لحظه  بروز رسانی 
*°•.¸☆ کیانوش ☆¸.•°*
ناراحتناراحت
*°•.¸☆ کیانوش ☆¸.•°*

سالها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که

سالها رفت و هنوز
یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی
صبح تا نیمه ی شب منتظری
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران
خبر گمشده ای می جویی
راستی گمشده ات کیست؟کجاست؟
صدفی در دریا است؟
نوری از روزنه فرداهاست؟
یا خدایی است که از روز ازل پنهان است؟
بارها آمد و رفت
بارها انسان شد
وبشر هیچ ندانست که بود
خود اوهم به یقین آگه نیست
چون نمی داند کیست
چون ندانست کجاست چون ندارد خبر از خود که خداست
khb

مشاهده همه ی 3 نظر
*°•.¸☆ کیانوش ☆¸.•°*
ناراحتناراحت
*°•.¸☆ کیانوش ☆¸.•°*


مشاهده همه ی 1 نظر
*°•.¸☆ کیانوش ☆¸.•°*
ناراحتناراحت
*°•.¸☆ کیانوش ☆¸.•°*

روزی فکر می کردم که اگر او را با غریبه ای

روزی فکر می کردم که اگر او را با غریبه ای ببینم
شهر را به آتش می کشم
اما امروز حاضر نیستم شمعی روشن کنم
تا ببینم او کجاست!


%D8%AC%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید