بروز رسانی 
وحید
آروم و عادیآروم و عادی
وحید
واقعا!

واقعا!

مشاهده همه ی 2 نظر
وحید
آروم و عادیآروم و عادی
وحید

شبی غریبم و بی بوسه ای سحر شده ام شبِ

شبی غریبم و بی بوسه ای سحر شده ام
شبِ دو عاشقِ دور از همم که سر شده ام
شبِ طبیب، شبِ پاسبان، شبِ شاعر
شبی عمیق تر از بغضِ رفتگر شده ام
شبِ هنوز، شبِ شاعری بخواب، نخواب
که سمتِ نیمه ی بیداری اش سحر شده ام

*

نوشت چیزی و در سطلِ زیرِ میز انداخت
نوشت: رفته ای ای عشق و دربدر شده ام
خودم به پای خودم از در آمدم بیرون
ولی به میلِ تو آماده ی سفر شده ام
به چند موی سفیدم نگاه کن بگذر
تو سنگ تر شده ای من شکسته تر شده ام
هزار بار نبودی و من غزل گفتم
هزار بار شب و نصف شب پدر شده ام
*
نوشت و حرف زد و گریه کرد، نشنیدم
که از صدایِ کلاغان صبح، کر شده ام
نگاه کردم و خورشید داشت می آمد
سپیده سر زده، بی رنگ و بی اثر شده ام
اگرچه درک نکردم که عشق چیست، ولی
تمامِ فرصتِ یک شاعرم، هدر شده ام

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mr. bean
خوشحالخوشحال
mr. bean

پبشاپیش ﺭﻭﺯ ﺯﻥ . ﺑﺮ ﻫﺮ ﺯﻥ . ﭘﻴﺮﺯﻥ . ﺧﻮﺍﻫﺮ

پبشاپیش ﺭﻭﺯ ﺯﻥ ...



ﺑﺮ ﻫﺮ ﺯﻥ ...
ﭘﻴﺮﺯﻥ ...
ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺯﻥ ...
ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺯﻥ ...
ﭘﺪﺭ ﺯﻥ ...
ﻣﺎﺩﺭ ﺯﻥ ...
ﺳﻮﺯﻥ ﺯﻥ ...
ﺁﻣﭙﻮﻝ ﺯﻥ ...
ﭘﻨﺒﻪ ﺯﻥ ...
بیل ﺯﻥ ...
ﺟﺮ ﺯﻥ ...
زیرﺁﺏ ﺯﻥ ...



بقیه ﺯﻧﻬﺎ ﻣﺒﺎﺭک ﺑﺎﺩ {-33-}

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
abkp106
abkp106

    گل نرگس! چه شود بوسه به پایت

 

 

گل نرگس! چه شود بوسه به پایت بزنم؟

 تا به کی، خسته دل از دور، صدایت بزنم؟

گل نرگس! نکند مهر ز من برداری

داغ دیدار رخت را به دلم بگذاری...

 غم دل به که گویم که ندارد اثری

 چه سبب گفتن غم پیش هر دل بی خبری

 روزگاریست که ویرانه جای غم است

 جای غم بودن تا کی.


 

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید