بروز رسانی 
Tamanna
Tamanna

پاییز کوچک من دنیای سازش همه رنگ‌هاست با یکدیگر

پاییز کوچک من
دنیای سازش همه رنگ‌هاست
با یکدیگر
تا من نگاه شیفته‌ام را
در خوش‌ترین زمینه به گردش برم
و از درخت‌های باغ بپرسم
خواب کدام رنگ
یا بی‌رنگی را می‌بینند
در طیف عارفانه پاییز؟

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد

بندگی کن ای ❤دلم اینجا کسی یار تو نیست کس

بندگی کن ای ❤دلم اینجا کسی یار تو نیست
کس خریدار ❤دل صادق به بازار تو نیست

آسمان🌧 دارد گلایه از جفا در حق عشق
غیر باران از دو 👀دیده روی رخسارتو نیست

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد

من گم شده ام ؛ هرچه بگردی خبری نیست جز

من گم شده ام ؛ هرچه بگردی خبری نیست
جز این دو سه تا شعر که گفتم اثری نیست

یک بار نشستم به تو چیزی بنویسم
دیدم به عزیزان گله کردن هنری نیست

دلگیرم از این شهرِ پس از من که هوایش
آنگونه که در شأن تو باشد بپری ، نیست

ای کاش کسی باشد و کابوس که دیدی
در گوش تو آرام بگوید : خبری نیست

هر جا نکنی باز سرِ درد دلت را
چون دامن تر هست ولی چشمِ تری نیست

ای کاش که می گفت نگاه تو ، بمانم
این لحظه که حرفت سند معتبری نیست

دل خوش نکنم پشت وداع تو سلامی ست
یا پشت خداحافظی من سفری نیست

من چند قدم رفتم و برگشتم و دیدم
در بسته شد آنگونه که انگار دری نیست

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Sajede
Sajede

اینجا همه همیشه دیر می‌رسند! یکی به اتوبوس

اینجا همه همیشه دیر می‌رسند! یکی به اتوبوس

اینجا
همه همیشه دیر می‌رسند!
یکی به اتوبوس
یکی به قطار
یکی
به یکی ..

مشاهده همه ی 3 نظر
elmira(دختر افغان ) فیسنما
elmira(دختر افغان ) فیسنما
پروانه پرستش

بچه های افغان

مشاهده همه ی 1 نظر
sara
sara

کمی در پاییز با من قدم بزن دلدادگی کن

کمی در پاییز با من قدم بزن
دلدادگی کن
بگذار این فصل زرد
کبود شود از بوسه‌های ما
کمی دیوانگی کن با من
لبخند بزن
بگذار هوای پاییز رنجیده نماند
بخندد، ذوق کند
و به آدم‌های رفته بفهماند
عشق در فصل بی‌برگی
پر برگ می‌ماند
برگی که این بار
به اسم ما ورق می‌خورد

مشاهده همه ی 3 نظر
Ashub
Ashub

بر جام جان از می بجوشانم هستم کن

بر جام جان از می بجوشانم هستم کن

بر جام جان
از می بجوشانم
هستم کن و
سرمست برقصانم
حال وهوای حوصله ابریست
از رقص شعله ها نترسانم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
دختر پاییز
دختر پاییز

بهار به بهار در معبر اردیبهشت سراغت را از

بهار به بهار در معبر اردیبهشت سراغت را از

بهار به بهار
در معبر اردیبهشت
سراغت را از بنفشه‌های وحشی گرفتم
و میان شکوفه‌های نارنج
در جستجویت بودم
در پاییز یافتمت
تنها شکوفه جهان
که در پاییز روییدی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Parastoo
Parastoo

دویدم تا به تو دستی در آرم/به دست آرم تو را

دویدم تا به تو دستی در آرم/به دست آرم تو را دستی برآرم
چو می‌بینم کنون زلفت مرا بست/ تو در دست آمدی من رفتم از دست
نگویم در وفا سوگند بشکن/خمارم را به سخني چند بشکن
اسیری را به وعده شاد می‌کن/مبارک مرده‌ای آزاد می‌کن
ز باغ وصل پر گل کن کنارم/ چو دانی کز فراقت بر چه خارم
مگر زان گل گلاب آلود گردم/به بوی از گلستان خشنود گردم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید