بروز رسانی 
Haniyeh
Haniyeh

پشت این ابرهاست که نور هنوز هم نفس می کشد

پشت این ابرهاست که نور هنوز هم نفس می کشد

هرچند بیداری امان زخمی و چشمانمان خسته است

ولی زخم بیداری نباید کهنه تر گردد

این زخم نباید ناسور شود

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Afarin
Afarin

بعضی روزها انسان فقط خسته است نه تنهاست

بعضی روزها
انسان فقط خسته است
نه تنهاست
نه غمگین
و نه عاشق
فقط خسته است …

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Golnoosh
Golnoosh

بغلم کن که هوا سوز فراوان دارد بدن یخ زده

بغلم کن

بغلم کن که هوا سوز فراوان دارد
بدن یخ زده ام حال پریشان دارد
مثل بیدی تنم از سوز هوا می لرزد
امشب آغوش پر از مهر تو مهمان دارد
لب به روی لب سرما زده ی من بگذار
لبت امشب بخدا مزّه دو چندان دارد
حسرت داغی آغوش تو بیمارم کرد
تب من با لب تو چاره و درمان دارد
بغلم کن که در آغوش تو راحت باشم
روح سرگشته ی من میل به طغیان دارد
لحظه ای از من اگر دور شوی می میرم
بی تو این زندگی اصلاً مگر امکان دارد؟
آذر انگار کمی خسته شده از پاییز
مژده ی آمدن فصل زمستان دارد
مثل آذر که در آغوش زمستان گم شد
بغلم کن که هوا سوز فراوان دارد…

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Lili
Lili

دیدم به سر عمارتی مردی فرد کو گِل بلگد می

دیدم به سر عمارتی مردی فرد
کو گِل بلگد می زد و خوارش می کرد
وان گِل با زبان حال با او می گفت
ساکن ، که چو من بسی لگد خواهی کرد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Shadlin
Shadlin

من گل رز دیده ام، نقاب که از چهره بردارد سفید

من گل رز دیده ام، نقاب که از چهره بردارد سفید و قرمز است
اما چنین گلی بر گونه های معشوقم ندیده ام.
عطر هایی هستند با رایحه ی دلپذیر
بیشتر از رایحه ای که معشوق من با خود دارد.
چشمان معشوقه ام بی شباهت به خورشید است
مرجان بسیار قرمز تر از لبان اوست.
من دوست دارم معشوقم حرف بزند ،هر چند می دانم
صدای موسیقی بسیار دلنواز تر از صدای اوست.
مطمئنم ندیده ام الهه ای را هنگام راه رفتن
معشوق من اما وقتی راه می رود ، زمین می خراشد.
من اما سوگند می خورم معشوقه ام نایاب است
من نیز مثل هر کس دیگر با قیاسی اشتباه سنجیده ام او را.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
فرشته (مادرم عاشقتم)
لوسلوس
فرشته (مادرم عاشقتم)

دل غلط میکنه بگیره وقتی منو داری😍💋

دل غلط میکنه بگیره وقتی منو داری😍💋

دل غلط میکنه بگیره وقتی منو داری😍💋


❀✦•┈┈❁❀❁┈┈•✦❀
••••●●❥
•••●❥
•●❥ 🍃💋💜

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Elnaz
Elnaz

از كوزه ى تو تراويد آن چه نبايد كه

از كوزه ى تو
تراويد آن چه نبايد
كه حتا حتا حتا
ديوانگان تورا پند مى دهند_
ديوانه!
ديوانه كه خاكستر را
به نيم خود گرفته اى؟_
و كودكان كوچه بر اين دامان
خدو مياندازند؛
آرى آرى،از ميان گِل برخيزى
و رد ريز موشى را
كه به چشم يكبار طلايى زد،
بگيرى و آنجا شوى كه ريگزار
گرماىِ تورا دارد.
با مزيدن ريگ سوخته،
زبان ترك ترك خواهد شد
و راه هاى نارفته
بر آن گشاده خواهد شد
برگى
كه ساترت باشد.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید