ســـلام هر کی علاقه داشت مدیر گروه اصفهونیا بشه به پیج یکی از مدیرای گروه خصوصی بفرسته و درخواستشو بگه در صورت داشتن شرایط لازم حتما با درخواستش موافقت میشه
بروز رسانی 
AHMAD MANAGER SEPAHAN_GOLDEN
AHMAD MANAGER SEPAHAN_GOLDEN

بایددنیاراکمی بهتر از آنچه تحویل گرفته ای،تحویل دهی

بایددنیاراکمی بهتر از آنچه تحویل گرفته ای،تحویل دهی

بایددنیاراکمی بهتر از آنچه
تحویل گرفته ای،تحویل دهی

خواه با فرزندی خوب
خواه باباغچه ای سرسبز

و بدانی حتی اگر فقط
یک نفر با
بودن تو ساده ترنفس
کشیده است
یعنی تو موفق شده ای🌸

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
HameD
بی‌حالبی‌حال
HameD
لوکیشن: پل فلزی

لوکیشن: پل فلزی

مشاهده همه ی 3 نظر
gameovermehdi مدیر طلایی پوشان صفاهان
گرفتارگرفتار
gameovermehdi مدیر طلایی پوشان صفاهان

این بار می‌خواهم هفت سین عید را با یاد تو بچینم

این بار می‌خواهم هفت سین عید را با یاد تو بچینم

این بار می‌خواهم هفت سین عید را با یاد تو بچینم
سمنو به یاد شیرینی لبخندت
سایه دانه به رنگ چشم‌هایت
سرکه با یاد ترشی مهربانی‌ات
سیب با یاد تردی گونه‌هایت
سکه با یاد درخشش قلبت
سبزه را با یاد روی سبزه‌ات
سیر با یاد تندی کلامت
با همه خوبی‌ها و بدی‌هایت...
نوروز بر تو مبارک

مشاهده همه ی 1 نظر
پریسامدیرطلایی پوشان صفاهان
پریسامدیرطلایی پوشان صفاهان

پروردگارا دفتر دل دوستانم را به

پروردگارا دفتر دل دوستانم را به

پروردگارا

دفتر دل دوستانم را
به تو میسپارم
با دستان مهربانت
قلمی بردار
خط بزن غمهایشان را
و دلی رسم کن
برایشان به بزرگی دریا
شاد و پر خروش

مشاهده همه ی 2 نظر
HameD
بی‌حالبی‌حال
HameD

همسايه بغلی مان بودند. يك دختر داشتند كه اسمش نرگس بود

همسايه بغلی مان بودند. يك دختر داشتند كه اسمش نرگس بود
دلتنگتم

همسايه بغلی مان بودند. يك دختر داشتند كه اسمش نرگس بود. اولين بار روز اسباب كشی ديده بودمش. بدجور ميخواستمش
از آن خواستن های خجالتی كه جرعت گفتنش را نداشتم.
فصل گل نرگس كه ميشد؛ گلفروشی محل چند دسته گل نرگس را هر روز برای من كنار ميگذاشت.
چند تایی پيازش راهم توی باغچه حياط كاشته بودم...
خلاصه ...
هرجای خانه كه چشم مي انداختی، گل نرگس بود و عطر نرگس
راه ميرفتم و بو ميكشيدم و مست ميشدم
يك روز آقاجان گفت: چه خبره پسر اين همه گل نرگس؟!
يك دسته را گرفتم عطرش را عميق بلعيدم و گفتم: هيييچ...عطرشان ديوانه ام ميكنند
چشمانش را ريز كرد و پرسيد: عطر اینها ديوانه ات كرده يا عطر نرگس همسايه؟
سرخ شدم؛ خنديد، زد روي شانه ام و گفت: از من به تو نصيحت پسر؛ عطر تنها بدرد نميخورد..خودش را داشته باش. هفته بعد برايم پا پيش گذاشتند.
سال بعد فصل نرگس؛ ديگر فقط عطر نرگس نبود.خودِ خودش را در خانه ام داشتم
دمِ آقا جان گرم

مشاهده همه ی 2 نظر
✨¦¦_Mαяуαм→Sαяαв_¦¦✨
خوشحالخوشحال
✨¦¦_Mαяуαм→Sαяαв_¦¦✨
پست شماره 320143671 از ✨¦¦_Mαяуαм→Sαяαв_¦¦✨

{-7-}

مشاهده همه ی 12 نظر
HameD
بی‌حالبی‌حال
HameD

لوکیشن: روستا ابیانه

لوکیشن: روستا ابیانه

لوکیشن: روستا ابیانه

مشاهده همه ی 5 نظر