لحظه  بروز رسانی 
محمد ahvazi
آروم و عادیآروم و عادی
محمد ahvazi

شنیدم مصرعی شیوا , که شیرین بود مضمونش! منم مجنون

شنیدم مصرعی شیوا , که شیرین بود مضمونش!
منم مجنون آن لیلا که صد لیلاست مجنونش!
غم عشق تو را نازم، چنان در سینه رخت افکند؛
که غم های دگر را کرد از این خانه بیرونش

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Mehdi
ناراحتناراحت
Mehdi

همراه ابراهیم با موتور از مسیری تقریباً دور به سمت خونه

همراه ابراهیم با موتور از مسیری تقریباً دور به سمت خونه

همراه ابراهیم با موتور از مسیری تقریباً دور به سمت خونه بر می‌گشتیم، پیرمردی که به همراه خانواده‌اش در سر یک خیابان ایستاده بود، جلوی ما دست تکان داد و من ایستادم.

آدرس جائی رو سؤال کرد و بعد از شنیدن جواب شروع کرد از مشکلات خودش گفتن، به قیافه‌اش نمی‌آمد که معتاد یا گدا باشد. ابراهیم هم پیاده شد و مرتب جیب‌های شلوارش رو گشت ولی چیزی نداشت.

به من گفت: "امیر چیزی همرات داری؟"، من هم جیب‌هایم رو گشتم ولی به طور اتفاقی هیچ پولی همراهمان نبود.

ابراهیم گفت:"تو رو خدا یه بار دیگه بگرد ببین چیزی نداری؟" باز هم گشتم ولی چیزی همرام نبود.

از آن پیرمرد عذرخواهی کردیم و به راهمان ادامه دادیم. بین راه از آینه موتور دیدم ابراهیم دارد اشک می‌ریزه. هوا هم سرد نبود که به این خاطر آب از چشماش جاری بشه، برای همین اومدم کنار خیابون و با تعجب گفتم:" ابرام جون، داری گریه می‌کنی؟"

صورتش رو پاک کرد و گفت: "ما نتونستیم به یه آدم که محتاج بود کمک کنیم".

گفتم: "خُب پول نداشتیم، این که گناه نداره".

گفت:"می‌دونم ولی دلم خیلی براش سوخت، توفیق نداشتیم کمکش کنیم".

کمی مکث کردم و چیزی نگفتم و به راهمان ادامه دادیم. بین راه خیلی به حال و روز ابراهیم غبطه می‌خوردم. فردای آن روز وقتی ابراهیم را دیدم گفت:"دیگه هیچوقت بدون پول از خونه بیرون نمیام تا شبیه ماجرای دیروز تکرار نشه".

بعدها وقتی به کارها و اخلاق ابراهیم فکر می‌کردم یاد سخن امام صادق (ع) افتادم که می‌فرماید:

« سعی کردن در برآوردن حاجت مسلمان بهتر از هفتاد بار طواف دور خانه خداست و باعث در امان بودن در قیامت می شود » بحار ج 74 ص 318

پ.ن: سلام بر ابراهیم از مرز یک میلیون نسخه گذر کرد {-w4-}



مشاهده همه ی 48 نظر
Mehdi
ناراحتناراحت
Mehdi

خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز آسمان

خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز آسمان

خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم. با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم. آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم، محو عالم بی نهایت شوم . از مرزهای علم وجود در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چیزی را احساس نکنم



مشاهده همه ی 18 نظر
Mehdi
ناراحتناراحت
Mehdi

میخواهم به یاد من باشی اگر تو به یاد من

میخواهم به یاد من باشی اگر تو به یاد من

میخواهم به یاد من باشی
اگر تو به یاد من باشی،
عین خیالم نیست که همه فراموشم کنند ...


📓 کافکا در کرانه
🏻

نظرات برای این پست غیر فعال است
پروانه
مهربونمهربون
پروانه

کسی که دوستتان دارد، حرف‌هایش هم به شما معنای دیگری

کسی که دوستتان دارد،
حرف‌هایش هم به شما معنای دیگری دارد..
مثلا زمانی که ناراحت و دلگیر است، شب بخیری که به دیگران می‌گوید برای خوابیدن است. اما شب بخیری که به شما می‌گوید، برای تا صبح بیدار ماندن و حرف زدن.
حرف های ساده‌ کسی که دوستتان دارد
را بیشتر بفهمید...

👤 رضا باقری

مشاهده همه ی 2 نظر
ღ♥●•٠· نورا ღ♥●•٠·˙
آروم و عادیآروم و عادی
ღ♥●•٠· نورا ღ♥●•٠·˙
2

2

مشاهده همه ی 3 نظر