لحظه  بروز رسانی 
فرزانه
مهربونمهربون
فرزانه

لکه ی ابر کبودی مثل یک غصه تلخ

لکه ی ابر کبودی مثل یک غصه تلخ

لکه ی ابر کبودی
مثل یک غصه تلخ
پرده بر چهره ی خورشید کشید
رنگ آبی افق گشت سفید
دلگرفته ، ناشاد
کفتری عرض افق را پیمود
باد سرگشته به خود میپیچید
روی شادابی گل
اندهی سرد نشست
نو عروس چمن از غم لرزید
قطره ی روشن پاکی
بر رخ خاک چکید
رعد غرید
اول آهسته و آنکه به شتاب
اشک از چشم افق بارید
آسمان سخت گریست
لحظه ای چند گذشت
گذر شاد نسیمی دلکش
ابر از چهره ی خورشید زدود
با سرانگشت نوازش
اشک از رخساره ی گل پاک نمود
غصه ی کوچک تلخ
رخت خود را بر بست
همره باد پرید
همره مهر درخشان تابید
آسمان آبی و صاف و یکدست
شادمانه خندید که : آری
زندگی اینگونه است
غصه هایش گذراست
شادیش پاینده است

مشاهده همه ی 2 نظر
:
:

یافتن تو، بزرگ‌ ترین پیروزی زندگی من بود این

یافتن تو، بزرگ‌ ترین پیروزی زندگی من بود این

یافتن تو،
بزرگ‌ ترین پیروزی زندگی من بود
این را به تو تنها اعتراف نمی‌ کنم،
بلکه با صدای بلند ...
با فریاد همه‌ جا گفته‌ام .


احمد_شاملو


نظرات برای این پست غیر فعال است
aram
aram

ای دریغا چه گلی ریخت به خاک چه بهاری پژمرد

ای دریغا چه گلی ریخت به خاک چه بهاری پژمرد

ای دریغا چه گلی ریخت به خاک
چه بهاری پژمرد
چه دلی رفت به باد
چه چراغی افسرد ...

هر شب این دلهره طاقت سوز
خوابم از دیده ربود
هر سحر چشم گشودم نگران
چه خبر خواهد بود ؟
سرنوشت دل من بود درین بیم و امید ...

مشاهده همه ی 9 نظر
nasrin
آروم و عادیآروم و عادی
nasrin

من وضو با تپش پنجره ها میگیرم من نمازم

من وضو با تپش پنجره ها میگیرم من نمازم

من وضو
با تپش پنجره ها میگیرم
من نمازم را وقتی می خوانم
که اذانش را باد،
گفته باشد سر گلدستهٔ سرو
من نمازم را
پی تکبیرة الاحرام علف میخوانم،
پی قد قامت موج...

مشاهده همه ی 2 نظر
:
:

تقدیمی از دوست؛ مرغِ صدا طلایی من

تقدیمی از دوست؛ مرغِ صدا طلایی من

تقدیمی از دوست؛

مرغِ صدا طلایی من در شاخ و برگ خانه‌ی توست
نازنين!
جامه‌ ی خوبت را بپوش
عشق، ما را دوست می‌دارد


احمد_شاملو

نظرات برای این پست غیر فعال است
"سـپیـــد"
"سـپیـــد"

جانم خودت را درگير رابطه هاى امروزى نكن

جانم خودت را درگير رابطه هاى امروزى نكن

جانم
خودت را درگير رابطه هاى امروزى نكن
تمام فرضيه ها را در نظر بگير
كه اگر روزى
شور و اشتياقش رنگ باخت
يا سراغى از تو نگرفت
يا دلش به ماندن نبود
به درد چه كنم، چه كنم نيفتى
اين روزها نبايد از كسى
در قلبت چيزى بسازى
كه اگر فردا روزى تغيير حالت داد
دلتنگى به مغز استخوانت بزند..

مشاهده همه ی 2 نظر
:
:

من این کافه ی همیشگی میز دنج کوچک

من این کافه ی همیشگی میز دنج کوچک


من این کافه ی همیشگی
میز دنج کوچک همیشگی
صندلی های لهستانی همیشگی
و سفارش قهوه ی همیشگیمان
را تا مرز جنون عاشق.............!!
اینجا،، منطقه ی استراتژیک من است
همین جایی که می توانم دست روی دست بگذارم
مست در عطر بی بدیل همیشگی ات که هم آغوش عطر قهوه
عجب خودنمایی میکند
به اهداف اصلی بلند مدتم زل بزنم
و برای فتحشان نقشه بکشم........................!!!!

نظرات برای این پست غیر فعال است
:
:

شعر.!! تنها دلیل تنهایی ست هر زمان

شعر.!! تنها دلیل تنهایی ست هر زمان


شعر.........................!!
تنها دلیل تنهایی ست
هر زمان خسته شد دلت
برگرد............
ماشه را سمت دفتر بچکان
شعر را تا همیشه راحت کن..................!!!

نظرات برای این پست غیر فعال است