لحظه  بروز رسانی 
Ar@sh صــــدای دیــــــدار
Ar@sh صــــدای دیــــــدار
ناله مکن چون نی . .


ناله مکن چون نی . . .

امشب ساز دلم غم می نوازد
سه تار خاک خورده ام را بر می دارم
گوشه ی همین اتاق تاریک و نمور
رو به تنهایی ام

سرانگشتان خسته ام را با بی حوصلگی تمام به حرکت وا می دارم
به ناگاه . . .
سه تارم چشم باز می کند
با همان لبخند عاشقانه ی همیشگی
دستی به سر و رویم می کشد
غبار غم از چهره ی پر دردم می زداید
پیشانی ام را می بوسد
و مرا
واژه هایم را
و احساسات شاعرانه ام را
مستانه در آغوش می کشد

مشاهده همه ی 2 نظر
Ar@sh صــــدای دیــــــدار
Ar@sh صــــدای دیــــــدار

امشب بی پروایم . . . چنان تنهایی ام را

امشب بی پروایم . . . چنان تنهایی ام را

امشب بی پروایم . . .
چنان تنهایی ام را به آغوش کشیده ام
که صدای زجه هایش
خلوت و سکوت شبانه ی اتاقم را در هم شکسته

چه عشقبازی ها که نمی کند
با خاطراتم

لب بر لب سکوت
دست در دست تنهایی

آغوش گشوده این لا مذهب
و مرا یارای دلبری های او نیست . . .
می ترسم
نگاه پر هوسش را تاب نیاورم .

کام می خواهد این خاطرات
از من شبگرد تنها
بگو چه کنم ؟!
دل بدهم یا ندهم ؟!
بر نگه پر هوسش .

بیخیال
جدی نگیر هذیان شبانه ی مجنونی عاشق پیشه را
دیگر از رقص واژه هایم خبری نیست

بیا
آری با توام ای تنهایی
بیا
کامت را بگیر و برو

مشاهده همه ی 4 نظر
Ar@sh صــــدای دیــــــدار
Ar@sh صــــدای دیــــــدار

کو مرحمی ؟! که لمس کند احساس خسته

کو مرحمی ؟!

که لمس کند احساس خسته ام را

کو دستی ؟!

که پاک کند اشک های ندیده ام را

باور کن خدا هم غصه دار دردهای من است

وقتی . . .

خاطراتم مرا مرور می کنند

هیس !

نکند حرفی بزنی

و سکوتم را به چالش

هیس !

امشب از فرط تنهایی

برای آغوشم خوابی دیده ام


{-35-}.{-35-}.{-35-}

مشاهده همه ی 5 نظر
Ar@sh صــــدای دیــــــدار
Ar@sh صــــدای دیــــــدار

در خلوت من احساسی است به وسعت عاشقانه

در خلوت من احساسی است

به وسعت عاشقانه های ناتمام

گاهی طفل غنوده ی دلم را تنگ در آغوش می گیرم

و سوار بر بال رویاهایم

دیوان عشقم را ورق می زنم

صفحه به صفحه

فصل به فصل

با قطره اشکی که بی اختیار چکه می کند

چشمهایم را می بندم

عطر اردیبهشت را نفس می کشم

بغض دارم اما . . .

ساکت و آرام

قدم هایم را بر خاک می سایم

آری

در خلوت من احساسی است


{-35-}.{-35-}.{-35-}

مشاهده همه ی 8 نظر
Ar@sh صــــدای دیــــــدار
Ar@sh صــــدای دیــــــدار

چشمهایم را می بندم خودم را تنگ در

چشمهایم را می بندم خودم را تنگ در

چشمهایم را می بندم

خودم را تنگ در آغوش می گیرم

و احساسات شاعرانه ام را

یک به یک ، می بوسم

با نفسی عمیق موهای خاطراتم را نوازش می کنم

و می بویم عطر دل انگیز عاشقانه هایم را

...

..

.

چشمهایم را باز می کنم

آنچه می بینم ، تکه های تنهایی خویش است و بغض های شکسته در گلو

خودم و تنهایی مقدسم را تنگ در آغوش می گیرم

و احساسات شاعرانه ام را

یک به یک ، می بوسم

" آرش "

مشاهده همه ی 18 نظر
Ar@sh صــــدای دیــــــدار
Ar@sh صــــدای دیــــــدار

باز هم شب و پریشان حالیِ من

باز هم شب و پریشان حالیِ من

باز هم شب
و
پریشان حالیِ من

باز هم سکوت
و
صدایِ خنجرِ نامردمی ها
...
چگونه شرح دهم حالِ دلم را

چگونه بُگشایم پر و بالِ شکسته ام را

دردا از این عشق
آه

...

..

.

دردا

مشاهده همه ی 9 نظر
Ar@sh صــــدای دیــــــدار
Ar@sh صــــدای دیــــــدار

دلتنگی آدم را به خیابان میکشد. دلتنگم!

دلتنگی آدم را به خیابان میکشد. 
 دلتنگم!

دلتنگی آدم را به خیابان میکشد...

دلتنگم!

و مردم نمیفهمند قدم زدن

گاهی از گریه کردن غم انگیزتر است

مشاهده همه ی 4 نظر
Ar@sh صــــدای دیــــــدار
Ar@sh صــــدای دیــــــدار

زیر سایه ی تنهاییِ خود نشسته ام و

زیر سایه ی تنهاییِ خود نشسته ام

و نگاهم ، به دوردست هاست

به آنجا که تا چشم کار می کند پُر است از خاطراتِ ریز و درشت

خاطراتی همراه با اشک ها و لبخند ها

...
..
.
دلم ، گرفته

نه ایوانی برایم مانده و نه خیالِ عاشقانه ای

پر و بالم ، شکسته و تیری ناخواسته بر قلبم

در این هوای مسموم ، میانِ آدمک های بی احساس

پرواز ، بیهوده است

به فروغ بگویید حق با تو بود

پرنده مُردنی ست

مشاهده همه ی 2 نظر
Ar@sh صــــدای دیــــــدار
Ar@sh صــــدای دیــــــدار

یادش به خیر احساسی بود مرا

یادش به خیر

احساسی بود مرا ...

و خیالِ عاشقانه ای

دستِ واژه هایم را که می گرفتم

ماه ، خِجل

عرقِ شرم ، بر پیشانی خورشید

اینک اما پر و بالِ واژه هایم ، شکسته

زار و پریشانم

یادش به خیر

احساسی بود مرا ...

و خیالِ عاشقانه ای

مشاهده همه ی 7 نظر
Ar@sh صــــدای دیــــــدار
Ar@sh صــــدای دیــــــدار

آمدم با خاطراتی پُر زِ اشک

آمدم

با خاطراتی پُر زِ اشک

در سکوتِ ذهنِ خسته

قلبِ تنها

روحِ سرگردان و مست .

کوله بارم...

محنت و دردِ جدایی

آمدم

با خاطراتی پُر زِ اشک

مشاهده همه ی 13 نظر