افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
بروز رسانی 
javad_jabbari
ناراحتناراحت
javad_jabbari

حالم اصلا خوب نیست.
برا خواهرزادم دعا کنید همش سه سالشه.
ظهر ساعتای 12 رفته اتاق عمل تا ساعت 5 عملش طول کشید الانم تو ccu هنوز بهوش نیومده

مشاهده همه ی 10 نظر
leyla
بی‌حالبی‌حال
leyla
1511383369096039.png

دمت گرم مجید:)
پیرو پست دوستان:///

مشاهده همه ی 7 نظر
leyla
بی‌حالبی‌حال
leyla
10531511375605750139.jpg

پ.ن:اومدم ی پسره جذاب بپیداعم نشد اینو گذاشتم:|حالا فلن با این پیش میریم تا ببینیم چی میش:)

مشاهده همه ی 12 نظر
ali
خوشتیپخوشتیپ
ali
۲۰۱۷۱۱۲۲_۲۳۵۸۵۴.png

{-57-}{-57-}

مشاهده همه ی 6 نظر
amir
amir
17885.jpg

راه روضه مسیر پروازه , هرکسی عاشقه به صف میشه

مشاهده همه ی 1 نظر
آروم و عادیآروم و عادی
@betsabe

دامپینگ چیست؟!

خیانت بزرگی بنام دامپینگ در جامعه در حال وقوع است . هوشیار باشید .
یک فروشگاه زنجیره ای را تجسم کنید. بسیار بزرگ. بسیار شیک. وارد محله ای می شود. محله ای با مردمانی از طبقه متوسط. نبش اصلی ترین چهار راه محله، زمینی به وسعت 10 هزار مترمربع را می خرد. آن را در هفت طبقه می سازد. با پله برقی، آینه ها و لامپ های زیبا.
خوشحالید نه؟
فروشگاه شروع به کار می کند. تعداد زیادی از اهالی محل را هم استخدام می کند. ولی فقط چند ساعت در هفته. مثلا روزی یکی دو ساعت. چه خاصیتی دارد؟ روشن است که وقتی خانم خانه دو ساعت در فروشگاهی که با آن همه زلم زیمبو و رعایت قواعد مارکتینگ چیده شده کار می کند، خرید روزانه اش را هم از همانجا انجام خواهد داد. بخصوص که قیمت ها هم پائین تر از عباس آقای میوه فروش و حسین آقای پارچه فروش است. حتی پائین تر از قیمت تمام شده! به این می گویند دامپینگ! جالب اینکه خانم عباس آقا هم میوه اش را تازه از همان فروشگاه می خرد. چرا؟ چون عباس آقا سالها هرچه میوه بد داشته که کسی نخریده بوده به منزل آورده. الان خانم عباس آقا خودش دارد کار می کند. با حقوق خودش حسرت سالیان را از دلش در می آورد.
چند ماهی گذشته. کار و بار عباس آقا و حسین آقا خراب است. درآمدشان اجاره مغازه شان را هم در نمی آورد. شاگرد مغازه اخراج می شود و می رود در فروشگاه زنجیره ای استخدام می شود. هفته ای 10 ساعت. ولی حقوق ساعتی اش بالاست. این حقوق ساعتی آنچنان توقع او را بالا برده که جای دیگری نمی تواند کار پیدا کند.
دو سال گذشته. عباس آقا در شرف ورشکستگی است. آخرین مقاومت ها را کنار می گذارد و مغازه را تعطیل می کند. او نیز به فروشگاه زنجیره ای می رود و زیر دست شاگرد سابقش که حالا یکی از انباردارهای فروشگاه است استخدام می شود. همسرش اما اخراج شده است. چون انتظار داشته بعد از دو سال حقوقش یا دست کم ساعت کارش اضافه شود.
چهار سال گذشته است. صاحب مغازه عباس آقا دو سال است اجاره ای نگرفته است. از وقتی عباس آقا مغازه اش را خالی کرده یکی دو مستاجر عوض کرده که هیچکدام بیش از یکی دو ماه دوام نیاورده اند. کاسبی نیست. مغازه ها را به قیمت ارزانی می فروشد به یک بساز و بفروش.

سال پنجم دیگر محله مردمانی از طبقه متوسط ندارد. حسین آقا و شاگردش هر دو کارگر ساختمانی هستند. قیمت های فروشگاه زنجیره ای بالاست. سود هشتصد درصدی روی قیمت تمام شده کالا عادی است. فروشگاه حقوق ساعتی را کم کرده. تعداد بیشتری را با ساعت های کمتر استخدام کرده است.
سال هفتم. فروشگاه محله را به خاک سیاه نشانده. کسی دیگر در آن محله پس اندازی ندارد. فروشگاه کالاهایش را به سایر شعبه ها انتقال می دهد. این شعبه تعطیل است. مردم فقیر منطقه قدرت خرید از چنین فروشگاه باکلاسی را ندارند!
این اتفاقی است که هر روز در آمریکا می افتد. صاحب فروشگاه همان یک درصد است و ساکنین محله همان 99 درصد. فقرا فقیرتر و پولدارها پولدارتر می شوند. شهردارهای مناطق و شهرهای کوچک هر روز با التماس از مردم می خواهند که به جای خرید از فروشگاه های عظیم، از بیزینس های محلی (عباس آقا و حسین آقا) خرید کنند. ولی اغلب مردم با همین طرز فکر شما خریدشان را از غول های بزرگ انجام می دهند. شیک. ارزان!
از خودتان بپرسید چرا اروپا غول های آمریکایی مثل والمارت را محدود کرده؟ جالب اینکه به دلیل همین محدودیت متهم به کمونیست بودن و مخالفت با تجارت آزاد هم می شود.
نه دوست عزیز. هرکه ارزان می فروشد برای رضای خدا ارزان نمی فروشد!
اگر چین سیب و پرتقالش را با ضرر وارد کشورتان می کند و ارزانتر از باغدار شما ميفروشد برای این است که می خواهد باغدار باغش را نابود کند و ویلا بسازد. اگر چین پیراهن مردانه را در تهران می فروشد 5000 تومن و شما برای دوختن همان پیراهن باید 10 هزار تومن مزد بدهی، فقط به دلیل ارزانی نیروی کار چینی نیست! بلکه دارد دامپینگ می کند! قضیه خیلی ساده است .
این قضیه متاسفانه دلیل اصلی تعطیلی کارخانجات اخیر است.

برگرفته از پژوهش استاد جامعه شناسی دکتر جمالو

مشاهده همه ی 27 نظر
لـبـــخـنـد مـــــاه
عاشقعاشق
لـبـــخـنـد مـــــاه
IMG_20171120_202454_102.jpg
از همون شب....

پاییز هم دارد کم کم به" آذر " می رسد

کوچه ها هوای تو را دارند

صدای خِش خِش برگ ها

بهانه ات را می گیرند



نمی دانی چقدر خالیست

جایت روی صندلیِ رو به رویم

در کافه ای که دوست داشتی ...



کاش این روزها برگردی

ای کاش " پاییز " باشد

فصل دوباره رسیدنت

به آغوشم ...









پ.ن:آخرین تجربه ی آغوشم....قدمی دور شوی خاموشم...

مشاهده همه ی 30 نظر
رضا
رضا

میترسم پست بذارم محمد اینقدر پیرو بزنه بهش پشیمون بشم

مشاهده همه ی 17 نظر
leyla
بی‌حالبی‌حال
leyla
1053500x500_1511203664464576.jpg

:////

مشاهده همه ی 6 نظر
Elahe.M
خوشحالخوشحال
Elahe.M

یه بار بابا بزرگم با مامان بزرگم دعواشون شد وسط دعوا دندونای مصنوعی هردو از دهنشون پرت شد بیرون، قاطی کردن کدوم مال کی بود، بابا بزرگم گفت اونی ریحون چسبیده بهش برا منه، مامان بزرگم گفت ریحون نداشتیم که ما، باز رفتی بیرون تنهایی کباب خوردی، دعوا جدی تر شد.😐😂


🌾🌾🌾

مشاهده همه ی 26 نظر