لحظه  بروز رسانی 
سجاد
سجاد

بسم الله الرحمن الرحیم سوال : بر اساس آيات نوراني قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

سوال : بر اساس آيات نوراني قرآن کريم ، چه چيز هايي مايه ي  آرامش انسان معرفي شده اند  ؟

جواب : خداوند سبحان ، در قرآن کريم چهار چيز را مايه ي آرامش انسان معرفي کرده است :

1 : ذکر خدا : (...أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئنِ‏ُّ الْقُلُوب...) بدانيد كه تنها با ياد خدا دلها آرام مى‏گيرد.(هود-28)

2 : شب : (...هُوَ الَّذي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فيه..).او كسى است كه شب را براى شما آفريد، تا در آن آرامش بيابيد(يونس-67

3 : همسر :  (وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها ...).و از نشانه‏هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد.(روم- 21)

4 : دعاي پيامبر براي مومنان: (...صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ ...). اي پيامبر :براي  آنها دعا كن كه دعاى تو، مايه آرامش آنهاست .
(توبه-103)

مشاهده همه ی 2 نظر
محمد علی رضایی
آروم و عادیآروم و عادی
محمد علی رضایی

رحم و غضب الهی یعنی چه؟مگه خدا از حالی به

http://baseirat.persiangig.com/1-13.jpg
رحم و رحمت در اصل (لغت) به معنی حالت نفسانی خاصیه كه موقع مشاهده منظره نیازمندان و بیچارگان به انسان دست می‏ده  و اونو وادار می‏كنه كه برای رفع نواقص و تأمین احتیاجات بیچارگان بكوشه. این معنی بعد از تحلیل به "بخشش و عطا برای رفع نیازمندی‏ها" برمی گرده. (یعنی جوهره معنای رحم و حقیقت آن، "بخشش و عطا برای رفع نیازمندی‏ها" است) و هر وقت در مورد خدا به كار بره، منظور همین معنیه، نه آن حالت نفسانی،چون تغییر حالت برای خدا  محاله. (ترجمه تفسیرالمیزان ، ج 1، ص 19)
غضب حالتیه كه برای رفع ناملایمات و انتقام عارض انسان می‏ شه اما در مورد خدا عبارت از كیفر و عذابه.
یكی از یاران امام باقرعلیه‏السلام نقل کرده: از آن حضرت سئوال شد: چه می‏فرمایید در آیه "و من یحلّل علیه غضبی فقد هوی(طه، آیه 81)، و هر كس غضبم بر او وارد شود، سقوط می‏كند". مراد از غضب در این جا چیست؟  

حضرت فرمود: "همان عذاب است، چه اگر كسی بپندارد خداوند از حالتی به حالتی دیگر متحول می‏شود، او را به صفتی از صفات مخلوقات توصیف (تشبیه) نموده است، زیرا خداوند را هیچ چیزی تحریك نكند تا او را دگرگون سازد". (اصول كافی، ج 1، ص 110)
 بنابراین رحمت خدا به معنی نعمت بخشی و غضب خدا به معنی مجازات و عذاب كردنه ، نه تغییر حالت نفسانی كه معنای لغوی بوده و در مورد انسان‏ها صادقه .

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد علی رضایی
آروم و عادیآروم و عادی
محمد علی رضایی

معلم برهان شر رو مطرح می کنه(1).انیشتین هم با تعریف فیزیکی سرما و تاریکی بهش جواب نقضی می ده ،اساسا شر و بدی وجود نداره همون طور که سرما نبود گرماست و تاریکی نبود نوره . شر و بدی هم نبود خیر الهیه این وسط بعضی ها مانع رسیدن خیر الهی می شن مثل شیطان . بحث وجود نداشتن شر وبدی از قدیم هم اثبات شده بود (3) یعنی هر چیزی براساس حکمتها و مصلحت هایی که برای خودش و برای دیگران داره خلق شده.

خلقت شیطان برای خودش خیر یوده ،گفتیم : "خلقت خدا همیشه کامل و بی نقصه" ابلیس هم ازاول، خلقت پاك و بی عیبی داشته، به همین دلیل، سالهای زیادی در صف مقربان درگاه خدا و فرشتگان بزرگ بود.اما با سوء استفاده از آزادی، بنای طغیان و سركشی گذاشت و  لقب شیطان گرفت.یعنی خدا از ابتدا موجود شریر خلق نکرد.

شیطان بر ما هم تسلطی نداره (3)، درضمن  حکمت وجود راه مستقیم وجود بی راهه است، اگه بی راهه نباشه راه معنی پیدا نمی کنه،(4) واینکه گمراه كردن شیطان و تسلطش به بشر محدود به اینكه خود بشر بخواهد تابع اون باشه، یعنی شیطان به شكل یك قدرت قاهره نمی تونه به انسان مسلط بشه.(5)

پس اگه خدا رو تو قلبمون حاضر داشته باشیم نه شر هست نه شیطنت.

ادامه مطلب

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
امامی...پاسخگویی به سوالات دینی
امامی...پاسخگویی به سوالات دینی

تقریر دوم برهان فطرت در رابطه با اثبات خداوند

تقریر دوم برهان فطرت در رابطه با اثبات خداوند متعال:

بعضی از علمای شیعه برهان فطرت رو جور دیگری تفسیر کردند مثل حضرت امام(رحمة الله علیه) در کتاب چهل حدیسش. ایشون در این کتاب می نویسه: یکی از فطرت های بشر که هیچ کسی در اون شک نداره، و هیچ آداب و رسومی اونو تغییر نمیده، فطرت میل به کماله. اگر یه چرخی تو تاریخ بزنیم خواهیم دید که این میل در تموم انسانهای طول تاریخ به وضوح قابل دیدنه، بلکه می تونیم بگیم ما در تموم کارهامون دوست داریم همیشه بهترین و کاملترین کارو انجام بدیم.

اگر چه ممکنه در تشخیص کمال به بیراهه برن و اشتباها چیزی رو کمال بدونن که واقعا کمال نیست و توهم کمال کنن؛ اما این حس که به دنبال بهتریت و بالاترین هستیم در تومم انساها وجود داره؛ لذا اگه مرتیه بالاتر و بیشتری رو ببینند دست از اون بر می دارت و به دنبال اون مرتبه بالاتر میرن. بلکه می تونیم بگیم اصلا نفس آدمی حالت سکون و رضایت از چیزی که داره براش تلاش می کنه و بهش هم می رسه رد نداره، و همیشه خواهان مرتبه بالاتر و بیشتر از اون چیزیه که داره؛ به طور مثال اگه آدمی صورت زیبایی رو ببینه خواهان اونه و اگه از او زیباتری رو پیدا کنه قطعا ذیگری رو طلب می کنه، اگه یک شهر رو به ما بدن باز طمع کشوری رو داریم، اگه کشوری رو داشته باشیم طمع چند کشور و سپس طمع کل دنیا رو داریم و اگه به گل دنیا هم برسیم باز طمع بدست آوردن سیاره های دیگه ردو در سر می پرورونیم.

خلاصه اینکه این حس در انسان وجود داره و هرگز سیر نمیشه تا به یک کمال مطلق و بدون کم و کاستی که بهتر از او و بیشتر از او تصور نمیشه که همون کمال و وجود بینهایته دست پیدا کنه. اون وقته که چون به تموم اون چیزی که میخاد رسیه آروم میسه.

بله اون وجود بینهایت و تموم نشدنی فقط خداوند متعاله که تموم کمالات رو داره و هیچ کمبود و نقصی نداره و تا انسان به او نرسه و با او ارتباط بر قرار نکنه همچنان به دنبالش می گرده و حیران و متحیر به این طرف و اون طرف سیر می منه.
















مشاهده همه ی 1 نظر
a a
آروم و عادیآروم و عادی
a a

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده

خدا 300x216 داستان زیبا و خواندنی عشق بازی خدا با بنده اش

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.

بنده: خدایا ! خسته ام! نمی توانم.

خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.

بنده: خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم…

خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان

بنده: خدایا سه رکعت زیاد است

خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان

بنده: خدایا ! امروز خیلی خسته ام! آیا راه دیگری ندارد؟

خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله

بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!

خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله

بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم

خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم

بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد

خدا: ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده

او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده

ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید

خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست

ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!

خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو

نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد

ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟

خدا: او جز من کسی را ندارد…شاید توبه کرد…

بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
یونس (خادم قرآن گروه رهپویان قرآن)
آروم و عادیآروم و عادی
یونس (خادم قرآن گروه رهپویان قرآن)

آقا حمید :با توجه به آیه ی 144 بقره ، چرا

آقا حمید :

با توجه به آیه ی 144 بقره ، چرا قبله ی مسلمین تغییر کرد و به این جهت به دست عده ایی این بهانه را داد که نعوذبالله خدا تصمیمات اش یهو تغییر می کند؟

جواب :

 برای تغییر قبله دلایل زیر را می توان اقامه کرد :

1 : اولا یهود مسلمانان را مسخره می کردند و می گفتند که پیامبر شما از خود هیچی ندارد و قبله را هم از ما یاد گرفته .

2 : امتحان الهی برای دو دسته از افراد : دسته ای از اشراف عرب که اسلام آوردن خود را منوط به تغییر قبله بیان کرده بودند که این تغییر قبله می توانست ادعای آن را بر درستی یا نادرستی روشن کند و همچنین دسته ی دیگر ، امتحان الهی برای کسانی که به عقائد خود متعصب بوده برای اینکه مشخص شود کدام یک از مسلمانان پیرو دستور پیامبر خویش هستند وکدامیک  نیستند .

 3: اعراب آن زمان علاقه ی خاصی به کعبه داشتند و در تعظیم آن نیز می کوشیدند ، تغییر قبله به سمت کعبه می توانست دل های آنها را به اسلام بیشتر جلب کند .

4 :اتمام حجت بر سایر ادیان : یکی از نشانه های بعثت پیامبر که در کتب آسمانی دیگر ذکر شده بود، داشتن دو قبله بود. (یصلی الی قبلتین)

..............................................

منبع : گروه رهپویان قرآن 

منابع :تفسیر المیزان ، نمونه ، مجمع البیان

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سید علی
آروم و عادیآروم و عادی
سید علی

<br style="font-weight: bold; color: rgb(51, 102, 255);">محشر پر

افسران - مریم مقدس

محشر پر از هیاهو بود و زن در اضطراب.

بی مقدمه فریاد کشید:

خدایا! خودت مرا زیبا آفریدی ، خودت مرا آراستی و جلوه دادی،

همین ها بود که دام زندگی ام شد...

حرفش تمام نشده بود که مریم را آوردند؛ مریم مقدس.

تا نگاهش کرد، از زیبایی اش مبهوت شد و از عفّتش غرق در خجالت.

دیگر حرفی برای گفتن نداشت...


برگرفته از حدیثی از امام صادق علیه السلام


در قیامت زن زیبایی را که به خاطر زیبایش در فتنه افتاده است و (فریب زیبایی خود را خورده؛ و بی

حجابی و بی عفتی و آلودگی دامن گناه او می باشد) به پای حساب خواهند کشید. خطاب به

خداوند متعال خواهد گفت:

خدایا،خودت مرا زیبا خلق کردی تا اینکه در فتنه افتادم. به اذن الهی، حضرت مریم (سلام الله

علیها) را در آنجا حاضر خواهند نمود و ندا خواهد شد: نگاه کن ببین تو زیباتری یا این زن، ما او را هم

 در نهایت زیبایی آفریدیم اما او گناه نکرد و فریب نخورد.

تُؤتی بالمَرأهِ اِلحُسناءِ یَومَ الِقِیامَهِ الّتِی قَدِ افتَتَنت فِی حُسنِها،فَتَقُولُ: یا رَبِّ،حَسّنتَ خَلقِی حَتّی

لَقِیتُ ما لَقِیتُ،فَیُجاءُ،بمَریَمَ(س)، فَیُقالُ:أنتَ أحسَنُ أو هذِهِ؟ قَد حَسّنّاها فَلَم تَفتَتِنُ


(الکافی :228/8)

مشاهده همه ی 4 نظر
soroush
آروم و عادیآروم و عادی
soroush

انسان نباید در حریم این دنیا اسیر شود بلکه باید



انسان نباید در حریم این دنیا اسیر شود

بلکه باید دنیا را اسیر خود کند

وبرای این کار اول باید خودش را بشناسد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد علی رضایی
آروم و عادیآروم و عادی
محمد علی رضایی

اگه خدا یگانه و بی شریكه، چرا تو قرآن لفظ

خدا یگانه و بی شریكه، ولی آوردن ضمیر جمع "ما"به چند جهت می تونه باشه:
1_ بعضی از كارهای الهی به واسطه ملائكه كه جنود و كارگزاران الهی هستند انجام می شه، در این  موارد ضمیر جمع آورده می شه مثل: "إنّا كلّ شی خلقناه بقدر؛(قمر ،آیه 49) "ما" هر چیزی را به اندازه،خلق كردیم". و چون كارگزاران الهی جدای از خدا و مستقل نیستند، پس باید به صورت ضمیر جمع بیاد. غالبا ضمیر جمع "ما"تو كارهایی به كار می ره كه مربوط به عالم ماده است . عالم ماده عالم اسباب و مسبباته و تمام اسباب بر اساس سنت و قانون الهی تاثیر گذارند ، بنابراین، كاربرد ضمیر جمع به این معنیه كه علت ها و اسباب دیگه هم تاثیر گذار در آفرینشند و خدا علت بی واسطه افعال نیست. اما از آنجا كه این اسباب و علل جدای از خداوند نیستند و قبلا گفتیم مظاهر اسماء و صفات الهی مستقل از ذات الهی نیستند، تعبیر به "ما" منافاتی با یكتایی ذات الهی و شریك نداشتن نداره،  چون شریك تو جاییه كه دو موجود مستقل و جدای از هم كاری رو انجام بدن و تو این عالم چیزی جدای از ذات الهی و مستقل از خدا نیست.

2
-گاهی آوردن ضمیر جمع به جهت  موضوع مهمی بوده كه باید به آن اهمیّت ویژه ای داده می شد، مانند حفظ و نگه داری قرآن از تحریف. خداوند می فرماید: "انّا نحن نزّلنا الذّكر و انّا له لحافظون؛(حجر ،آیه 9)بدرستی
"ما" خودمان قرآن را نازل كردیم و خودمان آن را حفظ می كنیم".این آیه متضمّن پنج ضمیر جمعه  به خاطر اهمیت دادن به قرآن . پس، جمع آوردن ضمیر گاهی به جهت اهمیت موضوعه.
 
3- گاهی جمع آوردن ضمیر برای تعظیمه ، مثل:"انّا هدیناه السبیل؛(انسان ،آیه 3) "ما" راه را به شما نشان دادیم".که اینجا ضمیر جمع عظمت راه هدایت الهی رو بیان می کنه.
اما وقتی که ضمیر متكلم وحده"من"بیان می شه حتما عنایت خاص به مطلبی بوده، یا خلق بلاواسطه چیزی در نظر بوده تا احتمال مداخله غیر و وسائط، دفع بشه، مثل: ِانَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِی (طه،آیه14) همانا
"من" خودم خدا هستم وهیچ خدای غیر از "من" نیست پس "من"راعبادت کن ونماز را به یاد"من" به پا دار " به خوبی معلومه که اینجا آوردن ضمیر جمع مخالف عبودیت و ذکر خالصانه است.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید