کنارش بنشین
برایش یک چایی خوشرنگ طعم دار بریز،

بگذار سر ذوق بیاید و برایت یکریز حرف بزند،
آنوقت دل ضعفه بگیر و ببوسش،

از آن بوسه ها که عمیق می روند زیر پوست و چند سال جوانترش می کنند..
توی گوشش بگو ؛
دوستش داری تا چشمانش پر از شادی شود

و چشم دنیا از شادی اش برق بزند...
دستش را بگیر و جهان را با او قدم بزن ،
از دریاها و جنگلها و قاره ها بگذر و به مرز آغوشش برس!
اهلی عطر تنش شو و کاشف سرزمین احساسش..
چشمهایش را شعر کن و لبخندهایش را بدوز به لبهای دلخوشی..
غافلگیرش کن با بوسه های ریز و درشت
با بلیط یک تاتر عاشقانه
یا قرار در یک کافه دنج به صرف چندساعت نگاهِ خیره!
با یک جمله از سر مهربانی و عشق؛
ما همیشه با همیم..
ساده کنار کسی که دوستش داری بنشین
نگذار یک دقیقه هم از دست برود
بگو دوستت دارم
بلندتر بگو
جوری که لبخند از گوشهایش بیرون بزند..
باور کن گاهی همین حالا هم برای گفتن و شنیدنش دیر است...

بروز رسانی 
آذر مدیرعشق فقط مادر
آروم و عادیآروم و عادی
آذر مدیرعشق فقط مادر

تارهای گیتارم رو به لرزش در میارم

تارهای گیتارم رو
به لرزش در میارم
تا بارها و بارها بهت بگم دوستت دارم
بارها این تارها به صدا در میان
میگم عشق من دوستت دارم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
آذر مدیرعشق فقط مادر
آروم و عادیآروم و عادی
آذر مدیرعشق فقط مادر

هر آدمی برای خودش خیابانی داره کوچه

هر آدمی برای خودش
خیابانی داره
کوچه ای داره
کافی شاپی داره
عطری که
بعد از سالها بوی خاطراتش
گلوش رو چنگ میزنه

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید