سلام دوستان گلم به گروه خودتون....خراب رفیق .... خوش امدین در این گروه تعداد پست... امتیاز....باز نشر.....تعداد کاربر.....رتبه گروه...اصلا مهم نیست مهم دوستی ها .مهم  دلنوشته های  زیبا  و در کل لذت بردن از کنار هم بودنه توهین و بی احترامی وبی اخلاقی ممنوع اینجا رو مثل دریا فرض کنید  جای برای فریاد زدن ....برای خالی شدن ...
بروز رسانی 
omid333
omid333

با افرادی که همسن شما نیستند دوست شوید، با افرادی که

با افرادی که همسن شما نیستند دوست شوید، با افرادی که

با افرادی که همسن شما نیستند دوست شوید، با افرادی که از دسته اجتماعی شما نیستند ارتباط برقرار کنید، کسانی که طور دیگری می اندیشند و طور دیگری بزرگ شدند...

این باعث رشد و موفقیت بیشتر میشود

مشاهده همه ی 4 نظر
omid333
omid333

دلشوره هرگز غم فردا را فرو نمی نشاند، فقط

دلشوره هرگز غم فردا را فرو نمی نشاند، فقط

دلشوره هرگز
غم فردا را فرو نمی نشاند،
فقط خون شادی را
از رگ امروز بیرون می کشد ...


📕 زاده برای عشق
🏻

مشاهده همه ی 4 نظر
آشنا ترین غریبه
آشنا ترین غریبه

روزی یکی از دوستان بهلول گفت ای بهلول! من اگر

روزی یکی از دوستان بهلول گفت
ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و بعد از مدتی آن را بنوشیم حرام می شود؟....
بهلول گفت: نگاه کن! من مقداری آب به صورت تو می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! بهلول گفت: حال مقداری خاک نرم بر گونه ات می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! سپس بهلول خاک و آب را با هم مخلوط کرد و گلوله ای گلی ساخت و آن را محکم بر پیشانی مرد زد! مرد فریادی کشید و گفت: سرم شکست! بهلول با تعجب گفت: چرا؟ من که کاری نکردم! این گلوله همان مخلوط آب و خاک است و تو نباید احساس درد کنی، اما من سرت را شکستم تا تو دیگر جرات نکنی احکام خدا را بشکنی!!

مشاهده همه ی 2 نظر
آشنا ترین غریبه
آشنا ترین غریبه

قسمت جالبی از متن کتاب تسخیر شدگان داستايوفسكى؛؛؛؛؛

قسمت جالبی از متن کتاب تسخیر شدگان داستايوفسكى؛؛؛؛؛

هر"پرهیزکاری"گذشته ای دارد!!!!!.....
وهر"گناه کاری"آینده ای!!!!!.....
پس قضاوت نکن.........!!!
میدانم اگر:
قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم...
دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد. تا به من ثابت کند...
در تاریکی همه ی ما شبیه یکدیگر یم...
"پناه "؛
میبرم به "خدا "،
از عیبی که؛
"امروز "درخود میبینم
و؛
"دیروز "
"دیگران را "به خاطر،
"همان عیب"ملامت کرده ام...
محتاط باشیم، در "سرزنش "
و"قضاوت کردن "دیگران
وقتی ؛
نه از" دیروزاو"خبر داریم،
نه از"فردای خودمان".

مشاهده همه ی 2 نظر
آشنا ترین غریبه
آشنا ترین غریبه

همیشه که صبر کردن , بخشیدن , ماندن و تحمل کردن

همیشه که صبر کردن , بخشیدن , ماندن و تحمل کردن به این معنا نیست که همه چیز درست می شود ...

لازمه گاهی وقتها دست از این تظاهر کردن برداری ,

باید دست بکشی از بخشیدن کسی که هیچ وقت بخشیدنت را نفهمید

ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ وقتی میمانی و می بخشی فکر می کنند رفتن را بلد نیستی ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ...

ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ...

گریز دلپذیر _ آنا گاوالدا

مشاهده همه ی 2 نظر
آشنا ترین غریبه
آشنا ترین غریبه

"صبح" یعنی بوی گل مریم

"صبح"

یعنی بوی گل مریم

که سراسر شب را پر کرده بود

و حالا با نوازش حس بویایی ات

بیدارت می کند...

"صبح"

یعنی آغاز؛

آغاز یک عبور

ودریچه یک"سلام" ...

گوش کن! ...

در نبض کودکانه ی صبح،

این راز برکت است که می نوازد...

به حرکت سلام کن ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
MEHREGAN
ناراحتناراحت
MEHREGAN

تویی تو ترجمهٔ هر چه «دوستت دارم» و هر چه

تویی تو ترجمهٔ هر چه «دوستت دارم» و هر چه

تویی تو ترجمهٔ هر چه «دوستت دارم»
و هر چه «عشق منی» هر چه «بی تو می‌میرم»
و هر چه «ماه منی»، «آخرین پناه منی»،
و هر چه «عاشق من باش بی تو دلگیرم»
و هر چه «منتظرم تا دوباره برگردی»
و هر چه «منتظرم باش با تو می‌مانم»
تویی تو ترجمهٔ هرچه بی تو می‌خوانم
و هرچه از تو و چشم تو یاد می‌گیرم
و من شبیه به غمگین ترین تلسکوپ پیر
به انتظار طلوع ستاره‌ای عاشق
نشستم آه ولی در شبی که برگشتی
دچار ابر شدند آخرین تصاویرم
و من شبیه به عکاس کهکشانی دور
به شوق رقص هزاران شهاب در چشمت
نشستم آه ولی در شبی که جشن تو بود
و من کنار تو بودم ولی تو شعله شدی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
MEHREGAN
ناراحتناراحت
MEHREGAN

مستقل ترین زن جهان هم که باشی، وقت هایی هست

مستقل ترین زن جهان هم که باشی، وقت هایی هست

مستقل ترین زن جهان هم که باشی،
وقت هایی هست
که دلت پر میزند برای کسی که برسد و بخواهد که آرام رانندگی کنی
و شام ات را نخورده روی میز نگذاری و بروی..
مستقل ترین زن دنیا هم،
دست خطی می خواهد که بنویسد برایش:
"زود برگرد
طاقت دوری ات را ندارم."
زن ها
همه چیزشان را پنهان میکنند:
تنهایی را
دلتنگی را
گریه ها را
دوست داشتن را..
زن ها
هنگام شکستن صدایشان در نمی آید!
درد که دارند به خود نمیپیچند؛
نهایتا تسکین درد یک زن،
گریه های یواشکیست
و اینان همان زنان مرد صفت هستند که نایابند!!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید