لحظه  بروز رسانی 
arman
مهربونمهربون
arman

این اصفهانیا خیلی بی حال هستن. هیچ وقت هیچ کدومشون

این اصفهانیا خیلی بی حال هستن.
هیچ وقت هیچ کدومشون آنلاین نیست.
وقتی هم که میان جواب نمیدن.انگار از تو گوشی کاری میشه کرد
انقدر ناز میکنن آدم لج میکنه از عضویت انصراف میده
ما که رفتیم
بای بای

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
arman
مهربونمهربون
arman

اتل متل یه مورچـــه قدم می زد تو کوچه

اتل متل یه مورچـــه قدم می زد تو کوچه

اومد یه کفش ولگرد پای اونا لگد کــــرد

مورچه ی پا شکسته راه نمی ره نشسته

پاشا با برگی بسته لنگون زنون و خسته

نمی تونه کار کنه دونه ها رو بار کنـــه

تو لونه انبـــار کنــه بچه هاشا شاد کنه

مورچه جونم تو ماهی عیب نداره سیاهی

مانند شیر شاهـــی خوب بشه پات الهی

(دوبیت آخر را میتونید با دست همراهی کنید و شاد بشید){-43-}

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
arman
مهربونمهربون
arman

شـروع هر کار خوب با نام و یاد خداست

شـروع هر کار خوب با نام و یاد خداست

همان خدای زیبـــا که داد به ما این کلاس

بارون میاد ریز ریز تو دشت پاک و تمیز

سلام من به شما شکوفه های عزیـــز

غنچه‌های قشنگــم بچه‌های زرنگــــــم

امیدوارم خوب باشید همیشه محبوب باشید

بازی کنید بخندیــــد در روی غم ببندیــــــد

تقدیم به بچه های گل فیسنما{-14-}

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
arman
مهربونمهربون
arman

می خوام یه غنچه باشم میون باغچه باشم

می خوام یه غنچه باشم میون باغچه باشم

برگامو هی وابکنم،ببندم،وقتی که آفتاب می تابه بخندم

برم به مهمونی شاپرک ها،

قصه بگم برای کفشدوزک ها

(غنچه اسیر خاکه منتظرآفتابه وقتی که تشنه باشه،توآرزوی آبه)



می خوام یه ماهی باشم توآب آبی باشم

پیرهن سرخ پولکی بپوشم،ازآب پاک چشمه ها بنوشم

باله هامو،وابکنم ،ببندم شناکنم شادی کنم بخندم

(ماهی فقط توآبه،توحوض ورود ودریاست شایدکه ازصبح تاشب توفکردشت وصحراست)



می خوام یه بره باشم میون گلّه باشم

همیشه باشم توی دشت وصحرا بدوبدوکنم توی صخره ها

بازی کنم توصحراها بچرم ازاین تپّه به اون تپّه بپّرم

(بره دلش می ریزه ،چون که خوراک گرگه برای گرگ بدجنس یه لقمه ی بزرگه!)



می خوام یه گرگ باشم ،خیلی بزرگ باشم

شب که می شه حمله کنم به گله!بگیرم یک دو سه تا بره!(محکم بگویید)

بگم منم گرگ سیاه صحرا،بترسن ازمن همه ی بره ها

(گرگه که دل سیاهه ،هیچ کس دوستش نداره،توآسمون آبی نداره یه ستاره)

چه خوب چه خوب!نه ماهی ام نه غنچه نه گرگم ونه بره!



منم منم یه بچه!

می خوام کتاب قصه مو بخونم همین جا پیش مادرم بمونم!

مشاهده همه ی 9 نظر
arman
مهربونمهربون
arman

😉 هر کس دوست داشت میتونه لایک کنه

😉 هر کس دوست داشت میتونه لایک کنه

😉 هر کس دوست داشت میتونه لایک کنه

مشاهده همه ی 12 نظر
arman
مهربونمهربون
arman

پیامک زد شبی لیلی به مجنون که هر

پیامک زد شبی لیلی به مجنون

که هر وقت آمدی از خانه بیرون

بیاور مدرک تحصیلی ات را

گواهی نامه ی پی اچ دی ات را

پدر باید ببیند دکترایت

زمانه بد شده جانم فدایت

دعا کن …

دعا کن مدرکت جعلی نباشد

زدانشگاه هاوایی نباشد

وگرنه وای بر احوالت ای مرد

که بابایم بگیرد حالت ای مرد

چو مجنون این پیامک خواند وارفت

به سوی دشت و صحرا کله پا رفت

اس ام اس زد ز آنجا سوی لیلی

که می خواهم تورا قد تریلی

دلم در دام عشقت بی قرار است

ولیکن مدرکم بی اعتبار است

شده از فاکسفورد این دکترا فاکس

مقصر است در این ماجرا فاکس

چه سنگین است بار این جدایی

امان از دست این مدرک گرایی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
arman
مهربونمهربون
arman

گفته بودم که تو را می خواهم آری،آری،

گفته بودم که تو را می خواهم

آری،آری، به خـدا می خواهــم

عاشقــم،جرم من این است فـقط

ذره ای مهر و وفا می خـواهـم

آن قدَر خوشــگل و خوش اطواری
که یکی نه ، دو سه تا می خواهم!

چشــم نامحرم اگــر دید تو را

چشمش از کاسه جدا می خواهــم

کاش یــک ذره تـپل تر بــودی

تا بگویم که چرا می خواهـم؟!

بنده از جنـس بـشر بـــیزارم

بلکه یک مرغ دو پا می خواهم!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
arman
مهربونمهربون
arman

دخترکی نو گل باغ شباب شد زن یک

دخترکی نو گل باغ شباب

شد زن یک مرد مقدس مآب

مومنی از شخص علی شیعه تر

یک خر کامل، نه، که رحمت به خر

کرده فرو شست به سوراخ دین

مته به خشخاش ولاالضالین



در شب حجله عوض بوس و ناز

رفت به یک گوشه و شد در نماز



بعد دو ساعت خم و دولا شدن

پشتک و وارو زدن و تا شدن

دست به تسبیح شد و در دعا

ذکر و مناجات و خدایا خدا



بعد دعا آمد و بنشست او

لیک نه پهلوش، که در روبرو

گفتگو آغاز شد از هر دو سو

دخترک از پیچش مو، او ز مو (1)

دخترک از عشق سخن ساز کرد

مرد در توبه بر او باز کرد

دخترک از گرمی احساس خویش

مردکه از غاشیه و مار و نیش

این یکی از یاس گل سرنوشت

آن یکی از حوری و جوی بهشت

این یکی از گیسوی چون ریسمان

آن دگری بافت به هم آسمان

این یک از آداب زفاف و نکاح

آن یک از ادعیه ی در مستراح

این ز هم آغوشی روی تشک

آن یکی از مسئله ی سهو و شک

این یکی از بوسه و حس شروع

آن دگری هی ز اصول و فروع

این یکی از سینه ی همچون هلو

آن یکی از غسل بدل از وضو

این یکی از قامت دلجوی یار

آن یکی از جبر و یا اختیار

دختره در غمزه و ناز و کشش

مرد پی شک سه و پنج و شش

دختره در ولوله و التهاب

آن دگری هی به سوال و جواب



تا که از آن وضع غلاظ و شداد

دختره طاقت ز کف خویش داد

گفت که : تو شوی منی بی شعور؟

یا چو نکیر آمده ای توی گور

محکمه ی مسلم و گبر است این

یا که شب اول قبر است این

خانه ی ما مدرسه انگاشتی

حجله ی ما حجره تو پنداشتی

خیز و طلاقم ده و راحت بگیر

بعد برو پاک و مجرد بمیر


هالو

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید