لحظه  بروز رسانی 
INFO GEOLOGY
INFO GEOLOGY

گسل امتداد لغز ( Strike Slip Fault )

گسل امتداد لغز ( Strike Slip Fault )

گسل امتداد لغز ( Strike Slip Fault )

گسل امتداد لغز : در این گسل ها جا به جایی کلی به موازات امتداد گسل است .

یعنی لغزش امتدادی غالب بر لغزش شیبی است . ( Strike Slip Fault )

www.infogeology.ir

نظرات برای این پست غیر فعال است
saeed nikjoo
خوشحالخوشحال
saeed nikjoo

این برگ‌ های زرد به خاطر پاییز نیست که

این برگ‌ های زرد به خاطر پاییز نیست که

این برگ‌ های زرد
به خاطر پاییز نیست
که از شاخه می‌افتند
قرار است تو از این کوچه بگذری
و آن‌ها
پیشی می‌گیرند از یکدیگر
برای فرش کردن مسیرت.

گنجشک‌ها
از روی عادت نمی‌خوانند،
سرودی دسته‌جمعی را تمرین می‌کنند
برای خوش‌آمد گفتن
به تو.

باران برای تو می‌بارد
و رنگین‌کمان – ایستاده بر پنجه‌ی پاهایش –
سرک کشیده از پسِ کوه
تا رسیدن تو را تماشا کند.
نسیم هم مُدام
می‌رود و بازمی‌گردد
با رؤیای گذر از درز روسری
و دزدیدن عطر موهایت!

زمین و عقربه‌ی ساعت‌ها
برای تو می‌گردند
و من
به دورِ تو!

شاعر : یغما گلرویی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
habib
عاشقعاشق
habib

به بزرگی گفتند نصیحتی بفرمایید؟

به بزرگی گفتند

نصیحتی بفرمایید؟

قدری سکوت کردو فرمود:

(( باآبروی کسی بازی نکن))


{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}



سیدحبیب سیدی
پاییز97

مشاهده همه ی 2 نظر
saeed nikjoo
خوشحالخوشحال
saeed nikjoo

من بی تو در آغازه سوزی که در آوازم

من بی تو در آغازه سوزی که در آوازم

من بی تو در آغازه
سوزی که در آوازم
هر با تو نبودن را
می خوانم و می سازم

ای شعرِ به جا مانده
در شورِ مدادِ من
تو رفتی و با من ماند
یادِ تو وَ دادِ من !

من بی تو در آغوشِ
هر زمزمه بیدارم
می دانم و می دانی
این بودن و بیزارم

عشق : از تو شکستن شد
در تابِ نگاهِ من
فریادِ که بر جا ماند
از کودکِ آهِ من !

ای سوزِ صدایِ من
می بارم و می بارم
آن موسِم رفتن را
هر لحظه در آزارم .

شاعر : غلامحسن جعفرزاده پیرموسایی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
saeed nikjoo
خوشحالخوشحال
saeed nikjoo

دوباره رنگ عشق میزنم به بوم خاطرات و تو را

دوباره رنگ عشق میزنم به بوم خاطرات و تو را

دوباره رنگ عشق میزنم به بوم خاطرات
و تو را زندانی خیالم
مشامم پر شده از نفسهایت
و تن سپید واژه هایم معطر از‌حضورت
نگاه کن !
گنجشک ها چه زیبا عاشق می شوند و
عاشقانه هایشان را
به آواز می کشند
بیا ، بیا قدم بزن بر تار و پود احساسم
تا عشق را در هجا هجای عاشقانه شعر کنیم
و از دوستت دارم
یک گلبوسه بر گلوی واژه ها بنشان !
تا خورشید ، گیسوی طلایش را می بافد
و روشنایی را از سرزمین احساسم جمع می کند پس کوچه های بیقراری را تا انتها
دست در دست یکدیگر بدویم
و فراموش کنیم
چادر سیاه شب را به دقایقمان کوک زنیم
حالا که ستارگان
اشتیاق را در چشمانمان سوسو می زنند
و تاریکیِ شب را از یادمان میبرند
قایق دلواپسی ها را راهی
دریاچه ای ساکت و آرام کنیم
و رقص مهتاب را در آغوش آب
به تماشا بنشینیم

نویسنده : پریا تاجیک

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
saeed nikjoo
خوشحالخوشحال
saeed nikjoo

شب شد و از گوشه ی پنجره ی سرد اتاق

شب شد و از گوشه ی پنجره ی سرد اتاق

شب شد و از گوشه ی پنجره ی سرد اتاق
با فکر خلوتم زل زدم به مهمانیِ ستاره ها
چه صمیمی و مهربان بودند در کنار هم
ماه برایشان قصه میگفت، قصه ای عاری از درد و غم
در کنار این ستاره های پرنور و قشنگ
چشم من به یکباره به تک ستاره ای افتاد
در خیال خودم از ستاره پرسیدم
تو چرا گرد ماه نیستی و تنهایی؟

نیشخندی زد و به حال غریب
گفت من عاشق ستاره ای دگرم
گر به او برسم ماه من شود شب و روز
تا خودم ماه دارم به قصه ی او چه نیاز!

با خودم گفتم این ستاره کور شده است
به گمانم که عقل او کم شده است
آخِر از نگاه من عشق مبهم بود
باز از خیال آمدم بیرون
با نگاهی پر از غرور و طمانینه
باز از ستاره پرسیدم :

پس چرا معشوقه ات کنارَت نیست؟
قطره اشکی از او چکید و گفت:
چند سال است از او بیخبرم
اما چه کنم نمیرود از نظرم
عاشق که شوی کور و کری هم زیباست
گفتم بخدا که عقل زایل شده است
اندیشه به حکم عشق باطل شده است

پرسیدمش ای ستاره خسته نشدی ؟
چند سال دگر به انتظار خواهی بود؟

خندید و بگفت :تا جهان باقی است
با لحن عجیبی به من داد جواب
این عشق چه بود و چه کرده بود با دل او
در فکر ستاره و نگاهش بودم
غافل ز همه جا و همه کس بودم
اما قطرات کوچک باران را
از لابه لای پنجره می دیدم

باران نبود که بر زمین میبارید
اشک ستاره بود از دوری عشق
این وضع دل ستاره ی زیبا بود
این است مثال قریب ما آدمها
غافل ز همه دور و بری ها هستیم
از دور ز عشق دگری سرمستیم

ای کاش ستاره و من و آدمیان
جور دگری به عشق دل میبستیم
عشق کور و کری دارد و من میدانم
تفسیر دگر دارم و آن میخوانم
عشق داشتن خدا در عمق دل است

عشق ترکیب قشنگی از دل و آب و گل است
عشق بوی خوش نان تازه و ریحان است
عشق آنست که احوال همه خوب کنیم
درد و غم و حسرت ز همه دور کنیم
عشق را بدون واسطه نقل کنیم
عشق پایان خوش دفتر توست
عشق پایان خوش شعر من است

شاعر : سارا نوذری

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
saeed nikjoo
خوشحالخوشحال
saeed nikjoo

آرزو شاعر مونا بلبولی برای چندمین باره که داره

آرزو شاعر مونا بلبولی برای چندمین باره که داره

آرزو شاعر مونا بلبولی
برای چندمین باره که داره
با حرفاش پا روی قلبم میذاره
نگاه نا امیدش توی چشمام
مثه ضرب یه صفر توی هزاره

براش اصلا مهم نیس عاشقم شه
نه لبخندی نه خوشحالی نه غصه
برام خیلی عجیبه این سوالم
چرا هیچوقت رو حرفش وای نمیسه؟

کسی که خوبیام واسش مهم نیس
باید پای یه بی رحمی بشینه
کسیکه سرد و بی روحه نگاهش
نباید چشم رنگیمو ببینه

دعا کردم که اونم مثل من به
یه حس سرد و بی خود مبتلا شه
مثه من رویاهاش رویا بمونن
واسش هر ارزو شکل بلا شه

شاعر : مونا بلبولی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید