایت پاکی‌ها منور بگردان

و مرا در روز موعود در ردیف پاکان قرار ده

سپاس از اینکه به روزهای تاریکم روشنی و رنگ؛رنگی به سلیقه خودت پاشیدی

خدایم برای بودنت در زندگانیم سپاسگذارم خیلی زیــــــاد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حسین بهرامی
عاشقعاشق
حسین بهرامی

هرگز نباید مایوس و دلسرد شوید، خداوند مهربان و بخشنده است،

هرگز نباید مایوس و دلسرد شوید، خداوند مهربان و بخشنده است،

او به شما بهترین هدیه را عطا کرده است.

لبخند، که می‌تواند میلیونها نفر را شاد سازد.

مهربانی را از طریق صورت، چشمان و لبخندتان و گرمی سلامتان نشان دهید،

باید یک لبخند شاد داشته باشید،

تنها دقت و توجه خود را نشان ندهید،

عواطف و احساسات خود را به هم نشان دهید.

مشاهده همه ی 2 نظر
حسین بهرامی
عاشقعاشق
حسین بهرامی

مرد جوانی از سقراط رمز موفقیت را پرسید که چیست. سقراط

مرد جوانی از سقراط رمز موفقیت را پرسید که چیست. سقراط به مرد جوان گفت که صبح روز بعد به نزدیکی رودخانه بیاید. 
هر دو حاضر شدند. سقراط از مرد جوان خواست که همراه او وارد رودخانه شود. وقتی وارد رودخانه شدند و آب به زیر گردنشان رسید سقراط با زیر آب بردن سر مرد جوان، او را شگفت زده کرد.
مرد تلاش می کرد تا خود را رها کند اما سقراط قوی تر بود و او را تا زمانی که رنگ صورتش کبود شد محکم نگاه داشت. سقراط سر مرد جوان را از آب خارج کرد و اولین کاری که مرد جوان انجام داد کشیدن یک نفس عمیق بود.
سقراط از او پرسید، " در آن وضعیت تنها چیزی که می خواستی چه بود؟" پسر جواب داد: "هوا"
سقراط گفت:" این راز موفقیت است! اگر همانطور که هوا را می خواستی در جستجوی موفقیت هم باشی، بدستش خواهی آورد" رمز دیگری وجود ندارد.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید