لحظه  بروز رسانی 
سید جواد حسن رضوی
خوشحالخوشحال
سید جواد حسن رضوی

به نَوبهاران بِسْتای ابرِ گِریان را که از گِریستنِ اوست

به نَوبهاران بِسْتای ابرِ گِریان را که از گِریستنِ اوست

به نَوبهاران بِسْتای ابرِ گِریان را
که از گِریستنِ اوست این زمین خندان

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سید جواد حسن رضوی
خوشحالخوشحال
سید جواد حسن رضوی

"مردی را زنی بود، و در کارِ عشقِ وَی نیک رفته

"مردی را زنی بود، و در کارِ عشقِ وَی نیک رفته

"مردی را زنی بود، و در کارِ عشقِ وَی نیک رفته بود. و آن زن را سپیدی‌ای در چشم بود، و مرد از فرطِ محبّت از آن عیب بی‌خبر بود.
تا روزی که عشقِ وَی رُوی در نقصان نهاد. گفت: این سپیدی در چشمِ تو کَی پدید آمد؟
زن گفت: آنگه که کمالِ عشقِ تو را نقصان آمد!"

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سید جواد حسن رضوی
خوشحالخوشحال
سید جواد حسن رضوی

بر رُخِ هر کس که نیست داغِ غُلامیِ او گر

بر رُخِ هر کس که نیست داغِ غُلامیِ او گر

بر رُخِ هر کس که نیست داغِ غُلامیِ او
گر پدَرِ من بُوَد دُشمن و اغیارم اوست
(مولانا جلال‌الدین رومی)

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سید جواد حسن رضوی
خوشحالخوشحال
سید جواد حسن رضوی

نِشانِ تیرِ آهم گشته‌ای ای آسمان شب‌ها تو را بر

نِشانِ تیرِ آهم گشته‌ای ای آسمان شب‌ها تو را بر

نِشانِ تیرِ آهم گشته‌ای ای آسمان شب‌ها
تو را بر سینه پَیکان‌هاست هر سو نیست کَوکب‌ها

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سید جواد حسن رضوی
خوشحالخوشحال
سید جواد حسن رضوی

در محنتِ هجرانِ تو، ای سروِ سمن‌بر داریم دلِ مُضطَرِب

در محنتِ هجرانِ تو، ای سروِ سمن‌بر داریم دلِ مُضطَرِب

در محنتِ هجرانِ تو، ای سروِ سمن‌بر
داریم دلِ مُضطَرِب و جانِ مُکَدّر
کُو مُژدهٔ وَصلت که دماغِ دلِ مُضطَر
گردد ز نسیمِ اثرش باز مُعَطّر
زان‌سان که نویدِ ظفر از ایزدِ داور
در دشتِ اُحُد وقتِ هُجومِ صفِ کافَر
بهرِ مددِ لشکرِ خَیرُالبَشَر آید

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سید جواد حسن رضوی
خوشحالخوشحال
سید جواد حسن رضوی

نمی‌گردد خیالِ گَردِ راهش دور از چشمم مُحال است این

نمی‌گردد خیالِ گَردِ راهش دور از چشمم مُحال است این

نمی‌گردد خیالِ گَردِ راهش دور از چشمم
مُحال است این که خیزد گَرد از جایی که نم دارد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سید جواد حسن رضوی
خوشحالخوشحال
سید جواد حسن رضوی

آمد نصیبِ من ز همه مردُمان دو چیز

آمد نصیبِ من ز همه مردُمان دو چیز


آمد نصیبِ من ز همه مردُمان دو چیز
از دُشمَنان خُصومت و از دوستان رِیا

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سید جواد حسن رضوی
خوشحالخوشحال
سید جواد حسن رضوی

مردِ صاحب‌دل رسانَد فیض در موت و حیات شاخِ گُل

مردِ صاحب‌دل رسانَد فیض در موت و حیات شاخِ گُل

مردِ صاحب‌دل رسانَد فیض در موت و حیات
شاخِ گُل چون خُشک گردد وقتِ سرما آتش است

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید